از حمایت شما بر خود می بالم متن بیانیه کاندیدای اصلاحطلبان به این شرح است: اینجانب با درود فراوان به فرهیختگان و فرهنگسازان و هنر آفرینان، بر خود فرض میدانم نهایت تشکر خود را، نسبت به شما عزیزان اعلام نمایم. از این که مرا در زمره دوستان و یاران خود قرار دادهاید و با حمایت ارزشمند خودتان، مرا دل گرم نمودهاید تا بتوانم، در ساختن دولت فرهنگی و نه فرهنگ دولتی، موفق باشیم، برخود میبالم و امیدوارم بتوانم با اقدامات عملی به این تعهد بزرگ، صداقت و پایبندی خود را به آزادیهای فرهنگ آفرین اثبات نمایم. میرحسین موسوی
سرو: میرحسین موسوی از همه هنرمندان و روشنفکرانی که در این روزها یار و یاورش بودهاند، با انتشار بیانیهای تشکر کرد. موسوی از آن زمان که شعار «دولت فرهنگی، فرهنگ عیردولتی» را مطرح کرد، توانست حمایت هنرمندان و روشنفکران کشور را جلب کند.
زندگینامه زین الدین زیدان

یوفا: زین الدین یزید زیدان (متولد 23 ژوئن 1972 در مارسی) ملقب به زیزو فوتبالیست سابق و حرفه ای فرانسه است که اصلیتی الجزایری دارد . این ستاره با تیم ملی فرانسه در سال 1998 قهرمان جهان و یورو 2000 شد و همچنین در سال 2006 به توپ طلای جام جهانی رسید و در فینال پس از درگیری با مارکو ماتراتزی از زمین اخراج شد .
برای دیدن به ادامه مراجعه کنید
ادامه مطلب
نارضایتی مردم خرمشهر
.jpg)
جمعي از شهروندان خرمشهري، خواستار تحريم برنامههاي جشنهاي آزادسازي خرمشهر به دليل بيتوجهي مسئولان و استمرار مشکلات اين شهر شدند.
بنا به گزارش خبرنگار «تابناک»، از خرمشهر خبر ميرسد، برخي از شهروندان اين شهر با فرستادن پيامک، از ديگر شهروندان اين شهر ميخواهند در اعتراض به وضع موجود و بيتفاوتي مسئولان نسبت به اوضاع پديد آمده، مراسم جشنهاي سالروز آزادسازي خرمشهر را تحريم کنند.
اين در حالي است که اين پيامکها که از تلفنهاي شرکت خدمات ايرانسل فرستاده ميشود، براي خبرنگاران و برخي از مسئولان نيز فرستاده شده است.
از سوي ديگر، گزارشهاي دريافتي، حاکي از آن است که در سالهاي اخير، استقبال مردم خرمشهر از مراسم جشنهاي سالروز آزادسازي اين شهر به دلیل همین مشکلات، کمتر از قبل بوده که به عنوان مثال در يکي از این موارد، مشکلات پدید آمده در اين شهر و بروز اين وضعيت، واکنش فرمانده وقت نيروي زميني سپاه را نيز در پی داشت.
بنابر اين گزارش، با وجود اينکه رهبر انقلاب، چند سال پيش در توصيهاي نوشته بودند، برويد خرمشهر را بسازيد، بندر آن را آباد و به کار مردم رسيدگي کنيد، همچنان خبري از گشايش يک طرح عمراني در منطقه نيست و خرمشهر همچنان 21 سال پس از بازسازي و 27 سال پس از آزادي، با روزهاي پيش از جنگ خود نيز، دههها فاصله دارد.
گفتنی است مردم این شهر با اشاره به خون پاک ريخته شده مدافعین این شهر، معتقدند آن عزیزان نیز در قلوب پاک خود، خرمي و آبادي اين شهر را ميخواستند و این در حالی است که امروز جاي جاي خرمشهر، زخمي است و نياز به مسئولان فداکار، با روحيه جهادي و سادهزيستي مدافعان و فاتحان اين شهر قهرمان دارد.

دولت نهم در ادامه توزيع بن و هديه نوروزي در ميان دانشجويان در آستانه انتخابات، توزيع بن در کوي دختران شهيد چمران دانشگاه تهران را آغاز کرد که با واکنش تند دانشجويان روبهرو شد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، عصر روز يکشنبه 27 ارديبهشت ماه، مسئولان کوي شهيد چمران دانشگاه تهران، قصد توزيع سه هزار قطعه بن پنجاه هزار توماني را در میان دانشجويان داشتند که با واکنش و اعتراض دانشجويان دختر روبهرو شدند.
دانشجويان معترض، اين کار دولت نهم در آستانه انتخابات را مانور تبليغاتي برای جلب آراي دانشجويان و توهين به ساحت دانشگاه و دانشجو تلقي کردند. از آغاز توزيع بنها که با عنوان هديه به دانشجويان داده ميشد، فضاي کوي دانشگاه متشنج شد و معترضان خواستار توضيح مسئولان کوي در ارتباط با اين اقدام دولت شدند.
دانشجويان تا ساعاتي در حالت اعتراض بوده و خواستار روشن شدن ابعاد اين ماجرا بودند.
گفتنی است، پيش از اين نيز در ايام نوروز، احمدي نژاد سرزده با حضور در خوابگاه کوي دانشجويان دختر دانشگاه تهران، اقدام به توزيع چک پول در میان دانشجويان کرده بود و این در حالی بود که دولت در دفاع از اين کار رئيسجمهور، آن را هديه نوروزي احمدينژاد به دانشجويان دانسته بود.
اولین حضور تصویری موسوی، جمعه، اول خرداد، ساعت ۲۱:۴۵

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، روز جمعه اولین برنامه تبلیغی مهندس میرحسین موسوی از شبکه یک سیما به مدت 30 دقیقه پخش خواهد شد. روز 9 خرداد نیز اولین فیلم مستند موسوی از شبکه یک سیما در همین ساعت پخش خواهد شد.

هاشمی رفسنجانی در تاریخ ٢٩ /٧ /٧٥ به اردبیل سفر کرد و آقای احمدینژاد به عنوان استاندار ازهاشمی تعریفهای زیادی کرده که بخشی از این تعاریف به نقل از روزنامههاي همان روزها به این شرح است.
آقای احمدینژاد، آیتالله هاشمی رفسنجانی را شخصیت بزرگ انقلابی و اندیشمند خواند و سفر ایشان به استان اردبیل را باعث رسیدن این استان به جایگاه مطلوب خود میدانست، به طوری که حضور ایشان باعث تسریع در کار توسعه و آبادانی استان میشود.
در سفر استانی آیتاللههاشمی رفسنجانی در مهر ٧٥، دکتر احمدینژاد که در آن زمان در سمت استانداری اردبیل بود، اعلام کرد: «در سفر تازه سردار سازندگی به این استان ٢٤٠ طرح صنعتی، عمرانی، کشاورزی، بهداشتی و درمانی و فرهنگی، خدماتی و اقتصادی به بهرهبرداری خواهد رسید».
همچنین ایشان در مصاحبه مطبوعاتی و تلویزیونی خود گفت: این طرحها با اعتباری بیش از یک هزار میلیارد ریال به اجرا درآمده است. نکته جالب این که به گفته احمدینژاد در این سفر استانی هاشمی رفسنجانی، صدها طرح عمرانی، مخابراتی و رفاهی به بهرهبرداری میرسد.
محمود احمدینژاد، استاندار وقت اردبیل در این جلسه مطبوعاتی گفت: عملیات اجرای طرحهای متعددی از جمله دو سد بزرگ در اردبیل، تصفیهخانه بزرگ آب شرب پارسآباد مغان، طرح اسکان عشایری، مرحله دوم کارخانه تبدیل سیبزمینی اردبیل، عملیات طرح احداث بزرگراه از فرودگاه اردبیل تا بخش نیر، طرح آبرسانی مشکین شهر، کارخانه سیمان اردبیل با ظرفیت ٢٣٠٠ تن در روز، کارخانه شیرخشک مغان، کارخانه تولید لاستیک، ١٠١ طرح مخابراتی، مرکز تلفن سیار اردبیل، طرحهای توسعه مخابرات در شهرستانها، ٧٤ مدرسه، ١١ سالن ورزشی سرپوشیده، مجتمع اداری اردبیل، خانههای سازمانی و بیمارستان ١٦٠ تختخوابی تامین اجتماعی و... با دست مبارکهاشمی رفسنجانی، ريیسجمهور ایران به بهرهبرداری خواهد رسید.
همچنین دکتر احمدینژاد در یک گفتوگوی اختصاصی با روزنامه «ایران» گفته بود: «آیتالله رفسنجانی، ريیسجمهور وقت ایران، همیشه و در همه ابعاد در صحنهها و شرایط دشوار انقلاب اسلامی، از عناصر تعیینکننده است و نامهاشمی در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد.»
به گفته وی مجموع طرحهای مذکور نقش مهمی در مهار آبهای سطحی، بهبود کیفیت آب شرب شهری، افزایش پروازهای هواپیمایی، احیای مراتع و جلوگیری از تخریب اراضی، جلوگیری از خروج ارز، توسعه صنایع و ایجاد انتقال و جذب نیروهای متخصص و... داشت.
نکته جالب توجه در سفرهاشمی رفسنجانی در سال ٧٥ به اردبیل، اشاره تمام روزنامهها به افتتاح ٣٠٠ طرح عمرانی بود. در همین حال گروههای کثیری از مردم منطقه، استقبال باشکوه از ريیسجمهور وقت را وظیفه دینی و ملی خود عنوان کرده بودند.
دکتر احمدینژاد گفت: «آقای هاشمی رفسنجانی به خاطر تصویب لایحه استان شدن اردبیل، حق بزرگی بر مردم استان دارند و لذا باید از ایشان استقبال تاریخی و به یاد ماندنی صورت گیرد.»
گزارشهایی که در آن تاریخ منعکس شدهاند، نشان از استقبال باشکوه و مردمی که شعارهای تشکرآمیز سر میدادند، میدهد که همه از جمله استاندار وقت اردبیل، رفسنجانی را سردار سازندگی میخواندند.
هاشمی رفسنجانی روز اول سفر خود به استان اردبیل، ابتدا به دیدار خانواده شهدا و ایثارگران رفت و سپس در ورزشگاه تختی این شهر در جمع باشکوه مردم که حتی پای پیاده از شهرستانهای استان به این شهر آمده بودند، سخنرانی کرد.
محورهای فعالیت استانداری را دکتر احمدینژاد، اینگونه توضیح داد: میخواستم در حضور حضرتعالی از مجموعه همکاران و کسانی که در این دو تا سه سال – بعد از استان شدن – تلاش کردند، سپاسگزاری کنم و مجددا از زحماتی که در این دو روز سفر به حضرتعالی دادیم، عذرخواهی کنم و از سفرتان تشکر میکنم. بعضی موارد را دوستان برای تسریع در برنامههای عمرانی جمعبندی کردهاند که خدمتتان تقدیم میکنند .
ما مدیون موسوی هستیم

انتظامی که به تازگی جراحی پای راست انجام داده و اکنون در منزل بستری است، در گفتوگو با «کلمه» گفت: پیش از همه این جریانات سیاسی اخیر، در جلسهای که در فرهنگستان هنر برگزار شدهبود، گفته بودم که میرحسین موسوی مدیر شایستهای بوده و هست.
آقای بازیگر ادامه داد: من در شورای تئاتر فرهنگستان هستم و او را میشناسم. همانطور که بهشتی در سینما تأثیرگذار بوده، موسوی هم در عرصه هنرهای تجسمی و مدیریت هنری موفق عمل کرده است.
وی صراحتا اعلام کرد: من به موسوی رأی میدهم اما نمیدانم شرایط جسمانیام اجازه رفتن به پای صندوقهای رأی را فراهم کند یا نه. چون عمل سخت پروتزی روی پای راستم انجام شده و نمیدانم اوضاع چگونه پیش خواهد رفت.
انتظامی در پایان گفت: ما مدیون موسوی هستیم و قطعا اگر شرایط مناسبی داشتم، در فعالیت برای پیروزی او تلاش میکردم اما الان به زحمت میتوانم کاری انجام دهد یا روی مسئلهای تمرکز کنم.
میرحسین موسوی پیشتاز انتخابات ریاست جمهوری ایران

به گزارش قلم نیوز این نظرسنجی نشان میدهد که در میان افراد سرپرست خانوار میرحسین موسوی با 40 درصد آراء بر محمود احمدی نژاد با 38.3 درصد آراء پیشیگرفته است. لازم به ذکر است که رای میرحسین موسوی از 6.8 درصد در اواسط اسفندماه به 31.1 درصد در اوایل اردیبهشتماه و به 40 درصد در اردیبهشتماه رسیده است. همچنین مهدیکروبی با کسب 4.2 درصد آراء و محسن رضائی با 2.4 درصد در رتبههای بعدی قرار دارند. همچنانکه 16 درصد پاسخگویان هنوز کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب نکردهاند.
همچنین این نظرسنجی نشان میدهد که در میان دانشآموزان و دانشجویان میرحسین موسوی با کسب 46 درصد آراء در رتبۀ اول و محمود احمدینژاد با کسب 30.5 درصد آراء در رتبه دوم قرار دارد. در میان اقشار تحصیلکرده دانشگاهی(با تحصیلات بالاتر از دیپلم) نیز در حال حاضر رای میرحسین موسوی با 48.1 درصد آراء از محمود احمدینژاد با 29.8 درصد پیشیگرفته است.
یافتههای این نظرسنجی نشان میدهد که در میان شاغلین (بخش خصوصی و دولتی) میرحسین موسوی با 41 درصد آراء در رتبه اول و محمود احمدینژاد با 37.4 درصد در رتبه دوم قرار دارد.
به گزارش قلم نیوز این نظرسنجی نشان میدهد که بیشترین رای احمدینژاد در میان زنان خانه دار است که احمدینژاد 45 درصد آراء را دارد و میرحسین موسوی با 38 درصد آراء در میان زنان خانهدار در رتبه دوم قرار دارد.

در دنیای دکوراسیون داخلی هر روز مدل های جدیدی وارد بازار می شوند. مبل ها در فضای داخلی ساختمان نقش اساسی دارند و در انتخاب آنها باید دقت زیادی داشته باشیم.
امروز آخرین مدل های ارائه شده در بازارهای اروپا و امریکا را در اینجا خواهید دید. این مبل ها از زیبایی خاصی برخوردارند برخی از آنها با وجود اینکه فانتزی و مدرن هستند اما ضرافت خود را حفظ کرده اند. این ویژگی خوبی برای اینگونه از مبل ها است به این دلیل که بیشتر دیده می شود اینگونه از مبل ها ضرافت خود را از دست داده و یزرگ یا بی ریخت می شوند.
برای دیدن به ادامه مراجعه کنید
ادامه مطلب
هنرنمایی به وسیله سبزیجات

بعضی وقت ها انسان ها دست به کارای عجیب و غریبی می زنند که اتفاقا خیلی وقت ها علاقه مندان ریادی پیدا می کنند. بعد از هنر نمایی روی کاغذ و سنگ و ... حالا نوبت بخه میوه ها و سبزیجات رسیده. البته همچین کارهایی در ایران به خاطر گرانی خیلی مورد پسند واقع نمیشه و خیلی عجیب نیست که یکی از ماها دست به این کارا نزده. اما دیدن این عکسا به نظر من خالی از لطف نیست.
برای دیدن به ادامه مراجعه کنید
ادامه مطلب
اطلاعيه ستاد انتخابات وزارت کشور در اينباره به اين شرح است: در اجرای ماده 60 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسامی نامزدهای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران که صلاحیت آنان مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفته است به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر اعلام میگردد: 1- محمود احمدینژاد فرزند احمد اضافه مینماید به استناد ماده 66 قانون یاد شده فعالیتهای انتخاباتی نامزدها از تاریخ انتشار آگهی رسما آغاز و 24 ساعت قبل از شروع اخذ رای یعنی در ساعت 8 صبح روز پنجشنبه مورخ 21/3/88 خاتمه میپذیرد. امید است نامزدهای محترم بارعایت فصل ششم قانون انتخابات ریاست جمهوری در مورد تبلیغات انتخاباتی، اهتمام لازم را نسبت به مشارکت ملی، رفتار قانونی و رقابت اخلاقی به عمل آورند تا انشاءالله شاهد برگزاری انتخاباتی در تراز جمهوری اسلامی و در شان ملت شریف ایران باشیم. 
سرو: سرانجام شورای نگهبان با اعلام اسامی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری به شایعات روزهای اخیر پایان داد و میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محسن رضایی و محمود احمدینژاد را به عنوان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد.
2- محسن رضایی میرقائد فرزند نجف
3- مهدی کروبی فرزند احمد
4- میرحسین موسوی خامنه فرزند میراسماعیل
مناظره موسوی - احمدی نژاد ۱۳ خرداد در تلویزیون
سرو: سرانجام قرعه کشی برای برنامه های تلویزیونی با حضور نمایندگان نامزدها انجام شد و بر این اساس برنامه پخش مناظرههاي تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري از 12 خرداد ماه با مناظره کروبی - رضایی آغاز ميشود. نخستين مناظره بين حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي و دكتر محسن رضايي در 90 دقيقه و روز 12 خرداد ماه ساعت 22:30 تا ساعت 24 و همچنين آخرين مناظره 18 خرداد ماه بين دكتر محمود احمدينژاد و دكتر محسن رضايي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 پخش خواهد شد. اما برنامه دیگر مناظرههاي تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري به اين شرح است: روز 14 خردادماه مناظره بين دكتر محسن رضايي و مهندس ميرحسين موسوي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت. روز 16 خرداد ماه مناظره بين دكتر محمود احمدينژاد و حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت. روز 17 خردادماه مناظره بين حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي و مهندس ميرحسين موسوي را از شبكه 3 در ساعت 22:30 تا 24 شاهد خواهيم بود. آخرين مناظره نیز 18 خردادماه بين دكتر محمود احمدينژاد و دكتر محسن رضايي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 پخش خواهد شد. برنامههاي تبليغي نامزدهاي دهمين دوره رياست جمهوري همچنين در قالب مستند، گفتوگوي ويژه خبري، پاسخ به كارشناسان، گفتوگوي يك نفره از شبكههاي يك، دو، سه، چهار، خبر و شبكه جام جم به روي آنتن خواهد رفت. عزت الله ضرغامي عصر امروز (چهارشنبه) در مراسم قرعه كشي ترتيب برنامههاي انتخاباتي نامزدهاي رياست جمهوري گفت: اين جلسه با اصول علمي و رسانهاي به طور مجزا براي صدا و سيما تهيه شده است. رييس سازمان صدا وسيما گفت كه در گذشته نامزدها يك يا دو برنامه داشتند اما در اين دوره نامزدها بررنامههاي متعددي خواهند داشت به طوري كه حتي در آخرين روز حداقل يك يا دو برنامه دارند. وي ادامه داد كه برنامههاي انتخاباتي از جمعه اول خردادماه آغاز ميشود كه هر چه به روز آخر نزديك ميشويم به حجم و گرمي برنامهها افزوده مي شود و هيچ روزي تقريبا خالي از برنامه نيست. به گفته او، اين قرعه كشي صرفا براي اطمينان خاطري است كه بيانگر بيطرفي صدا و سيما درباره نامزدهاست. ضرغامي با بيان اينكه تنظيم برنامههاي راديويي هم به همين شكل است، گفت: به گفته او، تلاش شده است برخي از اين برنامهها شادي خاص خود را داشته باشد تا حقي از كسي ضايع نشود و ساعتهاي مختلفي كه ميتواند بهترين ساعات باشد به خصوص براي برنامههاي راديو انتخاب شود. وي ادامه داد: ضبط برنامهها و بازبيني نوارها توسط يك گروه سه نفره اصلاح ميشود و رفت و برگشت آن زمان ميبرد كه از روز گذشته ضبط برنامه ها آغاز شده است. رييس سازمان صدا و سيما افزود: نمايندگان نامزدها همكاري خوبي را داشتند و ما هم تلاش كرديم كه رسانه ملي نماينده مردم است به صورت عادلانه انجام شود. به نامزدهاي انتخابات آتي رياست جمهوري چهار گوي به رنگهاي مختلف اختصاص داده بودند كه بر اين اساس رنگ طلايي به مهدي كروبي، سبز به مير حسين موسوي، رنگ قرمز به محمود احمدي نژاد و رنگ آبي به محسن رضايي اختصاص يافت. همجنين براي اطمينان بيشتر ترتيب افراد براي قرعه كشي امدادي عبارت بود از مرتضي الويري (نماينده كروبي)، نامدار زنگنه(ميرحسين موسوي)، كلهر(احمدي نژاد) و گيل آبادي(محسن رضايي). براي پخش برنامههاي مختلف انتخاباتي نامزدها از شبكههاي سيما و صدا دو جدول جداگانه تهيه و برنامهها با رنگهاي چهارگانهاي مشخص شده بود. ضرغامي افزود: گردش رنگها در دو جدول برنامههاي راديويي و تلويزيوني نامزدها طوري تنظيم شده است كه باوجود قرعه كشي حق هيچ نامزدي تضييع نخواهد شد و هيچ تفاوتي وجود ندارد. ضرغامي تاكيد كرد: خوشبختانه با اين برنامههاي مناظره (مستقيم، رودرو، دونفره و به صورت زنده) كه در اين دوره انجام شده بسياري از مسائل را براي مردم مشخص خواهد كرد و مردم فرصت دارند تا بهترين حرفها را بشوند و بهترين انتخاب را انجام دهند. مناظرهها و برنامههاي تبليغاتي نامزدهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از ۱۲شبكه تلويزيوني و راديويي كشور از اول تا بيستم خرداد پخش خواهد شد رييس سازمان صدا و سيما گفت: برنامههاي نامزدهاي انتخابات را كميسيون سه نفرهاي كنترل ميكند و اشكالات احتمالي را به آنان و يا نمايندگانشان اطلاع خواهد داد تا رفع نقص و پخش شود. دو جدول پخش راديوئي و تلويزيوني طوري تنظيم شده است كه هيچ تفاوتي در آن نباشدكه اين امر بيانگر بيطرفي كامل در انعكاس برنامههاي كانديداها و رعايت نظم عادلانه در پخش اين برنامه هاست. براساس دو جدول پخش برنامههاي كانديداهاي انتخابات دهم، برنامههاي تبليغاتي آنان در قالب برنامههايي با عناوين: با دوربين، مستند ۱و مستند ۲از شبكه اول سيما، گفتگوي ويژه خبري از شبكه ۲سيما، پاسخ به كارشناسان در شبكه چهار سيما، گفتگو از شبكه خبر و با ايرانيان خارج از كشور و مستند از جام جم پخش خواهد شد. مناظره كانديداها نيز از شبكه سوم سيما از دوازدهم خرداد آغاز ميشود و آخرين مناظره روز هجدهم خردادماه خواهد بود. مجموع برنامههاي تبليغاتي نامزدها در شبكههاي سيما در قالب ۹برنامه به تعداد ۳۸برنامه و به مدت ۱۸۰۰دقيقه خواهد بود. برنامههاي راديويي كانديداها از شبكههاي راديويي ايران، جوان، ورزش، معارف، فرهنگ و گفتگو در قالب ۲۰برنامه تخصصي ۴۵دقيقه اي، كه تكرار مي شود و چهار برنامه ۳۰دقيقهاي مستقيم با مخاطب پخش خواهد شد. مدت كل برنامههاي راديويي كانديداها با تكرار آنها از ۶شبكه راديو ۱۹۲۴ دقيقه و مدت برنامههاي تلويزيوني ۱۸۰۰دقيقه خواهد بود. بر اساس اين برنامه ريزي انجام شده هر نامزد انتخابات دوره دهم رياست جمهوري ۱۷و نيم ساعت فرصت تبليغات تلويزيوني و راديويي و همچنين مناظره دارد. ضرغامي خاطرنشان كرد: قطعا مردم با ديدن و شنيدن برنامههاي نامزدها به خوبي با آنان و برنامه هايشان آشنا خواهند شد و خواهند توانست بهترين انتخاب را انجام دهند.
روز 13 خردادماه مناظره بين دكتر محمود احمدينژاد و مهندس ميرحسين موسوي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت.
ایرنا درباره توالی این برنامهها گزارش دادهاست، مراسم قرعه كشي مناظره و برنامههاي تلويزيوني نامزدهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با حضور نمايندگان نامزدهاي اين دوره از انتخابات و نمايندگاني از وزارت كشور، دادستاني و شوراي نگهبان و همچنين رييس سازمان صدا وسيما برگزار شد.
ايام خاصي در اين مقطع مانند روز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، ۲تاسه روز مراسم مخصوص سالروز رحلت امام خميني(ره) و ... وجود دارد كه اين روزها را نيز در نظر گرفته ايم.
ضرغامي گفت: مناظره دو نفره كانديداها با يكديگر در قالب شش برنامه مستقيم و زنده تلويزيوني انجام خواهد شد كه به دليل روشن كردن بسياري از مسايل براي مردم از اهميت بالايي برخوردار است.

اختصاصی سرو : احمد مسجد جامعی که به دعوت شبکه پنجم در برنامه تهران 20 حضور یافته بود تا با او درباره انتخابات گفت و گو کنند ، تا به انتقاد از دولت پرداخت ، ناگهان برنامه را قطع کردند. برخورد دوگانه تلویزیون با نامزد ها و تبدیل تلویزیون به بولتن تصویری ستاد انتخاباتی رییس جمهوری کنونی مورد انتقاد شدید نامزدهای انتخابات بوده است و دیروز مهدی کروبی و میرحسین موسوی در نامه هایی سرگشاده به انتقاد از رویه تبعیض آمیز تلویزیون پرداختند.
این اتفاق در حالی صورت گرفته است که احمد مسجد جامعی از چهره هایی است که به گواه موافق و مخالف بیش تر از این که به نقد بپردازد ، از عملکردهای مثبت می گوید و به گواه معاون فرهنگی کنونی وزیر ارشاد او به عنوان رییس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تلاش زیادی برای بهتر برگزار شدن نمایشگاه کتاب کرد . این در حالی است که تلویزیون بارها و بارها در گفت و گو با مقامات فرهنگی دولت نهم مانند صفار هرندی و معاون فرهنگی اش دوره احمد مسجد جامعی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به باد انتقاد گرفته است .
چرا به مهندس موسوی رای می دهم؟ توضیح سرو: یادداشت دکتر علی پایا قرار بود در شماره دوم روزنامه «یاس نو» منتشر شود، همان شمارهای که شبانه توقیف شد. اما چه باک! اگر «یاس نو» امکان ادامه حیات نیافت، چندین و چند وبسایت و یکی دو روزنامه وجود دارد که صدای حامیان میرحسین موسوی را منعکس کند. یادداشت دکتر علی پایا را بخوانید. *** جهان جدید که آداب و آموزه های خود را به شیوه ای فراگیر در همه آفاق گسترانده است با ویژگی های چندی از جهان کهن متمایز می شود. اولویت یافتن "امر سیاسی"، ظهور مستمر پدیدارهای بی بدیل به اعتبار ازدیاد فزاینده درجه پیچیدگی تعاملات اجتماعی، جایگزین شدن "نهادها" به عوض "افراد و شخصیت ها" به منزله عاملان اصلی ایجاد تغییرات و تحولات، برجسته شدن نقش "فرهنگ" در شکل دادن به امور، و فراهم آمدن ظرفیت های عظیم از رهگذر پیشرفت های علمی و تکنولوژیک برای درانداختن طرح های نو و بر ساختن عالم و آدم، از این زمره اند. هر یک از این ویژگی ها، با دیگر اجزای مجموعه ای که بر روی هم "جهان مدرن" را شکل می دهند ارتباطی تنگاتنگ و برهم افزا دارد. به عنوان مثال: "امر سیاسی" علی التعریف مابعد اجتماع است، به سپهر روابط جمعی تعلق دارد، و متکی به ملاک های عینی و آزمون پذیر است. اولویت یافتن آن بدین معنی است که در جهان جدید، اراده ها و خرد و عقلانیت جمعی، و نه خودکامگی شخصی و توهمات خرافی، راهنمای تکاپوهای فردی و گروهی می شود. بی جهت نیست که در زمانه کنونی "دموکراسی یا مردم سالاری" است که از اقبال عمومی برخوردار می گردد و "جباریت و استبداد" را که یادگار دوران کهن است بی اعتبار می سازد. اولویت یافتن "امر سیاسی" همچنین به این معنی است که در جهان جدید اخلاقیات صرفا به قلمرو امور فردی و شخصی محدود نمی شود، بلکه عمل اخلاقی کنشگر سیاسی در حیطه عمومی است که از برجستگی برخوردار می گردد. به همین اعتبار است که در جهان جدید مفاهیمی همچون "پاسخگو بودن در برابر افکار عمومی"، "شفافیت"، "اعتماد سازی"، "پرهیز از عوام فریبی"، و نظایر آن در فرهنگ سیاسی در جایگاه کلید-واژه های اصلی ظاهر می شوند. رسوایی مالی اخیر که دامنگیر نمایندگان مجلس عوام انگلیس شده است و طغیان افکار عمومی علیه این قبیل رویه های غیر اخلاقی بخوبی نشان دهنده این واقعیت است که در جهان جدید، شهروندان، که سیاستمداران کارگزاران و خدمتگزاران آنان به شمار می آیند، بی اخلاقی سیاسی را برنمی تابند. "اولویت داشتن امر سیاسی" در جهان جدید در عین حال بدین معنی است که هر نوع اقدام آگاهانه یا ناآگاهانه در جهت بی اعتبار کردن "امر سیاسی"، خواه در هیئت بی تدبیری و فقدان کفایت کنشگران سیاسی، خواه آلودگی و فساد آنان، و خواه سودا زدگی و اسطوره باوری ایشان، شالوده های جوامع جدید را متزلزل می سازد، راه پیشرفت و بهسازی را سد می کند، و زمینه مساعدی برای آشوب و تخریب و ویرانی (خواه در هیئت آنارشیسم و خواه در قالب نیهیلیسم) فراهم می آورد. جهان جدید با همه بداعت و تازگی، از درون رحمِ جهان کهن سر بر آورده است. معنای این سخن آن است که میان این دو جهان، بر خلاف تصور خام برخی که شتابزده و سطحی به قضاوت می پردازند، نه شقاق و گسست، که پیوندهای ظریفی برقرار است که کنشگرانی که با آن آشناترند بهتر می توانند در قلمرو جهان جدید به ساماندهی بهینه امور اقدام ورزند. در جامعه امروز ایران، سید محمد خاتمی ومیرحسین موسوی را می توان به معنای دقیق کلمه کنشگرانی سیاسی متعلق به دوران مدرن به شمار آورد. این هر دو با کوله باری از "سنت-آگاهی"، با راز و رمز جهان مدرن و پیچیدگی های آن آشنایند. هر دو به ضوابط اخلاق جمعی و فردی پای بندند. هر دو از فریبکاری در برابر افکار عمومی و دروغ گفتن به عامه پرهیز دارند. و هر دو در اندیشه بهره گیری از ظرفیت های سیاسی جهان مدرن برای برساختن دنیایی بهترند که در آن نه تنها شهروندان ایرانی، که همه ساکنان سیاره بتوانند با برخورداری از آزادی، امنیت، و عدالت، در مسیر رشد و تعالی ارزش های انسانی و معنوی خویش گام بردارند. تایید بلیغ سید محمد خاتمی از میر حسین موسوی نماد و نشان این واقعیت است که موسوی ادامه دهنده مسیری است که در تاریخ معاصر ایران به "جنبش اصلاحات" شهرت پیدا کرده است. اصلاحات، که سید محمد خاتمی به تازگی با شیوایی هر چه تمامتر برخی از ظرفیت های معنایی و مفهومی آن را تفسیر کرده است، یک حرکت تمدن ساز در ابعاد ملی، منطقه ای و جهانی، و در خور شان ملتی است که در عداد پایه گذاران جهان جدید محسوب می شود. ایران خواه در دوران ماقبل ورود اسلام، و خواه پس از استقرار در گردونه تمدن اسلامی، یکی از تاثیرگذار ترین کنشگران در عرصه تحولات تمدنی بوده است. بقای کشورها و تداوم نقش آفرینی آنها، البته امری نیست که از پیش حتمیت یافته باشد. در عرصه رقابت دائمی میان اقوام و ملت ها، هر گروه که صلاحیت زیست آزاد و مستقل را از دست دهد، از صحنه حذف می شود. نگاهی به نقشه جغرافیای جهان در فاصله سال های 1900 تا 2000 بخوبی این واقعیت را آشکار می سازد که باقی ماندن در صحنه و تاثیر گذار بودن، به چیزی به مراتب بیش از شانس و اقبال و استخاره نیاز دارد. ایران در موقعیت خطیری قرار دارد. در تاریخ پر نشیب و فراز و طولانی این سرزمین بارها رشته بقای آن به نازکی تار مویی باریک شده است اما هر بار لطف حق و همت بلند مردان و زنان این مرز و بوم آن را از نابودی حتمی رهانیده است. اینک در اولین دهه هزاره سوم، بار دیگر ایران با تهدیدهایی بنیان برافکن مواجه شده است. سیاست ها و رویه هایی که در چند سال اخیر پی گرفته شدند، مستمرا درجه آسیب پذیری کشور را در زمینه های مختلف افزایش داده اند. در این زمینه تنها کافی است به هشدارهای مکرری که از جانب صاحبنظران دلسوز و درد-آگاه در قالب نامه ها و بیانیه ها و تفسیرها و گزارش ها طی چهار سال اخیر عرضه شده است نظر شود. برای آن که ایران سربلند بتواند بار دیگر نقش دورانساز خود را در میدان تمدن سازی جهانی ایفا کند می باید از ظرفیت های قدرتمندی که به وسیله نهادهای مناسب فراهم می شود و درایت و بصیرت کنشگرانی که قابلیت اداره نهادها و هدایت آنها را دارند بهره گرفت. جهان جدید جهان نهادهاست. اما نهادها در غیاب کنشگران توانا، یا به نمادهایی انتزاعی بدل می شوند و یا به نظام هایی زحمت افزا. در عین حال کارآمد ترین نهادها و شایسته ترین کنشگران نیز تنها به هنگامی می توانند از ظرفیت های موجود به شیوه ای بهینه بهره بگیرند که شهروندان مسوول و آگاه با حضور مستمر در صحنه و مشارکت دائم در امور، وظیفه تذکار اشتباهات و هشدار در خصوص خطاها را به انجام برسانند و نهاد و اداره کنندگان آن را در هدایت صحیح امور یاری رسانند. مضمون آنچه را گذشت اینگونه می توان خلاصه کرد که: در جهان مدرن، کشور ها و ملت هایی از نعمت بقا و تاثیر گذاری بهره مند می مانند که علاوه بر برخورداری از موهبت نهادهای پرتوان، و گذشته از اتکا به حضور مستمر مردم در عرصه، از فضیلت وجود کنشگرانی بهره مند باشند که بجز آراستگی به قابلیت های معرفتی و اخلاقی در خور جهان مدرن، و سوای توانایی در بهره برداری از ظرفیت های نهادها و هدایت بهینه آنها، به راستی به مردم و نقش آنان در تصحیح مسیرو و مشارکت دادن آنان در امور باور داشته باشند و بدان پای بند باشند. نه آن که به مردم صرفا به منزله "زینت المجالس" و "تضمین کننده مشروعیت سیاستمداران" نظر کنند. ایران اسلامی در آستانه زمان برگزاری انتخاباتی سرنوشت ساز که می تواند رقم زننده سربلندی و عزت یا انحطاط و افول آتی آن در میان خانواده ملل باشد، از این اقبال بزرگ برخوردار است که همه اسباب و عوامل یک تغییر دورانساز و سازنده یکجا در اختیارش قرار دارد. از یکسو یک نهاد قدرتمند یعنی "جنبش اصلاحات" با ظرفیت هایی فراخ و بی مانند برای سازندگی در همه عرصه های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی، از سوی دیگر شهروندانی آگاه و مسوول، و بالاخره از سوی سوم، سیاستمداری همچون میر حسین موسوی، آشنا با راز و رمزهای جهان مدرن و پای بند به مبالات های اخلاقی فردی و جمعی و باورمند به نقش و اراده مردم، همگی در صحنه حضور دارند. در میان این عوامل سه گانه، آن که در زمان انتخابات می تواند این مجموعه بالقوه را به یک نیروی عظیم بالفعل برای ایجاد تحولات مثبت بدل سازد تنها و تنها مردم اند. مشارکت فراگیر تک تک شهروندان و آرائی که در حمایت از جنبش اصلاحات و سکاندار کنونی آن، میر حسین موسوی، به صندوق می ریزند، می تواند سرنوشت ایران را به نحو کامل دگرگون کند و این سرزمین کهنسال را بار دیگر از لبه پرتگاه نابودی نجات بخشد و آن را در موقعیتی قرار دهد که همچنان بتواند نقش دیرپای تمدن سازی خود را ادامه دهد. در مقام شهروندی دوستدار سربلندی ایران و ایرانی رای خود را به میر حسین موسوی تقدیم می کنم. * استاد مدعو دانشگاه وستمینستر
زمان انقلاب فرهنگی هیچ مسئولیتی نداشتم
سرو: میرحسین موسوی سخنان عبدالکریم سروش درباره نقش او در انقلاب فرهنگی را رد کرد. چند روز قبل دکتر سروش با انتشار نامه ای در روزنامه اعتمادملی مدعی شده بود، این مهندس میرحسین موسوی بوده است که درجریان انقلاب فرهنگی نقش داشته، نه او. ماجرای این ادعا به نشست شاعران و ادیبان حامی میرحسین موسوی بازمی گردد که در جریان آن محمود دولت آبادی، داستان نویس شهیر، از سروش به عنوان شیخ انقلاب فرهنگی نام برده بود و به خاطر اخراج دانشجویان و اساتید دانشگاه محکومش کرده بود. سروش نیز گفته های دولت آبادی را بی پاسخ نگذاشت و در نامه ای تند خطاب به دولت آبادی مدعی شد: « به جستجو برآمدم که قصه چيست و محمود دولتآبادی کيست؟ خبر آوردند خفتهاي است در غاري نزديک دولتآباد که پس از 30 سال ناگهان بيخواب شده و دست و رو نشسته به پشت ميز خطابه پرتاب شده و به حيا و ادب پشت کرده و صدا درشت کرده و با «سخافت و شناعت» از معلمي به نام عبدالکريم سروش سخن رانده و او را «شيخ انقلاب فرهنگي» خوانده و دروغ در دغل کرده و متکبرانه با حق جدل کرده است. و اين همه عقدهگشايي و ناخجستگي در مجلسي به نام و حمايت از مهندس موسوي که در پي پوشيدن قباي خجسته صدارت است... باري اگر ستاد انقلاب فرهنگي شيخي داشت اين شيخ کسي جز شخص شخيص مهندس ميرحسين موسوي نبود که پارهاي از جلسات ستاد در دفتر نخست وزيري و زير اشراف و صدارت او برپا ميشد.» اما مهندس میرحسین موسوی در دانشگاه زنجان و در جمع دانشجویان در پاسخ به پرسشی درباره نقشش در انقلاب فرهنگی یادآوری کرد که در زمان انقلاب فرهنگی نه نخست وزیر بوده و نه مسئولیتی داشته است. موسوی گفته است:« من در زمان انقلاب فرهنگی هیچ مسئولیتی نداشتم و هنوز نخست وزیر هم نشده بودم اما در آن دوران با توجه به شرایط کشور و دستور حضرت امام افرادی چون شهید باهنر، شمس آل احمد، سروش و تعدادی دیگر مامور این مسئله شدند.» وی در واکنش به سئوال دانشجویان در این زمینه تاکید کرد: «سئوالات شما به عنوان یک دانشجو باید دقیق و مبتنی بر واقعیات تاریخی باشد اما به هر صورت من واقعا ارتباط موضوع انقلاب فرهنگی با خودم را حس نکردم و در این باره هیچ سند و مدرکی هم وجود ندارد.»
مهندس موسوی یکی از بزرگترین دستاوردهای انقلاب است

به گزارش قلم نیوز ، مجید مجیدی در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان گفت: «آواز گنجشکها» مدرنیته را نفی نمیکند، اما عنوان میکند که انسان باید هوشیار باشد که مدرنیته می تواند چه بلاهایی بر سر انسان بیاورد. مدرنیته ممکن است ما را از ارزشها دور و مسخ کند.
وی که پس از نمایش «آواز گنجشکها» در جمع دانشجویان سخن می گفت با انتقاد از برخی تعابیری که فیلم «آواز گنجشکها» را تقابل سنت و مدرنیته میدانند، این تعابیر را سطحی دانست و ادامه داد: بازگشت به فطرتهای بشری پیام اصلی «آواز گنجشکها»ست و بسیاری از بداخلاقیهای سیاسی و تنشهایی که در فضای سیاسی شاهد آن هستیم، ناشی از دور شدن از ارزشها و باورهای معرفتی است.
مجیدی با بیان اینکه جهان امروز به دنبال گمشدهای به اسم معنویت است و تنها معنویت است که میتواند دنیا را نجات دهد افزود: اینکه اخلاق در جامعه بمیرد و دروغ عنصر عادی در زندگی شود، بسیار مایه تاسف است و متاسفانه فرهنگ ریاکاری هم اکنون در جامعه افزایش یافته است.
وی با انتقاد به عملکرد صداو سیما در آستانه انتخابات، گفت: آن شوری که در دوره نهم بود وتلاش گستردهای که تلویزیون در آن دوره کرد در این دوره وجود ندارد. تلویزیون دراین دوره بسیار خنثی عمل کرده است. البته آقای ضرغامی اذعان کرده که حجم برنامههای تلویزیون درزمینه انتخابات زیاد بوده ولی باید گفت؛ این برنامهها فاقد کیفیت و شور لازم در زمینه انتخابات است. حتی برنامههای کاندیداها هم همانند دوره قبل شورانگیز و جذاب نیست. ضمن اینکه در مورد یک فرد خاص از کاندیداها تلویزیون به عناوین مختلف از او برنامه پخش میکند.
مجیدی گفت: آقای ضرغامی باید بداند که مردم هوشیار هستند واین نوع عملکرد در حافظه تاریخی مملکت به ثبت خواهد رسید. ما ایشان را بهعنوان فردی شجاع و بیطرف و وظیفه شناس میشناختیم، ولی متاسفانه عملکرد فعلی ایشان حکایت دیگری را نشان میدهد .
وی از برخوردهای نامناسب با برخی طرفداران میرحسین موسوی در انتخابات، گلایه کرد و گفت: میرحسین موسوی یکی از بنیانهای این انقلاب در حوزه سیاست و فرهنگ بوده و نباید کسی به جرم اینکه مهندس موسوی را دوست دارد، مورد بازخواست قرار داد.
این کارگردان سینما تاکید کرد: برخی برخوردهای نامناسب با شخصیتهای موجه، از معجزات دوران فعلی است که میخواهند همه چیز را خط بزند. هماکنون هرکسی که بخواهد دولت را نقد کرده حذف میشود، فرقی نمیکند چه کسی باشد، حتی اگر از خود دولت باشد.
مجیدی با تاکید بر اینکه مشارکت عمومی مردم یک اصل مهم برای انقلاب است گفت: مردم باید در صحنه حضور پیدا کنند وعدم حضور مردم باعث نابسامانی های بسیاری خواهد شد.
این کارگردان سینما ادامه داد: مهندس موسوی یکی از بزرگترین دستاوردهای انقلاب است. یکی از فرزندان برومند امام(ره) و یار و یاور رهبری است. بنده بر این باورم اگر مهندس موسوی انتخاب شود، لطف بزرگی است که خداوند براین ملت کرده و اگر انتخاب نشود لطف بزرگی است که خداوند در حق مهندس موسوی کرده است. چرا که ایشان در طول عمر خود همیشه با سلامت و صداقت و دین باور و معتقد به اصول انقلاب زندگی کرده است.
مجیدی با انتقاد مکرر از برخوردهای تخریبی گفت: اینکه یک شبی تصمیم بگیرند آدمها را حذف یا تعدیل کنند اصلا درست نیست. در ژاپن شخصیتهای مهم جزء سرمایههای ملی کشورشان محسوب میشوند، اما ما در اینجا آدمها را به راحتی حذف میکنیم. نباید در برخورد با مسایل نگاه تنگ نظرانهای داشته باشیم.
وی اضافه کرد: شهید بهشتی در اوایل انقلاب با چپیها مناظره میکرد، اما چرا باید این فضاها را ببندیم و مرتب آدم ها را حذف کنیم و روی آنها قلم یا ماژیک بکشیم. دنیا درحال شکارکردن نخبهها و جوانان ماست ولی ما همدیگر را به خاطر بداخلاقیهای سیاسی حذف میکنیم. خطری که هماکنون کشور را تهدید میکند، همین برخورد حزبی، سلیقهای است.
مجیدی با ارائه شرحی از تعدادی از فیلمهای گذشتهاش گفت: زمان ساخت فیلم «بدوک» که به معضلات سیستان و بلوچستان میپردازد، نگذاشتند چهار سال فیلم بسازم. در آن زمان این فیلم خشم خیلی از مسوولان را برافروخت و آنها میگفتند که چرا درباره موفقیتهای دولت مثل ساخت سد و سیلو و کارخانجات فیلم نمیسازی؟ در جواب گفتم که کدام شاعر یا هنرمند را سراغ دارید که درباره این موضوعات شعر گفته یا اثری خلق کرده باشد؟
این کارگردان سینما با انتقاد از کسانی که برای توجیه عملکرد خودشان دست به هرکاری میزنند، تصریح کرد: هنر نباید دستاویز مسایل سیاسی باشد.
وی با اشاره به فیلم «پابرهنه در هرات» گفت: گروه ما برای ساخت این فیلم کوتاه توسط طالبان دستگیر شدند و ما برای ساخت این فیلم بسیار سختی کشیدیم و تلویزیون هیچوقت این فیلم را پخش نکرد.
مجیدی درمورد فیلم «آواز گنجشکها» تصریح کرد: رضا ناجی در این فیلم یک سوپراستار است و در رقابت با بازیگران مطرحی چون دنیل دی لوئیس و ... توانست جایزه جشنواره برلین را دریافت کند. در همان روز روزنامهها نوشتند که رضا ناجی فرش قرمز را از زیر پای بازیگران هالیوود بیرون کشید.
وی با انتقاد از تفکیک سینما به سینمای دینی و معناگرا مطرح کرد: همه چیز در حوزه دین تعریف میشود حتی مناسبات اجتماعی. نباید برای تبلیغ دین تنها به ظاهر توجه کرد. مثلا جشنواره نماز برگزار میشود و به هر فیلمی که در آن نماز وجود دارد جایزه میدهند یا فیلم هایی که رکعت بیشتری دارند جایزه میگیرند. این نگاه غلطی است و به نگاههای ارزشمند لطمه میزند.
مجیدی تاکید کرد: جهان امروز به دنبال گمشدهای به اسم معنویت است و تنها معنویت است که میتواند دنیا را نجات دهد.
وی در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان درباره سکانسی که در فیلم «رنگ خدا» اسبی در رودخانه غرق میشود، گفت : برای این سکانس خیلی زحمت کشیدیم و صحنه بسیار مشکلی بود. جالب است بدانید که در غرب که حقوق حیوانات برایشان مهمتر از حقوق انسانهاست و حقوق بشر شکل ویترینی دارد خانمی در لندن شکایت کرده بود که ما چرا این اسب را در آب انداختهایم! از همان جا به ما گفتند از شما شکایت کردهاند و من درجواب گفتم شما که میروید جایزه من را بگیرید، در دادگاه هم شرکت کنید.
مجیدی تاکید کرد: من خود را به عنوان یک فیلمساز جزو فرزندان انقلاب میدانم و باید بگویم ما به عنوان فرزندان انقلاب از هیچ کس نمیترسیم و ما اگر بدهکار کسی هستیم، فقط شهدا هستند که ما تنها بدهکار خون شهدا هستیم.
وی به اظهار نظر درباره بسیج پرداخت و افزود: ما دراین انقلاب بزرگ شدیم و میدانیم که بسیج درسالهای پس از انقلاب چه کارهای ارزشمندی انجام داده است. قطعا مهمترین وجه بسیجی آزاده بودن آن است
وی ادامه داد: قشر دانشجو و دانشگاه قشر اصلی هر جامعهای است و حضور همه جانبه دانشجوها درهمه عرصههای میتواند یک حیات دوبارهای برای جامعه باشد.
مجیدی درادامه به فعالیتهای خود وکارگردانان همسو با او دراوائل انقلاب اشاره کرد و یادآور شد: اولین تئاتر انقلاب را ما به روی صحنه بردیم، کاری به کارگردانی شهید حسین قشقایی که در مبازرات خیابانی در میدان انقلاب شهید شد. شهید حسین قشقایی از اساتید ما بود و ایشان شهید ارزشمندی بود که منشا تحولات بسیاری در دیگران واز جمله خود من شد. این تئاتر را شهید قشقایی نوشته بود و قرار بود که در چهلم شهید قشقایی این تئاتررا در بهشت زهرا سر خاک این شهید اجرا کنیم، ولی سیر تحولات انقلاب به حدی سرعت گرفت که منجر به پیروزی انقلاب شد وتصمیم گرفتیم با عنوان اولین نمایش انقلاب در تئاترشهر به نمایش بگذاریم .البته الان سالنی به اسم سالن قشقایی با یاد شهید قشقایی در تئاتر شهر وجود دارد.
وی ادامه داد: ما روزی دوتا اجرا داشتیم وجمعیت عجیبی به استقبال این نمایش آمدند. از یک دورهای احساس کردیم سینما نقش تعیینکننده واساسی را میتواند در حوزههای فرهنگ اجتماعی داشته باشد. بهخصوص که این ابراز نگرانی وجود داشت که سینمای مبتذل با عناوین مختلف سرو کلهاش پیدا شود واحساس کردیم یک ضرورت است که ماباید وارد عرصه سینما شویم، سینمایی که میتوان حرفهای ناگفته انقلاب را با آن زد.
مجیدی افزود: در همان زمان تیمی تشکیل دادیم که آقای محسن مخملباف در آن بود مرحوم ملاقلی پور،کمال تبریزی ،محمد رضا هنرمند و...در آن حضور داشتند که آقای حاتمیکیا باچند سال تاخیر ملحق شد وبا حضور اساتیدی چون سعید کشن فلاح وتاجبخش فنائیان که جزو مدرسین بزرگ تئاتر بودند، تشکیلاتی به اسم حوزه اندیشه وهنر اسلامی را بنیان کردیم. اینکه میگویم بنیان کردیم، همه توسط جوانانی نوزده - بیست ساله و با دست خالی بود.
وی ادامه داد: یادم است نمایشنامهای به اسم «توجیه» را آقای مخملباف نوشته بود که درباره مبارزات گروههای انقلابی بود. درست شبی که قرار بود این نمایش را اجرا کنیم، مصادف با حمله هوایی عراق به تهران و خاموشیها بود. ما به سراغ تلویزیون رفتیم وگفتند که این کار فوق العادهای است وچرا فیلمش نمیکنید؟ نمایشنامه «توجیه» به فیلمنامه «توجیه» تبدیل شد و به سراغ وزارت ارشاد رفتیم وگفتیم که میخواهیم این کار را بسازیم و «توجیه» اولین محصول گروه ما بود که در سینماهای کشور نمایش داده شد، ولی چون در سالهای اول انقلاب بود و به خاطر مسئله حجاب بعدها نمایش متعدد پیدا نکرد.
مجیدی با اشاره به فیلم «بایکوت» ادامه داد: این فیلم با بلیط 10 تومانی آن زمان فروش 14 تا 15 میلیون تومانی کرد. یعنی اگر با بلیط فعلی اکران میشد به فروش میلیاردی میرسید. من چند فیلم کوتاه ومستند ساختهام که شاید شاخصترین آنها فیلم «خدا میآید» است که تلویزیون هم چند بار آن را پخش کرد.
وی تاکید کرد: آفتی که متاسفانه در نوع نگاه دولتی به هنر وجود دارد، این است که برای توجیه کارهای خودشان متوسل به فضای کاری هنری میشوند.
این کارگردان سینما در پاسخ به سوالی درباره انگشتنگاری نیز مطرح کرد: این موضوع انگشتنگاری بحث جدی بوده که همواره با ممانعت ما مواجه شده است. بعد از 11سپتامبر این موضوع شدیدتر شده است. ما با این مسئله به کرات برخورد کردیم وامیدواریم این برخورد نامهربانانه به شکل درست ومنطقی حل شود.
مجیدی همچنین در این نشست گفت:«سوزان سانتاگ» یکی از بزرگترین نویسندههای غرب، نقدی بر فیلم «بچههای آسمان» نوشته بود و با تمجید از این فیلم عنوان کرده بود:«من به خاطر این فیلم سر تعظیم فرود میآورم.»
وقتی از مجیدی نظرش را دربارهی فیلم «اخراجیها» جویا شدند او عنوان کرد که دربارهی این فیلم صحبت نمیکند.
به گزارش قلمنیوز، این کمیته از علاقهمندان خواست برای داشتن وحدت رویه، تبلیغات رسمی را در زمان قانونی با این طرح آغاز کنند. از آنجا که ستاد میرحسین متکی به خرده توانهای مردمی است، از عموم مردم و ستادهای مردمی تقاضا کرد در صورت تمایل، خود راسا اقدام به انتشار اقلام تبلیغاتی نمایند.




به گزارش قلمنیوز میرحسین موسوی در گردهمایی بزرگ دانشجویان دانشگاه زنجان طی سخنانی با انتقاد از وضع اقتصادی کشور اظهار کرد: متاسفانه ما به قیمت رونق بخشیدن به کشورهای دیگر، بازارهای خود را به بازارهای آنها بخشیدهایم. دولت باید از اقتصاد ملی حمایت کند، سیاستهای پولی روشنی داشته باشد و از افزایش بیرویه نقدینگی جلوگیری کند. در طول این سالها حجم نقدینگی بیش از دو برابر افزایش پیدا کرده که نتیجه آن افزایش تورم شده است و بخش دیگری نیز صرف هزینههای اقتصاد صدقهای شده است.
نخستوزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس همچنین گفت: ویژگی ما آذربایجانیها این است که هرگاه خطری برای کشور پیش آمده، پیش از همه برای دفاع از کشور آماده شدهایم و کشور را حفظ کردهایم و الان هم چنین احساسی را در ملاقات با همشهریهای خود حس میکنم. دلهرههای آذربایجانیها برای دغدغههای کل کشور است و نمیشود اینها را از هم جدا حس کنیم. نباید در آینده با نگاه امنیتی به این نوع فعالیتها نگاه کنیم بلکه به عنوان دلسوزی برای کل کشور باید تلقی کنیم.
میرحسین موسوی درباره حمایت ایران از مسلمانان جهان متذکر شد: اجزای سیاست خارجی کشور باید به عنوان یک منظومه به هم پیوسته باشند. نقد من به سیاست خارجی فعلی کشور، وجود نقضها و نبودن یک منظومه است. به طور مثال ما با ونزوئلا ارتباط قوی میگیریم ولی به قفقاز، جمهوری آذربایجان، آسیای مرکزی و دیگر همسایگان خود اهمیت چندانی نمیدهیم و اینجاست که مشکل به وجود میآید. من کشور خود را جزو یک مجموعه تمدنی عظیم میبینم و معتقدم باید برخی روابط خود را احیا کنیم و عمق استراتژیک بدهیم. ارتباط ما با جهان پیرامونی باید به برنامههای درازمدتی معطوف شود که با تغییر دولتها تحتالشعاع قرار نگیرد.
او توضیح داد: مشکل ما این است که هیچ سیاست ثابتی که معطوف به منافع حیاتی ما در منطقه باشد نداریم و سر خود را به هیاهوهایی برای مصرف داخلی گرم کردهایم و منافع خود را در دنیا از یاد بردهایم. در زمینه سیاست خارجی شاهد تناقضهای متعددی هستیم. مثلا در مورد مسائل ملی صحبتهایی میکنیم و بعد زیر پرچمی مینشینیم که در آن به جای نام خلیج فارس، نام خلیج عربی درج شده است. حمایت از مسلمانان جهان، فلسطین و حمایت از فرزندان لبنان که فرزندان طبیعی انقلاب اسلامی و امام (ره) هستند و حتی از منافع ما هم حمایت کردهاند یک حمایت اصولی است به شرط آنکه یک منظومه باشد. سیاست خارجی را برای اهداف کوتاه مدت و هیاهو نباید به کار بگیریم.
وی درباره قوانین تبعیضآمیز حوزه زنان تاکید کرد: هر قانونی اگر از نظر محتوا به شکلی در بیاید که وجدان عمومی آن را سازگار با خود نبیند، راه درست این است که از طریق قانون آن را تغییر دهیم. این مساله یک فرآیند دارد و دولت نیز در این فرآیند نقش دارد. مسیر تغییر قانون، مطابق با قانون اساسی است و از طریق مجلس، شورای نگهبان و الی آخر صورت میگیرد. من مطابق آنچه اعتقاد دارم به سهم خود مخالف هر نوع تبعیض هستم و از طریق اختیارات خود، لوایحی را در این زمینه تقدیم مجلس خواهم کرد.
موسوی درباره برخورد با فعالان کمپین موسوم به کمپین یک میلیون امضاء نیز گفت: من با هر نوع برخورد خشن و زورمدارانه با فعالان مختلف از جمله فعالان عرصه زنان مخالف هستم.
نخستوزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس با تاکید بر این که عرصه اقتصاد، سیاست و فرهنگ از هم جدا نیستند افزود: معتقدم برای حل مشکلات کشور در زمینه فرهنگ باید یک دولت فرهنگی داشته باشیم؛ نه یک فرهنگ دولتی. فرهنگ نمیتواند دستوری و آمرانه باشد. وظیفه دولت، بسترسازی است و دولت نمیتواند فیلم بسازد و کتاب بنویسد بلکه دولت باید فضا را طوری باز کند تا همه در آن بتوانند آزادانه فعالیت کنند.
یکی از دانشجویان نسبت به برگزاری این جلسه سخنرانی در ایام رحلت آیتالله بهجت اعتراض کرد که مهندس موسوی پاسخ داد: آیتالله بهجت یک عالم بزرگ و از مراجع بزرگ تقلید ما بودند و جا دارد که در این جلسه یادی از ایشان کنیم. ولی باید به این نکته اشاره کرد که هرکدام از این روزهای خاص و ایامالله وسیلهای برای رساندن آگاهی میشوند. خود حضرت رسول(ص) هم در ایام حج و روز عرفه با اعزام امیرالمومنین(ع) به جمع مسلمانان به طرح مباحث آگاهساز و معرفتی میپرداختند. روز عاشورا، تاسوعا و روزهای مشابه دیگر نیز روزهای آگاهیدهی هستند و شما نمیتوانید دانشجویان را متهم کنید که چرا در این روز در اینجا نشستهاید و در مورد سرنوشت خود بحث میکنید.
او همچنین به مسئله بسیج و انتخابات پرداخت و گفت: بسیج زمان جنگ، مظهر عظمتها و فداکاریها بود و قشرهای مختلف در آن حضور داشتند. اگر میخواهیم آن سرمایه عظیم حفظ شود باید به سمت آن ارزشها برگردیم. یعنی اگر بسیج میخواهد منزلت خود را در بین مردم حفظ کند باید از مردم دفاع کرده و فراتر از جناحها حرکت کند و اگر مثلا به کسی در خیابان ظلم میشود از او دفاع کند و به این نگاه نکند که مثلا آن شخص ریش دارد یا نه؟
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: امام (ره) نه تنها بسیج بلکه همه نیروهای نظامی را از ورود به سیاست منع کردند. بسیج باید فراتر از جناحها حرکت کند و نگران سلامت صندوقها باشد و همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، رای آنها برای کسی آشکار نباشد و از کسی حمایت نکنند. مگر بسیج مدافع نظر رهبری نیست؟ پس این بحثها که از فرد خاصی حمایت میکند به صلاح مجموعه نیست.
مهندس موسوی درباره مشکلات مختلف دانشجویان در سالهای اخیر گفت: دانشگاه باید مستقل باشد و نگاه امنیتی باید از روی دانشجو و استاد برداشته شود. نباید دانشجوی ستارهدار داشته باشیم و همچنین نباید استاد بازنشسته به دلایل سیاسی داشته باشیم. دانشجویان باید آزادی بیان و آزادی پس از بیان داشته باشند.
در ادامه این جلسه یکی از دانشجویان مسوولیت مهندس موسوی را در انقلاب فرهنگی جویا شد؟ که او عنوان کرد: این سوال غیرمستند است. قرار بر این بود که سوال یک دانشجو که فرهیخته و تحصیلکرده است دقیق باشد. نباید مسائل مختلف را با هم آمیخته کنیم و از آن وسیلهای بسازیم برای این که تاریخ را مخدوش کنیم.
مهندس موسوی اظهار کرد: زمانی که انقلاب فرهنگی شد من هیچنوع مسئولیتی نداشتم و این مساله زمانی اتفاق افتاد که من هنوز نخستوزیر نشده بودم. البته قصد تایید یا رد مساله انقلاب فرهنگی را ندارم، بلکه مساله انقلاب فرهنگی در شرایط خاص اول انقلاب به فرمان حضرت امام (ره) و توسط جمعی از دانشجویان انجام شد؛ آقای باهنر، شمس آلاحمد، سروش و برخی افراد دیگر بر اساس فرمان امام (ره) این کار را صورت دادند.
او در پاسخ به ادعای یکی از دانشجویان راجع به نشست موسوی با اعضای نهضت ملی گفت: بحث نشست و برخاست من با نهضت ملی یک دروغ محض است و شما در اینجا یک دروغ روشن را بیان کردید. من به شما که امروز مشکی به تن دارید میگویم لباس قرمز بپوش ولی دروغ نگو.
عضو مجمع تشخیص مصلحت همچنین در پاسخ به یک سوال تکراری از پیش تعیین شده از سوی طیفی خاص دیگر راجع به استعفای وی نیز افزود: بارها این سوال را از من پرسیدهاند و دلیل مطرح کردن این پرسشها طبیعی است؛ چرا که منظورشان این است که من در یک شرایط حساس استعفا کردهام و باز هم این کار را تکرار خواهم کرد. در واقع اینها میخواهند وارد صحنه نشوم. من در سختترین دوران انقلاب یعنی در دوران دفاع مقدس افتخار خدمتگزاری به ملت را داشتم و فقط یک بار استعفا دادم. دیروز هم این سوال را از من در یزد پرسیدند؛ ظاهرا هم سوالات دوستان در همه جا میچرخد.
نخستوزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس تاکید کرد: زمانی که به این نتیجه رسیدم که نمیتوانم وظایف قانونی خود را به طور کامل انجام دهم استعفا کردم و امام (ره) موافقت نکردند و بعد هم که بر سر کار برگشتم، امام (ره) تا آخرین لحظه از عمر مبارکشان از دولت حمایت کردند. آیا اینکه بخشی از مسائل را بگویید و بخشی دیگر را نگویید از تقوای اسلامی دور نیست؟ کمی به کتابها و نوشتههای امام (ره) مراجعه کنید تا با اندیشههای ایشان به درستی آشنا شوید. ایشان مخالف قاطع تحجر بودند.
میرحسین همچنین متذکر شد: دیروز این مساله را مطرح کردند که من در دوران نخست وزیری در دانشگاهها بین دختران و پسران دیوار کشیدهام و من هم توضیح دادم که یکی از گروههای موجود در آن زمان در یکی از دانشگاهها این کار را کرده بود و امام (ره) وقتی از این مساله مطلع شدند به شدت مخالفت و با این مساله برخورد کردند. علت اینکه این مساله را مطرح میکنم این است که به امام (ره) ظلم نشود و ایشان را آنطور که بود بشناسیم. امامی که شما اینگونه مطرح میکنید یک امام تنگنظری است که هیچ شباهتی با آن امامی که ما میشناختیم و دوستدار اندیشههای باز و نو بودند ندارد.
او عنوان کرد: من افتخار داشتم که امام (ره) از دولت من حمایت میکردند. انتخاب نخستوزیر در آن دوران بدین ترتیب بود که رییسجمهور وقت، من را به مجلس معرفی میکردند و مجلس هم رای اعتماد میداد و من هم فرزند امام (ره) و هم فرزند رییسجمهور و مجلس آن زمان هستم. در مورد آقای هاشمی رفسنجانی هم باید بگویم که من به ایشان احترام میگذاشتم و میگذارم و متوجه نمیشوم که «نخست وزیر هاشمی رفسنجانی» که یک نفر در روی پلاکاردش در این مراسم نوشته یعنی چه؟
یکی دیگر از دانشجویان دیدگاه نخستوزیر محبوب امام(ره) درباره زبان آذری در کشور را پرسید که وی گفت: زبان، نظامی از نمادها و نشانههاست و ارزشها و اسطورهها را حفظ میکند. زبان یک پدیده زنده است و نمیتوان با آن آمرانه برخورد کرد. البته زبانها در تعامل با زبانهای دیگر نیز قرار میگیرند و تاثیر متقابل بر روی هم دارند. زبان ترکی هم یک زبان زنده است که ادبیات وسیعی دارد. من موافق اجرای اصولی هستم که در مورد زبانها و فرهنگها در قانون اساسی آمده است. من هیچ نوع تحقیری در خواندن، نوشتن و آموزش متون ترکی احساس نمیکنم و از آن لذت هم میبرم.
شاخه های زیتون، باران، زنجان و سخنان میر حسین

برای دیدن به ادامه مراجعه کنید
ادامه مطلب
به میر حسین موسوی رای می دهم

به گزارش قلم نیوز، کمال تبریزی در نشست نمایش و پرسش و پاسخ فیلم «صندلی سبز» بعدازظهر روز گذشته ـ 28 اردیبهشت ماه ـ در دانشگاه تهران سخن میگفت، بیان کرد: حسی در مردم ما وجود دارد که فکر میکنند با یک رای که به صندوق رایگیری میاندازند، باید به تمام خواستههایشان برسند؛ درحالی که اصلا چنین نیست.
این کارگردان سینمای ایران ادامه داد: در هیچ کجای دنیا مردم با دادن یک رای به تمام خواستههایشان نرسیدهاند، بلکه مطالبات خود را پلهپله و قدمقدم کسب کردهاند و این چنین است که یک سیاهپوست میتواند رییسجمهوری آمریکا شود، درحالی که در سالهای پیش، ورود سیاهپوستان به رستورانهای سفیدپوستان ممنوع بود.
او معتقد است: متاسفانه حتی جماعت روشنفکر هم این تربیت را پیدا نکردهاند که رایدادن به معنای اصلاح گامبهگام است، نمیتوانیم یکباره جهش کنیم و کل سیستم کشور را دگرگون کنیم.
کارگردان «لیلی با من است» با ابراز تاسف از وجود برخی تفکرات نادرست درمورد انتخابات یادآور شد: ما مردمی هستیم که هرگز آنگونه که باید و شاید در انتخابات شرکت نمیکنیم و به جز انتخابات دوم خرداد دیگر شاهد چنین حرکت خودجوشی نبودهایم. متاسفانه یک حافظهی تاریخی در مردم ما از سالهای پیش از انقلاب وجود دارد که تصور میکنند انتخابات بهصورت فرمایشی برگزار میشود و رای ما تاثیری ندارد، زیرا کسانی از قبل سرنوشت ما را تعیین کردهاند.
کمال تبریزی در بخش دیگری از این نشست درباره ساخت مستند «صندلی سبز» توضیح داد: در زمان انتخابات شورای شهر بنده و آقای منوچهر محمدی تهیهکننده این فیلم تصمیم گرفتیم، فیلمی دربارهی نوع تمرینی که در کشور ما برای رسیدن به دموکراسی انجام میشود، بسازیم. از آنجا که تجربه سیستم جمهوری در جامعهی ما چندان دیرپا نیست، تفاوتهایی برای رسیدن به دموکراسی وجود دارد، بنابراین نوع نگاه مردم و مسوولان نسبت به موضوع انتخابات متفاوت است.
او معتقد است: در این سالها به جای اینکه کمکم گامهای بلندتری به سمت جمهوریت نظام برداریم، بیشتر از آن فاصله گرفتهایم. مردم و مسوولان ما هنوز با این شیوه همخوانی ندارند و نیازمند آموزشهایی در این زمینه هستیم تا تاثیرگذاری رویدادهایی مانند انتخابات مشخص شود.
به گفتهی او فیلم «صندلی سبز» در تلاش است، دیدی نسبی نسبت به مقولهی انتخابکردن یا در معرض انتخابشدن ارائه بدهد.
این کارگردان سینما دربارهی سیر مجوزگرفتن این فیلم برای پخش از رسانهی ملی نیز گفت: طرح اولیهی این فیلم را به شبکه یک پیشنهاد کرده بودیم. در زمان انتخابات شورای شهر تلاش بسیاری در تلویزیون انجام میشد تا برنامههای گوناگون با موضوع انتخابات ساخته و پخش شود، اما بعد از ساختهشدن و بازبینی این فیلم، این مستند هرگز از تلویزیون پخش نشد و مانند بسیاری از آثار دیگر به آرشیو صداوسیما رفت و فکر میکنم به این زودی امکان پخش چنین مستندی از تلویزیون فراهم نشود.
تبریزی در پاسخ به پرسشی دربارهی همکاری سید ابراهیم نبوی در ساخت این فیلم یادآور شد: زمان ساختهشدن فیلم ایشان درایران بود و همه دستاندرکاران در جریان این همکاری بودند. از آنجا که میخواستیم فیلم با زاویه طنزآمیز و انتقادی به مقولهی انتخابات بپردازد، حضور نبوی به طراحی پرسشها و نحوهی هدایت مردم کمک میکرد، علاوه بر این او در طراحی پرسشهای فیالبداهه هم بسیار کمکرسان بود، بنابراین حضور او کاملا برنامهریزی شده و پیشبینی شده بود.
کارگردان فیلمهایی همچون «پاداش» و «همیشه پای یک زن در میان است» در پاسخ به سوالی دربارهی عملکرد رسانه ملی مطرح کرد: تلویزیون در تمام دورانهای فعالیتهای خود بسته به دیدگاه مدیرعاملش عمل میکند و تا زمانی که کانال خصوصی نداشته باشیم، این وضعیت ادامه دارد. البته بسیاری از مسوولان شبکهها با کوتاهکردن و ممیزیکردن آثار در تلویزیون موافق نیستند، اما تحت فشارهایی هستند که ناچار هستند، به این قضایا تن بدهند، البته مدیرانی که شجاعت بیشتری دارند بهتر میتوانند منویات خود را دنبال کنند.
به اعتقاد او، تلویزیون و مسوولان آن خواستار ساخت و پخش برنامههای جذاب، متفاوت و متنوع هستند بههمین دلیل است که از هنرمندان متفاوتتری دعوت به همکاری میکنند، در حالی که به راحتی میتوانند با افراد کم دردسرتری کار کنند. بهویژه با رقابتی که در کانالهای متفاوت تلویزیونی در سراسر جهان وجود دارند، این خواسته درمدیران تلویزیونی بیشتر دیده میشود. با این حال میزان این تنوعطلبی وابسته به موقعیتهای مختلف است.
کمال تبریزی در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان مبنیبر اینکه اگر صدمیلیارد به شما بدهند فیلم کدام یک از کاندیداها را میسازید توضیح داد: صدمیلیارد که رقم بسیار بالایی است! اما در اینجا بحث پول نیست، بلکه موضوع به ضرورت و نیاز ما برای ساخت فیلم برمیگردد. باید ببینیم در چه مقطعی هستیم و نیازمان چیست. در همین انتخابات فعلی تماسهای متفاوتی برای ساخت فیلم داشتم،اما حس کردم لازم نیست که من کار کنم. شما بهعنوان فیلمساز باید درگیر وضعیتی بشوید و بخواهید موقعیتی را ایجاد کنید اگر انگیزه داشته باشید حتی بدون پول هم کار میکنید. البته ساخت فیلم در مورد آقای هاشمی که در انتخابات قبلی رخ داد تجربهی بسیار خاصی برای من بود. چون برای ساخت این فیلم باید به شخصیت ایشان نزدیک میشدم و همین نزدیکشدن تجربه بسیار گرانبهایی برای من بود تا جایی که ساخت این فیلم برایم مانند ساخت یک فیلم سینمایی بود. البته تا دوباره یک مورد عجیب وغریب دیگر پیش نیاید، دیگر از اینگونه فیلمها نمیسازم.
این کارگردان سینما سپس درباره خاموش نبودن دوربین علیرغم میل باطنی برخی از مصاحبهشوندگان در فیلم «صندلی سبز» توضیح داد: برخی از افراد بهخاطر روشنبودن دوربین سخن نمیگفتند، اما میخواستیم حرفهای آنها را منتقل کنیم. بنابراین ضبط این بخشها انجام شد، اما همه این بخشها با رضایت مصاحبهشنوندگان در فیلم باقیمانده است، همچنان که راشهای بسیاری داریم که از آنها استفاده نکردیم.
تبریزی درباره حضور برخی از چهرههای جناحهای مختلف در این فیلم انتخاباتی متذکر شد: به این فکر نمیکردیم که با چه جناحی صحبت کنیم، بلکه در همکاری که با وزارت کشور داشتیم، لیستی از مشاغل مختلف تهیه کردیم و از این وزارتخانه خواستیم تا شاغلان این حرفهها را به ما معرفی کند. هیچ یک از افراد انتخاب ما نبود، البته تعداد کاندیداها بسیار بیشتر از افراد حاضر در این فیلم است، اما تعدادی از آنها حاضر به همکاری نبودند.
او درباره میزان واقعیبودن این فیلم یادآور شد: وقتی فیلم ساخته میشود، خواهناخواه ذهنیت کارگردان پشت آن قرار دارد. همچون تاریخ که با نگاه مورخ روایت میشود. حتی فیلم مستند بازتابدهندهی واقعیت محض نیست. چرا که همواره از نگاه و فیلتر کارگردان عبور میکند. این فیلم هم چنین ویژگی دارد، تلاش ما این بود هم مردم عادی و هم کاندیداها با نگاههای گوناگون به موضوع انتخابات شورای شهر بنگرند.
این کارگردان در عین حال مطرح کرد: البته اگر امروز بخواهم دربارهی انتخابات فیلم بسازم، حتما با این فیلم تفاوت بسیاری خواهد داشت.
کمال تبریزی در بخش دیگری از این نشست درباره سرانجام فیلم «پاداش» توضیح داد: توافقات اولیه با سیمافیلم انجام شده بود، اما بعد بهدلیل اختلافات فکری نتوانستیم با یکدیگر همکاری کنیم و این اثر مشکلات مالی پیدا کرد که البته مشکل مالی در حال برطرف شدن است و تصور میکنم تا پایان تابستان ساخت فیلم به پایان برسد. اما پس از این معضل اصلی که همان مجوز نمایش فیلم است، آغاز میشود. از حالا نمیتوانم وضعیت نمایش «پاداش» را پیشبینی کنم و همه چیز به انتخابات ریاستجمهوری بستگی دارد.
کمال تبریزی در پاسخ به پرسشی دیگر دربارهی مقایسه میزان فروش فیلم «مارمولک» و «اخراجیها 2» تصریح کرد: اقبال عمومی از هر فیلم مایه شادی است، اما باید به این مساله بسیار اساسی فکر کنیم که چه تعاملی میان سازندهی اثر و مخاطب بهوجود میآید و میزان این تعامل چقدر است؟!. اگر سازنده در ارتفاع بلندتری نسبت به مخاطب قرار بگیرد، آن فیلم استاندارد است.
او با اشاره به دلایل گوناگون در اقبال عمومی از فیلمها توضیح داد: گاه محصولی با کیفیت بسیار بالا مورد اقبال قرار میگیرند و گاه نیز اثری با کیفیت پایین از استقبال خوب مردم روبهرو میشود، بنابراین در هردو استقبال وجود دارد. اما در مورد مقایسهی فروش «مارمولک» و «اخراجیها» باید بگویم که اگر امروز به
«مارمولک» همین اکران را بدهند با اینکه بسیاری از مردم آن را دیدهاند، باز هم با فروش بسیار فوقالعادهای روبهرو خواهد شد.
تبریزی اضافه کرد: یک فیلم باید حداقل سطح کیفی را داشته باشد، اما فیلم «اخراجیها» با وجود اقبالی که از آن شد ویژگیهای یک اثر استاندارد را ندارد و نمیتوان آن را در هیچ یک از جشنوارههای هنری عرضه کرد. اما بهعنوان کاری عامهپسند میتوان آن را مطرح کرد. این فیلم شوخیهایی زبانی دارد که قبلا بهخاطر محدودیتهای سینما رایج نبوده و این عامل بسیار تعیینکنندهای در اقبال عمومی از آن است.
او تاکید کرد: همیشه باید تعاملی دوطرفه میان سازنده و تماشاگر وجود داشته باشد. به این معنا که سازنده اجازه ندهد، مخاطب او را به قعر بکشاند یا اینکه برعکس اینگونه نباشد که فیلمی بسازد که به جز خودش فرد دیگری متوجه مفهوم فیلم او نشود. بهترین فیلم هم از استقبال خوب مردم برخوردار میشود و هم جوایز جشنوارههای داخلی و خارجی را درو میکند.
تبریزی معتقد است: اگر امروز وزارت ارشاد دایره محدودیتهای فعلی را بازتر کند، بسیاری از این دست فیلمها میتواند ساخته شود.
او در ادامه این نشست درباره پایانبندی فیلم «همیشه پای یک زن در میان است»؛ این فیلم را اثری کاملا متفاوت در کارنامهی کاریاش توصیف کرد و گفت: همیشه حس میکردم باید این تجربه را انجام بدهم. چرا که زنها در کره خاکی یک جنس استثنایی هستند و مزیتهای گوناگونی در قیاس با مردان دارند. هدف این فیلم این بود که نشان بدهد زنان هستند که در پشت پرده مدیریت و رهبری جامعه را برعهده دارد، هرچند که به ظاهر جامعه جهانی را مردها اداره میکنند.
این کارگردان سینما در پاسخ به پرسش دانشجویانی که میخواستند بدانند به چه کسی رای میدهد، گفت: پیش از این هم اعلام کردهام به آقای میرحسین موسوی رای میدهم.
این نشست به همت انجمن اسلامی و کانون فیلم دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد و در پایان آن نمایندگان، این دو مرکز از کمال تبریزی تقدیر کردند.
دفاع خردمندانه از هویت ایرانی
از فردوسی بیاموزیم چو خواهی که یابی ز هر بد رها بوی در دو گیتی ز بد رستگار به گفتار پیغمبرت راه جوی که گفت آن خداوند تنزیل وحی که من شارسانم علی ام در است فردوسی که با چنین علاقه ای به امام علی (ع) سخن می گوید ، همان است که می گوید : بسی رنج بردم در این سال سی نمیرم از این پس که من زنده ام برين زادم و هم بر اين بگذرم فردوسي از اين مقام منيع بالاتر رفت و در اقليم فراتري پاي نهاد كه همانا ابلاغ و پراکندن بذر فردوسی در شاهنامه اش به دفاع از هویت ایرانی و به خصوص عنصر اساسی آن پرداخت و اکنون که تشیع و ایران بیش از هر زمان دیگری مورد حمله قرار گرفته است ، از فردوسی می توان آموخت که نباید نسبت به این پدیده که در چند سال اخیر افزایش یافته است ، بی اعتنا بود ، اما فردوسی همزمان که به این دو عنصر می پردازد ، از چگونگی پرداختن به هویت ایرانی هم غفلت نمی کند و به خرد توجهی عمیق نشان می دهد:
مصوبه شورای فرهنگ عمومی و شورای عالی انقلاب فرهنگی برای ثبت روز فردوسی در حافظه فرهنگی مان در خاطر من دستاورد شیرینی است و طرح تهیه شده از سوی همکارانم در آن سال های رونق و نشاط فرهنگی برای تصویب این روز یادگاری ماندگار است.
هم چنین امیدوارم مصوبه سال گذشته شورای اسلامی شهر تهران بتواند نتایج ماندگاری در معرفی منش و ارزش های فردوسی به جامعه ایرانی و ایران دوستان داشته باشد .
فردوسی از این رو برای ما اهمیت دارد که همزمان دو عنصر مهم فرهنگ ما را که هویت ما را شکل می دهد ، بازتاب می دهد ، عنصر شیعی و عنصر ایرانی . فردوسی با اثر درخشان خود و با تکیه بر این دو عنصر توانسته است ، روح واحد و استوار ملت ایران را در حرکت مداوم و پیوسته خود به نمایش گذاشته و آن را از دیگر ملت ها متمایز ساخته و در فراز و فرود های تاریخی ، ارائه تصویری منسجم از اقوام ، زبان ها و. ادیان گوناگون را میسر سازد.
این روزها فردوسی دقیقا به همین دلیل است که برای ما اهمیت مضاعفی پیدا کرده است ، زیرا در سال های اخیر متاسفانه این دو عنصر هویت ایرانی که حاصل قرن ها تلاش مداوم ایرانیان است ، مورد تهدید جدی قرار گرفته است . آثار ضد ایرانی و ضد شیعی متاسفانه هر روز بیش تر می شود . اگر در گذشته چنین آثاری را جیره خوار دشمنان ایران و ایرانی تولید می کردند ، متاسفانه امروز حتی برخی از کسانی که در مواضع ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی با ما اشتراک دارند ، نیز به این صف پیوسته اند و فرهنگ و تاریخ ایران و تشیع به چالش می کشند. برای تحریف نام خلیج فارس بیش از گذشته کمر همت بسته اند و فیلم های ضد ایرانی بیش تری تولید و توزیع می کنند و آثار ضد شیعی بیش تری منتشر می کنند و به ایرانیان مسافر و مقیم و زائر بی احترامی می کنند و مکتب عقل گرای شیعه را وارونه جلو می دهند و ما ساده دلانه با آن ها مدارا می کنیم و حتی گاهی با بی اطلاعی و بی تدبیری و جنجال آفرینی و معرفی غلط و نادرست ایران و هویت در هم پیچیده ایرانی ناخواسته شرایطی را فراهم می کنیم که زمینه پذیرش تحریف ها و تبلیغات مغرضانه را آماده می شود.
این روزها نه تنها در رسانه های غربی که در برخی از رسانه های دیگر نیز کوشش بسیار می شود که نام ایرانی و شیعی را مترادف با صفت هایی کنند که شایسته این دو نام عزیز نیست . گریزی تاریخی به روزگار فردوسی نیز به ما می آموزد که نباید در برابر حمله به این دو گوهر تابناک هویت ایرانی بی اعتنا باشیم.
فردوسی حاصل بی همتای روح صمیمی ملت است و در عین حال مروج اندیشه ای است که در آن تشیع و ایران در هم تنیده است .
با قاطعیت می توان گفت که شاهنامه فروسی نه تنها به ترسیم حال آن روز ایران پرداخت که گذشته مردم ایران را نیز با حال آن روزشان پیوند داد و آنان را از در غلطیدن در گرداب هولناک و هویت سوز انقطاع تاریخی وارهاند .
در آن روزگار گروهی از ایرانیان مانند حمزه ابن آذرک سیستانی ، مازیار و بابک برای مقابله با نگرش بنی امیه و بنی عباس مبنی بر برتری اعراب بر سایر اقوام حرکت شعوبی ایرانی را آغاز کرده بودند ، اما فردوسی در عین ستیز با سلطه بیگانه و تبعیض بستر اصلی فکر خود را اسلام و مکتب تشیع قرار داد و سایر اجزای فرهنگ ایرانی را بر آن اساس پایه گذاری کرد:
سر اندر نیاری به دام بلا
نکو کار گردی بر کردگار
دل از تیرگی ها بدین آب شوی
خداوند امر و خداوند نهی
درست این سخن گفت پیغمبر است
عجم زنده کردم بدین پارسی
که تخم سخن را پراکنده ام
فردوسی گوهر خودی را از بیگانه تمنا نکرد و هویت ایرانی را از کندوی پر شهد و شیرین خاطرات مردم و به لحن و لهجه بومی آنان فراهم آورد و در آن دریای متلاطم معانی و تعابير و دوران دلتنگي هويت ها به سر پنجه ايمان انكار از رخ روح ايراني برگرفت و آينه اي صافي رو به روی انسان گذاشت.
در جهان، ملت هايي بودند كه تمدن و تاريخ و فرهنگ درخشاني داشتند؛ اما چون شخصيتي سترگ هم چون فردوسي در ميان آنان نبود حديث خود را از دست دادند.
انسان فردوسي، انسان اخلاقي است و نه انسان طبيعي كه نيازهاي روزمره و دنيا خواهي او را از تعالي روحي دور سازد بلكه انساني است اخلاق و ارزشي كه مفاهيم الهي را در سرلوحه رفتار خود قرار مي دهد:
تو هر ديو را همدم بدشناس
كسي كو ندارد زيزدان سپاس
فردوسي به دور از شيفتگي كساني كه از نگاه به آیینه براي پرهيز از ديدن يك ايراني خود داری مي كردند
و برخي خاندان هاي ايراني كه هرگز سخن به پارسي نمي گفتند ، هم اين مبنای هويت ايراني را باز شناخت، هم آن را امضا كرد و هم راه گفتوگوهاي بعدي را نشان داد.
او از ايمان سرسپارانه،خردموشكافانه، عاطفه جوانمرادنه و حماسه مومنانه نوشدارویی ؟؟؟ كه را كسير سرگشتگي اين ملت شد.
حكيم روشنگر روشن انديش ايرانيان، خالق و ناقل و پاسدار اين معاني راهبرانه بود.
گرت زين بد آيد گناه من است
چنين است آيين و راه من است
چنان دان كه خاك پي حيدرم
معنوي است. او معناي مكشوف خود را ویژه خاصان نپنداشت بلكه به واگويي آن به بهترين روش براي مردمان، همين مردمان كوچه و بازار و شهر و روستا همت گماشت.
كنون اي سخن گوي بيدار مغز
يكي داستاني بيا راي نغز
سخن جون برابر شود با خرد
روان سراینده رامش برد

اصلاح طلبان: فرزند شهید محراب استقبال مراجع ، ائمه جمعه و روحانیون از كاندیداتوری مهندس میر حسین موسوی را به دلیل سوابق درخشان وی در دوران نخست وزیری و حاصل تاییدات امام دانست.
حجت الاسلام محمد اشرفی اصفهانی در گفتگو با پایگاه خبری اصلاحطلبان، گفت:«مردم ما قطعا دشواریهای دوران دفاع مقدس و مدیریت كارآمد مهندس موسوی در كنار وحدت و اتحاد میان نیروهای اصیل و واقعی انقلاب در آن مقطع كه در راس آنها امام و مراجع تقلید حضور داشتند را به یاد دارند. دورانی كه یكی از مهمترین شاخصههای آن خدمات ارزشمند مهندس موسوی است.»
كاندیدای ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم افزود:«به نظر میرسد جناب میر حسین امروز هم با همان میزان و معیاری كه در گذشته داشتهاند و با احترامی كه برای همه دیدگاهها و نظرات درون نظام و خانواده انقلاب قائل هستند به فعالیت بپردازند و جهتگیریهای شفاف وی در ماههای اخیر نیز این امر را به اثبات میرساند.»
اشرفی اصفهانی در خصوص این كه جناح مقابل اصلاحات امیدوار بود با حربه ناشناخته بودن میر حسین او را از جوانان و داشنگاهیان دور كند اظهار داشت:«به دلیل اینكه مهندس موسوی در سالهای گذشته كمتر به فعالیت علنی سیاسی و رسانهای كردن دیدگاههای خود پرداخته بود اینگونه گفته میشد كه او برای نسل جدید ما – اعم از حوزوی و دانشگاهی و غیره – كمتر شناخته شده است. اما موضع گیریهای مداوم و بیان صادقانه دیدگاههای ایشان سبب شد تا علاوه بر جوانان حتی علمای حوزه علمیه قم هم به حمایت از نخست وزیر محبوب امام بپردازند.»
این استاد دانشگاه در عین حال از اعلام شدن حمایت برخی از علما و بزرگان كشور در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دهم از مهندس موسوی خبر داد و در بیان چرایی این امر گفت:«تفاوت فاحشی میان مشی و عملكرد مهندس موسوی چه در دوران نخست وزیری و چه امروز با شعارها و عملكرد دولت نهم وجود دارد كه حتی علمای قم نیز امروز نمیتوانند آن را كتمان كنند. آنها به طور علنی اعلام میكنند با رفتار دولت نهم مخالف هستند چرا كه این دولت فقط شعار حمایت از باورهای اعتقادی را میدهد اما از دوستی با اسراییل سخن میگوید.»
این روحانی اصلاح طلب با اشاره به پایگاهی كه مهندس موسوی در حوزه و دانشگاه دارد تاكید كرد حضور مهندس موسوی میتواند به نزدیك شدن دیدگاههای چهرههای شاخص حوزه و دانشگاهیان عزیز كمك كند تا مسائل فعلی جوانان به طور آزادانه مطرح و در خصوص آن بحث و تبادل نظر صورت گیرد.
اشرفی اصفهانی در خاتمه با اشاره به جنگ روانی برخی افراد و گروهها بر علیه اصلاح طلبان و مهندس موسوی خاطر نشان كرد:«مردم در طول این سالها و خصوصا در ماههای اخیر همه آنچه را كه باید بدانند فهمیدهاند و این گونه حملات را در راستای تخریب انتخاباتی اصلاحطلبان و كاندیداهای آنها ارزیابی میكنند. كارنامه مهندس موسوی در زمان امام كاملا روشن است و اگر بناست فعالیتها با محوریت خط امام سنجیده و مطابقت داده شود چه كسی بیش از مهندس موسوی مورد تایید حضرت امام بود؟ من از بابت این تخریبها هیچ نگرانی ندارم چرا كه كارنامه 4 ساله آقایان در معرض قضاوت مردم قرار دارد.»

اصلاحطلبان: نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به شعار مبارزه با فساد گفت: دولتی که چهار سال شعار مبارزه با فساد را سرداده است، هنوز نتوانسته یک نفر از افرادی که مدعی فساد هستند را به دادگاه تحویل دهد.
میرحسین موسوی در حالی در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد یزد حضور يافت که این دانشجویان ساعتها قبل از حضور موسوی در سالن ورزشی این دانشگاه حضور به هم رسانده بودند و با در دست داشتن تصاویری از دکتر شریعتی، خاتمی و میرحسین موسوی، از نخست وزیر دوران دفاع مقدس استقبال کردند.
میرحسین موسوی در ابتدای سخنان خود از یزد به عنوان شهری قدیمی و با معماری استثنایی در جهان و همچنین متدین واخلاق مدار یاد کرد و گفت: من بسیار خوشحال هستم که در شهر محمدخاتمی حضور دارم.
وی با تسلیت رحلت حضرت آیت الله بهجت ایشان را یکی از اولیای خدا دانست و گفت: حضرت آیت الله بهجت (ره) تنها یک مجتهد ساده نبودند و ایشان با اولیاءالله محشور خواهد شد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با گرامیداشت یادوخاطره شهید صدوقی و همچنین حضرت آیت الله روح الله خاتمی نقش این دو روحانی جلیل القدر را در دوران دفاع مقدس بسیار ممتاز و ارزشمند توصیف کرد و گفت: امروز شرایط ویژه ای بر کشور حکمفرماست و انتخابات فرصتی را فراهم میآورد که مردم به مسایل سیاسی حساسیت بیشتری نشان بدهند و فرصت کنند فارغ از زندگی روزمره نسبت به گذشته و آینده با دید نقد بنگرند.
وی ادامه داد: انتخابات فضای ویژه را در کشور بوجود میآورد که در حین حفظ استقلال به فکر کرامت انسانی که مهمترین تجلی آن در انتخابات حضور پیدا میکنند، باشیم و ما باید این لحظات را پاس بداریم.
موسوی مقطع فعلی را لحظات حساسی برای کشور توصیف کرد و با انتقاد از رسانه ملی، گفت: رسانه ملی به طور کامل به وظایف خود عمل نمیکند و دست ما از رسانه حتی در حداقلها کوتاه است.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه ستاد انتخابیهاش هنوز نتوانسته برنامههای انتخابات را از صداوسیما بگیرد تا به گفته وی معلوم شود در روزهای باقی مانده از انتخابات، کاندیداها در چه وضعیتی به سر میبرند، اظهار داشت: در انتخابات قبلی صداوسیما فعالیتهای تبلیغاتی خود را از بهمن ماه شروع میکرد ولی اکنون این رویه بر صداوسیما حاکم نیست و حتی طبق اطلاعات ما در روزهای تعطیل خردادماه هیچ گونه تبیلغاتی از صداوسیما پخش نخواهد شد و این وظیفه تک تک شما را برای رساندن پیامهای بزرگ سنگین میکند و شما باید این پیامها به یکدیگر برسانید.
در ادامه برنامه جمعی از فعالان دانشجویی به طرح پرسشهای خود از میرحسین موسوی پرداختند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در واکنش به پرسشهای دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل یزد که از وی در خصوص مبارزه با فساد و نیز اطرافیان وی که به گفته این دانشجو سابقه خوبی در مبارزه با فساد ندارند و نیز رابطه موسوی با نهضت آزادی پرسید، گفت: بنده با شعار حمایت از حقوق مستضعفان به صحنه آمدم و حقوق مستضعفان را در گرو یک اقتصاد پویا و در کنار عدالت میدانم. باید ضمن تشویق سرمایه گذاری قوی و حمایت از تولید ملی با فرودستان جامعه نشست و برخاست کرد و به فکر وضعیت آنها بود و وضعیت آنها را به سطح مطلوب رساند.
وی با بیان اینکه منتی نباید بر مستضعفان باشد ، اظهار داشت: همانگونه که امام فرمودند مستضعفان ولی نعمتان کشور هستند و نظام اخلاقی جامعه ما متاثر از این افراد است.
موسوی با تاکید بر اینکه اطرافیان من در ستاد انتخاباتی قویا به شعار مبارزه با فساد معتقد هستند، گفت: در عین حال من مستقل به صحنه انتخابات آمدم و دست خود را به سوی هر گروه و شخصی که خواهان تغییر وضعیت موجود است دراز میکنم و از کمک همه گروهها و حمایت همه طیفها استقبال میکنم ولی معنای استقبال به معنای این همانی من و آنها نیست.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه امروز کشور در خطر است، اظهار داشت: ما از وضعیت فعلی خسته شدهایم ، ما از قانون گریزی دولت خسته شدهایم ، ما از ضدیت با پیشرفت و توسعه خسته شدهایم.
وی خاطرنشان کرد: تورم 25 درصد یعنی کوچک شدن سفره ضعیفان، و مردم از این گرانیها دادشان درآمده است.
موسوی همچنین در خصوص رابطهاش با نهضت آزادی با بیان اینکه این سوال هیچگاه رهایمان نمیکند، گفت: نهضت آزادی یک حزب معروف قبل از انقلاب اسلامی بود و هر چه شما در این خصوص سوال کنید من بیشتر توضیح میدهم واین به ضرر برخی افراد است.
وی با ذکر خاطرهای از دوران اوایل انقلاب گفت: روزی شهید بهشتی افرادی را که از جمله در آنها 4 نفر از اعضای نهضت آزادی بودند وهمچنین این جانب را به دفتر خود دعوت کرد و آن زمان بحث تشکیل حزب، حزب الله بود و بعد به حزب جمهوری اسلامی تغییر نام داد و ایشان (آیت الله بهشتی) پیش نویس این حزب را به آن جمع که از افراد نهضت آزادی درآن حضور داشتند، داد و به آنها گفت "شاید الان شما نتوانید مردم را بسیج کنید ولی ما از شما دعوت میکنیم که بیایید یک حزب واحد تشکیل دهیم".
موسوی ادامه داد: در آن زمان همه نیروها در کنار هم همکاری داشتند و در دولت موقت نیز مرحوم بازرگان حضور چشمگیری داشت اما وقتی انقلاب شکل گرفت و نظام پیروز شد.در کشور اختلافاتی پیش آمد حول مساله قانون اساسی، ولایت فقیه و مساله جنگ. و صف بندیهای در این خصوص شکل گرفت و هیچ کدام از این مسایل دلیل نمیشود که شما این جمله را از دهان من بکشید که نهضت آزادی را به عنوان شهروندان نظام قبول نداشته باشم و شما 100 بار هم از من بپرسید همین نکته را میگویم که در عین حال من با آنها اختلاف دارم ولی جزو شهروندان جمهوری اسلامی هستند و بنده نمیتوانم از آنچه كه به آن باور دارم تحت عنوان مصلحت طلبی هرچند برای جلب آرای مردم، صرف نظر کنم و من هیچ وقت چنین شخصیتی نبودم و نخواهم بود.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خطاب به دانشجو سوال کننده گفت: اگر شما مفهوم حقوق شهروندی را مطالعه کنید خواهید دید که نه تنها نهضت آزادی بلکه هر کسی در چارچوب قانون فعالیت کند جزو شهروندان کشور محسوب میشود.
موسوی همچنین در خصوص تهمت به اطرافیان وی نیز گفت: بحث تهمت به افرادی که نمیتوان از طرف آنها سخت گفت درست نیست ولی سوال من این است چطور دولتی که 4 سال شعار مبارزه با فساد سر میدهد نمیتواند یک نفر ازاینها را تحویل دادگاه بدهد.
وی تصریح کرد: وقتی در کشور قوه قضاییه است و بزرگترین کارش این است که وقتی فسادی مطرح شود افراد را محاکمه کند معنایش این است که مردم دیگر از گناه واتهام مبرا هستند و هر روز یک ننگی چسباندن ومبارزه با فساد سر دادن و افراد را متهم کردن بدون آنکه بتوانیم این اتهام را ثابت کنیم تجاوز به حقوق مردم است و این جرم است و بنده در دولت آینده جزو لوایحی که به دنبال آن خواهم بود این است که یک نوع محدودیتی برای قدرت تهمت زنی دولت به اقشار مختلف مردم تهیه خواهم کرد.
موسوی با بیان اینکه شعار مبارزه با فساد سردادن راحت است ولی عمل به آن سخت است، از برخی اقدامات دولت از جمله پخش سیب زمینی انتقاد کرد كه در این هنگام دانشجویان شعار دولت سیب زمینی نمیخواهیم را سردادند.
در ادامه برنامه یکی از دانشجویان دختر در خصوص جایگاه اجرایی و واقعی زنان در دولت آینده میرحسین موسوی پرسید که نخست وزیر دوران دفاع مقدس پاسخ داد : جایگاه زنان در جامعه یکی ازدغدغههای اصلی من است و بنده از اول زندگیام این گونه بار آمدم که مقولهای را وعده میدهم به آن عمل خواهم کرد واگر مردم حافظه خوبی نداشته باشند که البته دارند ولی ما آدم های مذهبی هستیم وخدایی نیز وجود دارد و نباید به بندگان خدا دروغ گفت.
آنطور كه ايلنا گزارش داده موسوی با بیان اینکه از زنان در کابینه خود استفاده خواهم کرد، گفت: بخشی از عملکرد در جهت رفع تبعیض علیه زنان برعهده دولت است و من این کار را انجام خواهم داد و باید سطح اشتغال دختران و زنان را در جامعه فراهم کرد.
در این قسمت برنامه زهرا رهنورد که به همراه میرحسین موسوی در این سفر همراه اوست در واکنش به این سوال نیز گفت: مشکلات زنان و رفع آن یک پروژه بزرگ است که یک عزم ملی را نیاز دارد وموانع رفع تبعیض از زنان باید از میان برداشته شود و همچنین باید تیمهای خوبی در این زمینه تشكيل شود که خودزنان هم باید در این زمینه پیشگام شوند.
در ادامه مراسم یکی از فعالان دانشجویی دانشگاه یزد با طرح پرسشهایی مبنی بر اینکه آیا در دولت آینده شما دانشجوی ستاره دار خواهیم داشت ؟ و آیا تجمعات دانشجویی اقدام علیه امنیت ملی شناخته خواهد شد و نیز نشریات کشور به صورت فلهای تعطیل خواهد شد، پاسخ داد: من معتقد به نگاه امنیتی به جوانان و دانشجویان نیستم و این نوع نگاه به ضرر کشور و آینده جامعه محسوب میشود.
وی تاکید کرد: من مخالف ستاره دار کردن دانشجویان هستم و در صورت انتخاب این مساله را از دانشگاهها حذف خواهم کرد. من مخالف این هستم که به هر بهانهای افرادی را از نظام جدا کنند و من قطعا به آزادی بیان اعتقاد دارم و آن را جزو لاینفک جمهوری اسلامی و قانون اساسی میدانم.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در پایان با انتقاد از توقیف یاس نو گفت: من توقیف این روزنامه را محکوم می کنم و آن را جزو بستن فلهای مطبوعات میدانم. باید جامعهای داشته باشیم که در آن آزادی بیان و آزادی مطبوعات وجود داشته باشد.
گفتنی است پیش از سخنان میرحسین موسوی زهرارهنود نیز طی سخنانی با بیان اینکه امروز برای من روز باشکوهی است چون در جمع دانشجویان هستم، از نقش آیت الله روح الله خاتمی و شهید صدوقی در پیروزی انقلاب یاد کرد و گفت: کاش امروز محمد خاتمی هم در کنار ما بود.
وی تاکید کرد: باید آزادی بیان ، قلم و اندیشه برای همه ملت ایران یک افتخار محسوب شود وزندانی سیاسی از زندانها آزاد شوند.
شایان ذکر است دانشجویان بارها با شعار ”یار امام و خاتمی به شهر ما خوش آمدی“ از نخست وزیر دفاع مقدس حمایت کردند.
|
آيتالله خاتمي به ميرحسين موسوي عشق ميورزيد
![]() |
|
|
وي که با ايلنا گفتوگو ميکرد با بيان اينكه ميرحسين موسوي در زمان نخستوزيرياش تلاشهاي زيادي براي حل مشكلات استان يزد كرد گفت: عملكرد درخشان آقاي موسوي هيچگاه از خاطرهها محو نخواهد شد و اميدوارم در عرصه انتخابات رياستجمهوري نيز موفق باشند و من براي ايشان آرزوي توفيق در اين عرصه را ميكنم.
به مهندس میرحسین موسوی رأی میدهم
سرو: و سرانجام محسن كديور راي خود را اعلام كرد: ميرحسين موسوي. موسوی، نامزد مدرسه روشنفکری اسلامی در شرائط مضیّق دوران محنت است «إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا» 1. در انتخابات ریاست جمهوری بنای سخن گفتن نداشتم، هر بار که از ستاد دو کاندیدای اصلاحطلبان دوستی تماس میگرفت، اظهار نظر را به آینده موکول میکردم، چراکه در مواضع زیر از فرط وضوح نیازی به اظهارنظر نبود: اولا در ضرورت رأی دادن و مشارکت فعال در مقدرات سیاسی جامعه، ثانیا در سوء تدبیر آقای دکتر محمود احمدینژاد و تصمیمات کارشناسینشده و موضعگیریهای نسنجیده و ماجراجویانه و مدیریت غیرعلمی و بیاعتنایی به مصالح ملی و تخریب زیرساختهای اقتصاد کشور و ارائه تصویری خشن، خرافی و غیرعقلانی از ایران توسط وی و همکارانش، ثالثا برخورداری دو کاندیدای مورد تأیید اصلاحطلبان از حداقل صلاحیتهای لازم برای ریاست جمهوری و تغییر نسبی وضع اسفبار موجود کشور، رابعا ترجیح حضور اصلاحطلبان با یک کاندیدا حداقل در هفته آخر و اجماع بر کاندیدای واحد. از سوی دیگر علاوه بر اینکه هر دو کاندیدای اصلاحطلبان یعنی آقایان شیخ مهدی کروبی و مهندس میرحسین موسوی را به خیر و توانایی نسبی برای ریاست جمهوری میشناسم، بسیاری از ارکان ستاد هر دو نفر نیز از نزدیک میشناسم و آنان را نیز به دلسوزی و تدبیر و آزادگی مزین میدانم، مواضع اعلامشده هر دو کاندیدا در قالب سخنرانی و مصاحبه و بیانیه حاوی نکات مهمی در ارتقای فرهنگ دموکراتیک و مطالبات ملی در حد مقدور بوده است. هر دو نفر از فضائل و مزایای نسبی برخوردارند و البته کارنامه هر دو نیز از نکات ضعف و کاستی خالی نیست، اما واقعبینانه و در شرایط موجود میتوان به هر دو به عنوان کف مطالبات اصلاحطلبی نمایندگی داد. تفاوتهای آنها را در حدی نمییافتم که نیاز به موضعگیری علنی باشد. بر این باور بودم و هستم که هر یک از آنها که رأی بیاورد، برای تغییر وضع تأسفباری که دولت فعلی باعث شده است، مناسب است. البته واضح است که رفع همه اشکالات موجود نیز با تغییر قوه مجریه حاصل نمیشود و برخی مشکلات ساختاری را نیز نباید از نظر دور داشت. لذا ضرورتی در اظهار نظر نمیدیدم. عامل اول توقیف دوباره «روزنامه یاس نو» یک روز پس از انتشار بود. توقیف غیرقانونی یک روزنامه موثر آن هم در آستانه آغاز تبلیغات انتخاباتی آژیر خطر است، خطر استبداد. بستن دهان و توقیف روزنامه و انتقاد از مقامات عالیه را جرم شمردن و آزادیهای مصرح در قانون اساسی را به لطائفالحیل محدود کردن از عواملی بود که به انقلاب اسلامی منجر شد. ادامه این رویه شاهنشاهی ذیل نام اسلام جدّاً خطرناک است. اسلامی که من میشناسم انتقاد و نصیحت رهبران را نهتنها حق مسلّم بلکه وظیفه و تکلیف شرعی آنان میشمارد. این کدام جریان است که توسط قانونستیزان مستبد قرار است خفه شود، اما هنوز جانسختی میکند و مسالمتآمیز اعتراض میکند و بر اجرای قانون و برخورداری از حقوق و آزادیهای مشروع پافشاری میکند؟ اگر این جریان، ضعیف بود یا مرده بود، نیازی به توقیف روزنامهاش نبود، روزنامه بیخواننده که توقیف کردن ندارد، مرده را که اعدام نمیکنند. این اندیشه نفوذ دارد. این روش طرفدار دارد. این منطق بُرش دارد. این نقد پرده از بیداد و بیتدبیری و زیرپاگذاشتن مصالح ملی برمیدارد. راستی روزنامه توقیفشده «یاس نو» قرار بود مدافع کدام کاندیدا باشد؟ از او باید حمایت کرد، چراکه قانونستیزان و متجاوزان به حقوق ملت با ترویج او مخالفند و «الرُّشدُ فِی خِلافِهِم» آری رشد در مخالفت با این مستبدان آزادیستیز است. 3. عامل دوم عدم رعایت انصاف از سوی برخی دوستان محترم در اظهارنظرهای تبلیغات انتخاباتی نسبت به کاندیدای رقیب اصلاحطلبشان بود. در شرایط نابرابری که از سوی ارباب قدرت بر اصلاحطلبان تحمیل شده است، به دور از مروت است که به جای ذکر فضایل نامزد انتخاباتی مورد نظر، به قدح و بیان کاستیهای رقیب اصلاحطلب بپردازیم، کاستیهایی که در کاندیدای مورد نظر نیز مصداق دارد و ما میمانیم و قهقهههای مستانه قدرتپرستان که «زِ هَر طرف شود کشته سود اسلام است»! و «اللهمّ اشغَلِ الظالمین بالظالمین»! در این عرصه از دوستان جوان کمتجربه انتظاری نیست، اما دوستان مجرب و دانشمندان فرهیخته را چه میشود که برخلاف انتظار این چنین پرخاشگرانه میتازند؟ حکمت و عرفان، تواضع میآورد و پرهیز از جدل (آن هم غیر حَسَن) رویه عالمان متخلّق و سالکان واصل بوده است. بگذاریم و بگذریم. 4. در اواسط دوران حبس در اوین روزی زندانبان خبر آورد که تلفن دارید! خندیدم و گفتم مزاح میکنی؟ مگر شهر هِرت است که بشود به زندانی تلفن کرد؟! گفت باور نداری از مدیر بند جویا شو. راست میگفت. به کیوسک تلفن عمومی بند هدایت شدم، با تعجب گوشی تلفن را برداشتم، شیخ مهدی کروبی بود. احوالپرسی کرد، دلگرمی داد، گفت که پیگیر مرخصی گرفتن من است. گفتم تقاضای مرخصی نکردهام، گفت من کار خودم را بلدم، این حق زندانی سیاسی است. یادم رفت بپرسم چطور توانسته به زندان اوین زنگ بزند. معلوم بود برای گرفتن تسهیلات برای زندانیان سیاسی از هر کاری که از دستش برآید کوتاهی نمیکند. این اولین و آخرین باری بود که کسی در طول دوران زندان به من تلفن کرد. در دوران زندان، آقای کروبی به هر مناسبت مذهبی و ملی به خانواده تلفن میکرد و جزئیات کوششهایش را برای آزادی و مرخصی من به اطلاع همسرم میرساند. مهم نیست که حکام دادگاه غیرقانونی ویژه روحانیت کار خود میکردند، اما پیگیریهای آقای کروبی بسیار دلگرمکننده بود. از دیگر زندانیان سیاسی نیز به کرات شنیدم که آقای کروبی به آنها نیز همینگونه محبت داشته است. من اطمینان دارم اگر شیخ مهدی کروبی رئیس جمهور شود، حقوق شهروندی ترقی میکند و آزادیهای قانونی ارتقا پیدا میکند. با جناب آقای غلامحسین کرباسچی ماهها در بند 325 اوین زندانی بودیم، اما نمیتوانستیم همدیگر را ببینیم. اولینباری که ملاقات میسر شد، ماه پنجم یا ششم حبس بود، جناب سیدمحمود دعایی به دیدار ما آمد و ما در سایه محبت سید دقایقی با هم درد دل کردیم. البته تا سه چهار ماه بعد موقع زیارت عاشورا که همه اهالی بند به برکت نام حسین (ع) میتوانستند در حیاط زندان جمع بشوند، کنار هم مینشستیم و سخن میگفتیم. تا کرباسچی برود و شیخ عبدالله نوری بیاید، کرباسچی نزدیکترین همبند من در اوین بود. بیشک اگر کروبی رئیس جمهور شود و کرباسچی معاون اول او، ایران با شیوهای عقلایی و کارشناسانه در حوزه اجرایی اداره خواهد شد. خوشبختانه برخی شخصیتهای محترم سیاسی و فرهنگی از ریاست جمهوری جناب آقای کروبی حمایت کردهاند. تردیدی نیست که اگر این انتخاب مبارک به پشتیبانی رأی اکثریت شهروندان ایرانی مستظهر شود، خدا را باید سپاس گفت و انتظار داشت که آنچه از سرمایه ملی که در این چند سال با بیتدبیری و ماجراجویی بر باد فنا رفته است اعاده شود و ایرانیان شاهد مدیریتی مجرب و خردمند باشند. من به این انتخاب احترام میگذارم و برای این دسته از عزیزان آرزوی موفقیت میکنم. 5. دموکراسی با تحزب پیوندی وثیق دارد. جامعه زمانی به دموکراسی نزدیکتر میشود که از مستوای میل اشخاص به تصمیمسازی نهاد احزاب ارتقا یافته باشد. اتکای ریاست جمهوری یا مجلس شورا به احزاب اتکایی مبارک و نشان از رشد سیاسی دارد. استبداد هرگز احزاب قوی را برنمیتابد و همواره بر فشار برای تخریب و تضعیف احزاب میافزاید. اینکه اکثر قریب به اتفاق احزاب و گروههای اصلاحطلب بر کاندیدای واحدی اتفاق کردهاند و در انتخاب خود علاوه بر واجد بودن حداقلهای لازم به عامل مهم «امکان برخورداری از رأی بالای مردم» نیز توجه کردهاند، نشان از رشد «خرد جمعی» در ایران معاصر دارد. این تجربه آسان به دست نیامده است. انتخابات دوره قبل ریاست جمهوری تجربهای گران در این حوزه بوده است. «رأیآوری» یک کاندیدای واجد حداقل شرایط، نگاهی واقعبینانه به وضعیت موجود سیاسی ایران است. فقیهان، فیلسوفان و عارفان، سیاستمداران موفقی نیستند، چراکه تخصصشان از جنسی دیگر است. عالِم متخصص در احکام فقهی و قواعد فلسفی و سلوک عرفانی در سیاست که تصمیمسازی مشخص جزئی در اینجا و اکنون است، غالبا مبتدی است. سیاست دموکراتیک جای خرد جمعی و کارشناسیهای حزبی است. به تصمیم اکثریت اصلاحطلبان احترام میگذارم. آنها مهندس میرحسین موسوی را برگزیدهاند. چند صباحی که در گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس بودم از مهندس موسوی عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی همان دانشگاه از همکاران مشترک فراوان به خیر و آزادگی شنیدهام. مهندسی هنرمند با سابقهای موفق در بالاترین پست اجرائی در دهه دشوار شصت. سخنان، مصاحبهها و بیانیههای او امیدوارکننده است. من استقلال رأی او را در زمان نخستوزیریاش به خاطر دارم. موسوی خط قرمز دارد، کم سخن میگوید، «مرد عمل» است، به کارشناسی علمی بها میدهد، اهل استقامت بر تصمیمات کارشناسی شده است، از اختیارات قانونی عقبنشینی نمیکند و وعدههایی که داده است در چارچوب همین قانون اساسی مقدور است. 6. از اظهارات موسوی بوی ارزشهای آغاز انقلاب اسلامی به مشام میرسد: عدالت، آزادی، استقلال و اسلام بیریا. این ارزشها هنوز هم عزیزند و خواستنی. با عدالت فقر و تبعیض رخت بر میبندد، با آزادی استبداد و خفقان به دَرَک میرود، با استقلال وابستگی و ذلت نوکری اجانب منتفی میشود، و با اسلام بیریا ارزشهای مورد قبول اکثر مردم پشتوانه تصمیمسازیهای کلان و قانونسازیهای خُرد قرار میگیرد. انقلاب اسلامی یکی از بزرگترین وقایع قرن بیستم بوده است. به دلایل مختلف این انقلاب مردمی به همه اهداف متعالی خود نرسیده است. انقلاب 1357 بارقه امیدی در دل شیعیان، مسلمانان و همه تودههای تحت ستم و انسانهای منصف بود. حکومت برآمده از این انقلاب یعنی جمهوری اسلامی قرار بود پیوند ارزشهای اسلامی در قالب جمهوریت و دموکراسی باشد. قرار بود قدرت در تمامی سطوح آن در مقابل ملت به شکل نهادینه پاسخگو باشد. قرار بود همه مقامات تحت قانون و مقید به قانون باشند و مقام فوق قانون مادامالعمر با اختیارات نامحدود به زبالهدانی تاریخ رفته باشد. قرار بود هیچکس به خاطر عقیده و فکر و اظهار نظر تحت تعقیب قرار نگیرد. قرار بود هیچکس به واسطه انتقاد از حاکمان به زندان نیفتد. قرار بود میزان رأی ملت باشد. قرار بود هیچ قشر و طبقه و گروهی از حقوق و امتیازات ویژه برخوردار نباشد. قرار بود تبعیض و فقر و شکاف طبقاتی رخت بربندد. قرار بود دانش و کارشناسی و خردمندی ملاک تصمیمات سیاسی باشد. قرار بود خویشاوندی و ارادتمندی و مداحی ملاک ارتقای مقام نباشد. قرار بود مصالح ملی ملاک تصمیمات حکومت و دولت باشد. قرار بود نهادهای نظارتیِ انتخابیِ قوی همه مقامات ریز و درشت را کنترل کنند. قرار بود روزنامهها آزاد باشند و به عنوان چشم بصیر و زبان گویای ملت انجام وظیفه کنند. قرار بود همگان از امکان دادرسی عادلانه برخوردار باشند و ... اینها ارزشهای صدر انقلاب اسلامی است. میرحسین موسوی به این ارزشها از صمیم قلب اعتقاد دارد و میخواهد در حد مقدور برای تحقق آنها کوشش کند. اینها همان ضوابطی است که به اصلاحات معنی میدهد. قرار است که «جمهوری اسلامی» که مدتهاست از مسیر اصلیاش منحرف شده و توسط برخی قدرتپرستان به «حکومت اسلامی» نزدیک شده، اصلاح گردد و جمهوری اسلامی با نکات فوق محقق شود. اصلاحات چیزی جز تطهیر جمهوری اسلامی از رسوبات استبدادی و قانونگریزی و آزادیستیزی نیست. اصلاحات یعنی بازگشتن به اصل «میزان رأی مردم است» یا دموکراسی. اصلاحات واقعی یعنی بازگشت به قرائت علوی از اسلام نبوی. اصلاحات یعنی پایان دادن به عریضهنویسی و بر خلاف نص سیاست امام علی(ع) مردم را پیاده دنبال موکب مقامات ندواندن. پیگیری مصرانه اما مسالمتآمیز اهداف متعالی انقلاب اسلامی - که به برخی از آنها در بالا اشاره شد - همان اصلاحطلبی است. اصلاحطلبی قرائت خردمندانهی جمهوری اسلامی است. 7. من نام میرحسین موسوی را در بحبوحه انقلاب شنیدم و قبل از آن با آراء روشنفکرانه زهرا رهنورد بهویژه در مسئله پوشش زن مسلمان آشنا شدم. رهنورد و موسوی از دانشآموختگان مدرسه «روشنفکری اسلامی»اند. مدرسهای که اساتید آن شریعتی و مطهری و طالقانی و بازرگان و بهشتی بودهاند. موسوی هنوز به آموزههای استوانههای این مدرسه باور دارد. اینکه رئیس جمهورِ اهل عمل پیرو مدرسه روشنفکری اسلامی باشد، نهتنها عیب نیست، که حُسن است. او جهتها و سویههای تصمیمات خود را از این مدرسه میگیرد و با اتکا به بدنه کارشناسی قویِ علمی و پشتوانه خِرَد جمعی کشور را اراده میکند. در مدرسه روشنفکری اسلامی وحی الهی حکیمانه و خردمندانه قرائت میشود، قرآن قلب اسلام تلقی میگردد، اجتهاد بصیر در عرصه اعتقادات و شریعت راه میگشاید، اگرچه هیچ گزاره عقلستیزی به اندیشه اسلامی اذن ورود نمییابد، اما عرض عریض عالم غیب نیز به پهنای عقل خُرد بشری فروکاسته نمیشود، عدالت واقعا سنجه احکام غیرعبادی فقهی میشود، و احکام موقت دوران نزول به عنوان احکام ثابت فرازمانی معرفی نمیشود. در مدرسه روشنفکری اسلامی قرار نیست امور مشترک همه ادیان یا معنویت یا عرفان یا اخلاق یا حقیقت به نام اسلام عرضه شود. در مدرسه روشنفکری اسلامی همه اجزای اسلام از ایمان و اخلاق و عبادات و اجتماعیات در کنار هم مورد عنایت قرار میگیرد. در این مدرسه در عکسالعمل به استفاده ابزاری حاکمان از دیانت و فقاهت و شریعت، فقاهت و شریعت به بهای ارتقای عرفان و معنویت تحقیر و تقلیل نمیشود. پیروان مدرسه روشنفکری اسلامی در عین استفاده از دستاوردهای خِرَد بشری که در قرون اخیر در تحقیقات دانشمندان مغربزمین متمرکز است، از نقد عالمانه اندیشه غربی بهویژه سیاستهای زیادتطلبانه آمریکا و غده سرطانی اسرائیل غافل نیستند. مدرسه روشنفکری اسلامی اهل تعامل و داد و ستد با مدرنیته است، نه اینکه به دنبال انطباق اسلام بر مدرنیته (اسلام مدرن) یا مدرنیته بر اسلام (مدرنیته اسلامی) باشد. در مدرسه روشنفکری اسلامی در کنار نقد رویکرد سنتی، کار ایجابی نیز فراموش نمیشود. در این مدرسه در عین بازسازی منضبط اندیشه اسلامی بر اساس روش اجتهاد، وحی الهی به معارف بشری فرو کاسته نمیشود. در مدرسه روشنفکری اسلامی دانش دینی و تخصص اجتهادی نقش برجستهای دارد. در زمانی که دولت مروج خرافات با حراج بیتالمال سیاستهای عوامفریبانه را نصبالعین خود کرده است، پادزهر آن کوشش برای انتخاب رئیس جمهوری مجرب و عملگرا از پیروان مدرسه روشنفکری اسلامی است که بتواند در حد مقدور به تحقق ظرفیتهای برزمینمانده قانون اساسی در محورهای عدالت، آزادی و استقلال دست یازد. میرحسین موسوی نامزد مدرسه روشنفکری اسلامی در شرائط مضیق دوران محنت معاصر است. به فرزندان عزیزم، پویشگران «موج سوم»، درود میفرستم و به همه آنها اکیدا توصیه میکنم رعایت اخلاق و انصاف از الزامات مدرسه روشنفکری اسلامی است، اگرچه به مهندس میرحسین موسوی رأی میدهیم، اما پیروزی شیخ مهدی کروبی را نیز پیروزی اصلاحطلبی میدانیم. محسن کدیور
خبر ميرسيد كه كديور در اين دوره انتخابات رياستجمهوري قصد حمايت علني از كسي را ندارد، اما آنچنان كه خود نوشتهاست، 2 عامل بزرگ او را واداشت كه راي خود را در رسانهها منعكس كند؛ نخست توقيف روزنامه ياس نو و دوم، «عدم رعایت انصاف از سوی برخی دوستان محترم در اظهارنظرهای تبلیغات انتخاباتی نسبت به کاندیدای رقیب اصلاحطلبشان». متن كامل نامه اين اسلامشناس برجسته را كه براي دوستان «موج سوم» فرستادهاست، ميخوانيد، نامهاي كه در آن همچنين از مهدي كروبي ديگر نامزد اصلاحطلبان نيز با احترام و نيكي ياد شدهاست.
به نام خدا
خـداونـد بـه شـمـا فـرمان ميدهد كه امانتها را به صاحبان آن برسانيد و هنگامى كه مـيـان مردم داورى ميكنيد از روى عدالت داورى كنيد. خداوند پند و اندرزهاى نیکویى به شما ميدهد، خداوند شنوا و بيناست . (قرآن کریم، سوره نساء آیه 58)
2. دو عامل مرا بر آن داشت که تقاضای دوستان را این بار اجابت کنم و سکوتم را بشکنم.
با توقیف روزنامه و فشارهای پیدا و پنهان قوای قضایی، نظامی، انتظامی و امنیتی بر منتقدان و مخالفان قانونی چگونه میتوان به وظیفه شرعی امر به معروف و نهی از منکر عمل کرد؟ هراس حاکمان از انتشار آزادانه اطلاعات و نقد قدرت نشانه عدم حقانیت آنهاست. تجاوز نهادینه به قانون و نقض مکرر آزادیها و حقوق اساسی ملت که در ادبیات دینی از آن به «ظلم» تعبیر میشود، رویه جاری حاکمان ما شده است. در برابر ظلم نمیتوان ساکت نشست. اگر اعتراض نکنی با ظلم و ظالم مماشات کردهای. راستی این صد و بیست و چندمین روزنامهای است که در این چند سال بیدادگرانه توقیف میشود؟ در این سر دنیا سن بسیاری روزنامهها سه رقمی است، در کشور من که رئیس جمهور پرحرفش آن را آزادترین کشور دنیا میداند، تعداد روزنامههای توقیف شده در کمتر از ده دوازده سال اخیرش سه رقمی است. راستی تفاوت ره از کجا تا به کجاست؟
متأسفم که در میان شما نیستم، اما دلم برای ایرانی آباد، آزاد و مقتدر میتپد، ایرانی که تجسم خردمندی و تدبیر و ارزشهای اسلامی باشد.
ویرجینیا
29 اردیبهشت 1388
|
اظهار نظر صريح موسوي درباره ي نهضت آزادي
![]() |
|
|
|
به گزارش قلم، میرحسین در پاسخ به سوالی تکراری که اخیرا در نشستهای دانشجویی وی در استانهای مختلف از سوی یک طیف مطرح میشود، درباره نهضت آزادی و اتهام فساد که سوال کننده به آنها نسبت می دهد، اظهار کرد: هر کجا می رویم این سوال را از من می پرسند و من هم توضیح می دهم. هر چه بیشتر از من بپرسید من بیشتر توضیح می دهم و این به ضرر کسانی است که سوال می کنند. نهضت آزادی یک حزب از احزاب معروف به قبل از انقلاب اسلامی ماست. در تاریخ 15 شهریور، شهید بهشتی ما را به همراه چهار نفر از اعضای نهضت آزادی در خانه ی خود دعوت کردند و پس از طرح مباحثی به آنها گفت از شما دعوت می کنم که بیایید و یک حزب واحد با هم تشکیل دهید. انتخاب دولت موقت و حضور مرحوم بازرگان به درخواست شهید بهشتی بود. پس از اختلافات پیش آمده این صف ها از هم جدا شدند ولی هیچ گاه از دهان من نخواهید شنید که من نهضت آزادی و اعضای آن را به عنوان شهروندان این نظام قبول ندارم. این سوال را از من بپرسید باز هم همین جواب را خواهم داد. من با آنها اختلاف دارم ولی آنها شهروندان جمهوری اسلامی هستند، من هیچ گاه به دنبال مصلحت طلبی برای جمع آوری چند رای نبودم و الان هم نخواهم بود و عقیده ی خود را بیان می کنم. نه تنها نهضت آزادی بلکه هر کس در این کشور که در قالب ایران بزرگ فعالیت کند شهروندان این نظام محسوب می شوند و نظام در قبال آنها مسوولیت هایی دارد. اگر این ها چنین تخلفاتی داشتند چطور است دولتی که 4 سال است شعار مبارزه با فساد را می دهد یک نفر از این ها را هم به دادگاه نفرستاده است؟
میرحسین در ادامه به شعار مبارزه با فساد اشاره می کند و می گوید: بزرگترین کار قوه ی قضاییه این است که وقتی جرمی اتفاق می افتد با مجرم برخورد کند و این یعنی بقیه ی مردم مبرا هستند. هر روز لکه ای به دیگران چسباندن و هر روز شعار مبارزه با فساد دادن و افراد را ترساندن بدون این که بتوانیم فاسد را نشان بدهیم، این تجاوز به حقوق مردم است.
وی همچنین گفت: جزو لوایحی که به دنبال آن خواهم بود این است که محدودیتی برای قدرت تهمت زنی دولت به اقشار مختلف مردم ایجاد کنم.
وی دربارهی شعار حمایت از مستضعفان توضیح داد: من با شعار حمایت از حقوق مستضعفان به صحنه آمده اند و حقوق مستضعفان را در گروی اقتصاد نیرومند ملی در کنار عدالت می دانم و بر این مساله پایبند هستم و از آن بر نخواهم گشت. راه حل این مساله حمایت از بخش خصوصی، تولید ملی و نظایر اینهاست که من به آن پایبند خواهم بود. سرچشمه ی بیشترین فضیلت های یک نظام و جامعه از قشر مستضعف بر می خیزد.
میرحسین گفت: من انسان مسلمانی هستم که وارد عرصه شده و از همه ی نیروها و گروه های سیاسی و حمایت آنها استقبال می کنم. دیگر از قانون گریزی خسته شده ایم. ما از ضدیت با پیشرفت و توسعه خسته شده ایم. تورم 25 درصد امروز یعنی کوچک شدن سفره ی ضعیف ترها و ما باید به این مسایل توجه کنیم.
وی درباره ی تضمین عمل به وعده ها داده شده و جایگاه زنان در دولت آتی گفت: از اول زندگی این اعتقاد را داشتم که کسی یا نباید قول بدهد یا باید به آن عمل کند . اگر حافظه ی جمعی مردم را در نظر نگیریم باز باید متوجه باشیم که خدایی هست و این بدترین معامله با خداست که بخواهیم به بندگانش دروغ بگوییم. بنابراین من وعده هایی می دهم که بتوانم به آنها عمل کنم. به نظر من، منعی برای حضور زنان در بالاترین رتبه های نظام جمهوری اسلامی وجود ندارد و من تلاش خواهم کرد از زنان در کابینه خود استفاده کنم. دولت بعدی همه ی تلاش خود را برای رفع تبعیض های جنسیتی به کار خواهد گرفت.
میرحسین موسوی درباره آزادی فعالیت تشکل های دانشجویی، آزادی بیان گفت: نگاه امنیتی به جوانان و به ویژه دانشجویان به ضرر ملت ما، تمامیت، وحدت و آینده ی ماست. ما باید نگاه امنیتی را کنار بگذاریم و به ویژه در رابطه با قشر دانشجو از این مساله پرهیز کنیم. من مخالف ستاره دار شدن دانشجویان هستم و یقینا در دولت خود اینچنین خواهیم بود. ما دانشجوی ستاره دار نخواهیم داشت و من مخالف این هستم که به هر بهانه ای خط کشی کنیم و افرادی را به مخالف نظام و دیگری تبدیل کنیم.
وی با بیان این که قطعا با آزادی بیان موافق هستم و این را جزو آرمان های انقلاب می دانم، گفت: آنچه از قانون اساسی بر می آید نیز آزادی بیان و آزادی پس از بیان است. اول انقلاب وضع در کشور به نحوی بود که مناظره آزاد بین شهید بهشتی و رهبر حزب توده یا آقای پیمان و یا رهبر چریک های فدایی خلق انجام می شد. جامعه ما بر می تابید که این نوع نظریات مطرح شود و همه از آن استفاده کنند ولی گذشت زمان اتفاقات مختلف ،جنگ تحمیلی و حرکت های تروریستی از قبیل انفجار در حزب جمهوری اسلامی منجر به بسته شدن تدریجی این فضا شد. من همیشه موافق بازگشت به آزادی هایی هستم که در قانون اساسی آمده است. در نتیجه نه تنها با بستن نشریات دانشجویی بلکه با بستن نشریات سراسری نیز مخالفم و نمونه اخیر آن یعنی بستن نشریه یاس نو را نیز محکوم می کنم و آن را جزو توقیف فله ای مطبوعات می دانم و این مساله را نیز محکوم می کنم.
او با اشاره به این که انتخابات ها, نقاط حساسی در جامعه هستند افزود: حساسیت مردم نسبت به مسایل سیاسی در این ایام بیشتر می شود و فرصت پیدا می کنند که فارغ از زندگی روز مره تصمیم بگیرند و این در حفظ استقلال کشور و نیز حفظ کرامت انسانی تعیین کننده است. البته رسانه ملی آن طور که شایسته است به وظایف خود عمل نمی کند و اگر درست است که باید از یک انتخابات آزاد ، رقابتی و منصفانه برخوردار شویم طبیعی است که همه کاندیداها باید از رسانه برخوردار شوند ولی دست ما از حداقل رسانه کوتاه است. بنابراین باید فضا را بشکافیم و پیام را به همه مردم برسانیم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن تسلیت رحلت آیت الله العظمی بهجت ، یاد و خاطره شهید آیت الله صدوقی و عالم بزرگوار آیت الله خاتمی را گرامی داشت و با اشاره به شهر یزد عنوان کرد: این شهر شهر تاریخی ، شهر مردم متدین ، خلاق و شهر سید محمد خاتمی است. جا دارد در اینجا اعلام کنم که من مفتخرم که در ستاد ارتباطات مردمی خود در اینجا از حضور فردی شریف و از خانواده شهدا یعنی آقای پاک نژاد بهره مند هستم و از حضور ایشان تشکر می کنم.
در این جلسه همچنین دکتر رهنورد همسر مهندس موسوی اظهار کرد: امروز برای من روز پرشکوهی است؛ چرا که در جمع دانشجویان عزیز ،استادان بی نظیر و مردم بافرهنگ یزد قدیمی، باستانی و در عین حال مدرن هستم.
او با تسلیت به مناسبت رحلت آیت الله العظمی بهجت و گرامیداشت یاد شهید آیت الله صدوقی و عالم گرانقدر روح الله خاتمی عنوان کرد: ای کاش امروز آقای سید محمدخاتمی هم در کنار ما بودند.
زهرا رهنورد با یادآوری مطالبات حوزه زنان، سعادت زنان را یک مقوله جنسیتی ندانست و توضیح داد: سعادت زنان یک مقوله ملی است. این که در ایام انتخابات مطالباتی مطرح شود و وعده هایی نیز در برابر آنها داده شود موجب حل مسایل مربوط به زنان نمی شود. حل مشکلات زنان یک پروژه بزرگ است که به عزم ملی نیاز دارد. موانع رفع تبعیض علیه زنان و حمایت از آنها باید شناسایی شود و تیم های متنوع از جمله در بین خود زنان باید برای حل وجوه مختلف این مشکلات تشکیل شود.
رییس سابق دانشگاه الزهرا همچنین با اشاره به مفهوم "دیگری سازی"، از وجود این معضل در کشور انتقاد و اظهار کرد : فکر می کنم در سی امین سال انقلاب اسلامی این کشور آنقدر قدرتمند است که برای همیشه لفظ "دیگری" را کنار بگذارد. دیگری سازی مغایر اصول دموکراتیکی است که در قلب اسلام نیز وجود دارد.
همسر مهندس موسوی تصریح کرد: اول انقلاب برخی تبعیض های جنسیتی وجود داشت که من در جهت رفع آن تلاش کردم و در سال 67 مقرر شد که تبعیض جنسیتی در دانشگاه ها برداشته شود.
"دختران ما 70 درصد ورودی های دانشگاه ها را تشکیل می دهند؛ افتخار می کنیم". رهنورد با گفتن این جمله بر نقش مهم زنان در جمهوری اسلامی تاکید کرد و افزود: این مساله نشان دهنده آن است که نظام جمهوری اسلامی باید به این زنان و دختران ببالد و شرایط زندگی خوب آنها را فراهم کند. در کنار اینها باید آسیب شناسی شود که چرا پسران ما به درستی وارد دانشگاه نمی شوند؟ تبعیض جنسیتی یک اهانت به دانشگاه است و به این معناست که ای خانم های تحصیل کرده! شما حق ندارید به اندازه خودتان دانشگاه داشته باشید و ای آقایان ما! به جای این که ببینید معضل شما چیست به شما ارفاق می کنیم که وارد دانشگاه شوید.
دکتر رهنورد متذکر شد که شعار ابدی من، همواره آزادی بیان ، قلم و اندیشه برای همه است. من همچنین به استقلال کامل دانشگاه ها ، آزادی زندانی سیاسی و رفع تبعیض و حمایت از زنان در تمام زمینه ها معتقدم.
سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از دختران وزنان جوان؛متخصص و آزاداندیش، گفت:«نسل امروز ما و به خصوص دختران آن در فضایی قرار گرفته اند که خیلی امیدوارکننده است در عین حال نگران کننده نیز هست.»
وی درمورد علت این توصیف اظهار داشت:«سوالاتی جدی برای آنها مطرح شده که جای امیدواری است چرا که اگر انسان اصل وجودش تفکر است؛تفکر با پرسش شروع می شود ولی اگر این پرسش ها پاسخ درست داده نشود باعث دلسردی و دلخوری می شود و اگر انسانهای آگاه دلخور شوند مشکلاتی که برای جامعه ایجاد می شود بیشتر است.»
رئیس دولت اصلاحات بوجود آمدن این سئوالات را نشان دهنده رشد جوامع و جامعه ایرانی دانست و گفت:« امروز در جامعه ایرانی نسل جوان احساس هویت و حضور می کند گرچه معتقدم در این مقطع تاریخی آن گونه که باید و شاید تعریفی از هویت به خصوص برای نسل جوان ما نشده است.»
وی با تاکید بر اینکه باید هویت بیش از آنچه امروز تعریف شده است تبیین شود، گفت:« متاسفانه در این زمینه کم کار شده و آشفتگی ذهنی وجود دارد که امیدواریم در آینده این شورو دیدگاه و احساس حضوری که در عرصه ایجاد شده؛ساماندهی بیشتر و بهتر بشود و به سوی آینده بهتر حرکت کنیم.»
خاتمی تصریح کرد:«انتخابات مسالهای است که در مقطعی ایجاد می شود و تمام می شود ولی باید به آن فکر کرد؛گرچه هیچگاه نباید مسائل اساسی را از نظر دور داشت.»
وی ادامه داد:«مساله انتخابات مساله مهمی است چون در سرنوشت ما موثر است و بالاخص انتخابات ریاست جمهوری که تعیین کننده تکلیف یکی از قوای سه گانه است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه در مقطع کنونی همه ذهنها باید متوجه عبور موفق از مرحله انتخابات باشد، گفت:«عبور کردن ما از این مرحله انتخابات یعنی حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رای.»
خاتمی افزود:«امروز احساس می کنم در جامعه ما کسانی هستند که نمی خواهند مردم زیاد پای صندوق های رای بیایند چون احساس می کنند در غیبت آنها یا حضور کم رنگ مردم یک جریان شانس موفقیت بیشتری دارد و آن جریان مطمئنا مورد قبول اکثریت جامعه نیست و برای عوض شدن این مساله اکثریت باید پای صندوق های رای بیایند.»
رئیس دولت اصلاحات با اشاره به ساز و کارهای موجود انتخاباتی در کشور گفت:«متاسفانه در این ساز و کار همه امکانات کشور برای تبلیغ انتخابات و برای جذب نظر به سوي یک جریان و فرد خاص به کار گرفته می شود و تبلیغات و امکانات خیلی خیلی گشاد دستانه در اختیار آنها قرار میگیرد.»
وی تصریح کرد:«طبعا در غیبت حضور مردم شانس و احتمال اینکه با رایی که در مقایسه با کل کسانی که میتوانند رای بدهند اقلیت کوچک هست ولی با همین اقلیت ممکن است حادثهای رخ دهد که ما آن را نمی پسندیم.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:«بدون اینکه بخواهیم به کسی اهانت کنیم یا خدای نکرده بگوییم دیگران بد هستند معتقدیم کشور بد اداره میشود و میتواند بهتر اداره شود.»
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:«اگر مردم در صحنه حضور پیدا نکنند نگرانی جدی داریم که وضعیت فعلی که وضعیت خوبی نیست تداوم پیدا کند.»
وی با بیان اینکه«هدف همه ما این است انتخابات پرشور باشد»، یادآور شد:« با حضور اکثریت مردم خیلی از ترفندها و راهکارها و ساز و کارهایی که از تحقق خواست مردم جلوگیری می کند از بین خواهد رفت و انشالله نتیجه اي حاصل خواهد شد كه به نفع انقلاب؛كشور و مردم است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان نقش جوانان در این عرصه را بسیار مهم توصیف کرد و گفت:«در جریان انتخابات پدیده ای را شاهد بودیم که کم و بیش در دوره های قبل هم دیدیم ولی نه به این صورت سازمان یافته و گسترده و آن حضور داوطلبانه و بدون چشم داشت جوانان در عرصه است.»
وی ادامه داد:«در ماههای اخیر دیدیم جوانان کشور چه شوری ایجاد کردند؛صدها هزار نفر جوان با انگیزه روشن احساس کردند که باید به عرصه بیایند ستادهای مختلفی از جمله موج، یاری و ستاد 88 را تشکیل دادند و این پدیده بسیار مهمی بود.»
خاتمی تصریح کرد:«این کار آنها هم نشان دهنده هوشیاری و بیداری نسل جوان ما ؛هم توانمندی آنها در سامان دادن جریانات اجتماعی بود.این جریان هم می تواند موج اجتماعی ایجاد کند و هم اینکه وضعیت نابسامان و غیر عادلانه تبلیغاتی که هست با یک نحوه رسانه جدیدی که خود جوانان هدایتش می کنند آن را تا حدودی جبران بکند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«من فکر می کنم هر جوان می تواند روی تعداد زیادی از افراد جامعه اثر گذار باشد و باید به درون جامعه رفت و با تحلیل ثابت کرد اوضاعی که هست با اینکه نمی خواهم بگویم کسانی که سر کار هستند سوءنیت دارند، نه به نفع اسلام؛نه به نفع جمهوری اسلامی و نه به نفع ایران و نه ملت هست و این وضع را می توان عوض کرد و در مسیری حرکت کنیم که کم کم به آرمانها و جهات خودمان نزدیک شویم.»
وی در ادامه گفت:«با نیرو و نسل جوان می توان به آینده بهتر فکر کرد واین یک پیروزی و موفقیت است »
خاتمی افزود:«باید به این فکر کرد که آيا دولتی سرکار است که که به آزادی اندیشه احترام می گذارد؟ به نیازهای مردم و مصلحت ملی بیشتر توجه دارد؟دولتی که حاضر است امکانات را بهتر و بیشتر در مسیر ارتقاء و پیشرفت جامعه قرار بدهد؟دولتی که می تواند در عین پافشاری بر اصول و منافع اصلی از اینکه فشارها بر کشور زیاد و ایجاد شود جلوگیری بکند و بتواند از فرصت ها استفاده کند؟»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:«اینها مسائل و سئوالات مهم است.ممکن است فکر یا تردید کنیم که آیا همه آن چیزی که می خواهیم آن دولت می تواند برآورده سازد؟ولي بايد واقع بين بود و در نظر داشت كه يك گام به جلو هم موفقيت است.»
خاتمی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:«شاید بعضیها وقتی در بیان مواضع احتیاط می کنند احساس می کنند با اینکه علاقه دارند تحول و تغییری به نفع زنان،جامعه و جوانان و نسل امروز در جامعه ایجاد کنند، با بیان شعارها هوشیاری جریانات دیگر را بیشتر می کنند تا مانع تراشی بکنند و ترجیح می دهند آن شعارها را در لفافه بدهند یا کمتر بیان کنند اما این به معنی آن نیست آنها این مساله را قبول ندارند.آیا این درست هست یا نه حرف دیگری است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«مگر همه کارها و امکانات دست ما است که بتوان به همه آرمانها رسید؛مهم آن است در آن جهت حرکت کنیم و واقع بینانه به آن سو برویم.باید این پارادوکس را حل کرد که شعارها قله را نشان می دهند ولی برای رسیدن به قله باید همه این دامنه کوه را طي کرد و از آن بالا رفت و نباید به راه دیگر رفت.»
وی سپس تاکید کرد:«معتقدم شخصیتی مثل مهندس موسوی آن قلهها و حرفها را قبول دارند؛کم و بیش هم در صحبتهایشان هست و حتما اگر توفیقی باشد به آن سو حرکت خواهیم کرد و با تدریج، تامل و تانی میتوان به آن قله نزدیک شد و به جلو رفت.»
خاتمی خطاب به جمع حاضر گفت:«مهمترین کار شما این است که باید کاری کرد که تغییر تحقق پیدا کند و در فضای مناسب تری برای رسیدن به آرمانها قرار بگیریم.»
وی در مورد اینکه خود در این زمینه چه فعالیتی انجام خواهد داد، اظهار داشت:«دیدگاهها و نظرات من مشخص است و در این مرحله هم چون احساس میکردم ما در مقابل کشور و مردم مسئولیم باید هر کاری که بتواند تغییر را صورت دهد انجام دهیم و به همين جهت اعلام کاندیداتوری کردم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«وقتی جناب مهندس موسوی آمد احساس کردم با دلایل مختلفی که درباره آن توضیح فراوان دادم شخص خودم در عرصه نباشم و سعی کنیم در درجه اول جریانی که به جریان اصلاحاتی که ما قبول داریم نزديك تراست روی کار بیاید.»
وی ادامه داد:«بطور ویِژه ضمن احترام به همه کاندیداهای دیگری که هستند روی مهندس موسوی تکیه کردهام و قولی که دادم عملی شد و الان هم برای تشویق حضور مردم درصحنه و هم طبعا برای رفع ذهنیت هایی که نسبت به مهندس موسوی باشد و اینکه من ایشان را می شناسم و معتقدم شایسته هستند به جامعه معرفی شوند کارم را انجام خواهم داد.»
به عقیده خاتمی نقشی که خود کاندیدا ها در زمان تبلیغات رسمی انتخابات دارند تعیین کننده است.
رئیسجمهور سابق کشورمان سپس به مسائل اخیر پیشآمده و برخی شبهات و تخریبهای صورت گرفته اشاره کرد.
وی با تاکید بر اینکه«ما به اندازه کافی کسانی داریم که ما را تخریب کنند»، اظهار داشت:«خودمان به اسم خودمان نباید خدای ناکرده کاری بکنیم که سبب شود دیگران سوءاستفاده شود و از ناحیه ما به تضعیف یکدیگر و نمایش دادن اختلاف بیانجامد.»
خاتمی تصریح کرد:«من به شدت تردید دارم طرفداران واقعی یکی از این دو کاندیدا حاضر باشند بروند و علیه کاندیدای دیگر فعالیت کنند یا در جلسهای که هست مطالبی بگویند؛این را باید جستجو کرد.»
وی ادامه داد:«این ماجرا احتمالا طراحی ناجوانمردانهای است که کسان دیگری ممکن است در چهره طرفداری از یک کاندیدای اصلاح طلب علیه کاندیدای دیگر اصلاح طلب کار کند.»
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«این مساله خطرناک است باید متوجه باشیم که این پوست خربزه بسیار خطرناکی است که زیر پای ما گذاشته شده تا از ناحیه خود ماها ایجاد اختلاف شود.»
سيد محمد خاتمي افزود: «حالا كه كانديداهاي متعدد از جمله در جريان اصلاحات حضور دارند و به همه هم احترام مي گذاريم بايد كاري كنيم كه اين تعدد سبب حضور بيشتر مردم در صحنه انتخابات باشد و هر چه بيشتر مردم به پاي صندوق هاي راي بكشانيم به نفع ما و ملت است.»
وی سپس با اشاره به سخنان حضار مبنی بر اینکه«آزادی بدون امنیت و امنیت بدون عدالت نمی خواهیم»، گفت:«اینها نکته جالب و خوبی است؛صحبت این است که آیا با محدود کردن آزادی های مشروع و اساسی امنیت در جامعه ایجاد می شود؟بستگی به تعریف ما از امنیت دارد.»
خاتمی توضیح داد:«امنیت اگر امنیت حاکمان باشد و حکومت این طور احساس کند فقط یک سلیقه و فکر باید بر جامعه حاکم شود و هر چه خلاف این سلیقه باشد در مسیر براندازی و ضدیت با امنیت است و بنابراین آزادی ممکن است این امنیت این چنینی را از بین ببرد ممکن است ابتدایی ترین آزادی ها را از بین ببرند.»
وی یادآور شد:«ما یک اصل طلایی در قانون اساسی داریم که باید متوجه باشیم می گوید"به نام آزادی نمی شود امنیت کشور را از بین برد و به نام امنیت نمی توان آزادی را از بین برد" این مساله نسبت متقابل با همدیگر دارد و باید به آن فکر کرد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«مهمترین امنیت، امنیتی است که در متن جامعه باشد.»
وی افزود:«اولا ما واقعا باید به امنیت جامعه و افراد آن بیاندیشیم؛یکی از امنیت ها این است که فرد احساس کند آزاد است.اگر این آزادی را از او بگیریم یا احساس کند که آزاد نیست خود به خود دلبستگی او به اصل نظام و جامعه کمتر می شود و هرچه این دلبستگی کم شود نظام و جامعه آسیب پذیرتر می شود.»
خاتمی تصریح کرد:«مگر می شود در دنیای امروز فقط با قوای نظامی، امنیتی و قضایی یک جامعه را اداره کرد؟اگر ریشه و پایه در قلب های مردم نباشد آن امنیت اگر ظاهری هم باشد خیلی لرزان است و با یک جرقه همه اینها از بین میرود.»
رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«ما وقتی از آزادی های مشروع ( نه ولنگاری) نظیر آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی تعیین سرنوشت توسط انسانها، آزادی برخورداری از حقوق شهروندی و اعمال آنها دفاع می کنیم معتقدیم دقیقا از امنیت کلی جامعه دفاع می کنیم نه فقط امنیت یک جریان خاص.»
وی با بیان اینکه«از جمله مسائلی که می تواند امنیت را ایجاد کند،عدم دخالت در امور شخصی است»، اظهار داشت:«آزادی و امنیت بدون عدالت در جامعه ایجاد نمی شود؛عدالت در جامعه باید وجود داشته باشد تا هم آزادی معنا داشته باشد و هم امنیت.»
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«شکم گرسنه آزادی و امنیت رانمی شناسد؛ از طرف دیگر هم وقتی ما آزادی را به معنی عام کلمه نداشته باشیم در جامعه فقر حاکم خواهد شد و در جامعه فقیر نمی توان عدالت را پیاده کرد.»
|
2خرداد، سالن 12هزار نفری آزادی
![]() |
|
|
|
به گزارش یاری، در این مراسم که توسط گروه یاری، پویش حمایت از خاتمی و موسوی(موج سوم)، ستاد88 ، دانشجویان حامی خاتمی، دختران حامی میرحسین موسوی(نسل فیروزهای)، ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و کمیته دانشجویان استان تهران ستاد میرحسین موسوی برگزار میشود، رئیس دولت اصلاحات و مهندس موسوی کاندیدای مورد حمایت اکثریت اصلاحطلبان حضور خواهند داشت.
این مراسم از ساعت 16 الی 20 در سالن 12 هزار نفری آزادی واقع در کیلومتر 5 اتوبان تهران –کرج بر پا خواهد شد.

در این مراسم علاوه بر خاتمی و موسوی، حامیان آخرین نخست وزیر ایران از چهرههای مختلف از جمله هنرمندان، نویسندگان، چهرههای سیاسی و...حضور خواهند داشت.
لازم به ذکر است وسیله ایاب و ذهاب برای حضور در این مراسم در میادین بزرگ تهران و جلوی درب دانشگاهها در نظر گرفته شده است.
آدرس دقیق محل استقرار وسایل نقلیه به زودی در جدولی اعلام خواهد شد.
علاقمندان به حضور در این مراسم با مراجعه به آدرس http://2khordad.yaari.ir میتوانند آمادگی خود را اعلام نمایند.
صفر و صد یا کمی بهتر؟ سرو: فقط مخملباف میتواند چنین درباره موسوی بنویسد، کسی که سالهاست او را میشناسد و با نگاهش نسبت به هنر، فرهنگ، کرامت انسانی و شخصیتش آشناست. امروز یادداشتی از محسن مخملباف درباره میرحسین موسوی منتشر شد سراسر از حس احترام به مردی که «دین او، دکان کسب او نیست». مخملباف نوشت: « [موسوی] می گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است. او می گفت هنرمند زبان درد مردم است. و اگر به حکومت نزدیک شود ، کم کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید. او می گفت: هنرمند سخنگوی ملت است ، نه سخنگوی حکومت.» مخملباف اینچنین همه ایرانیان را دعوت به حمایت از میرحسین موسوی میکند. یادداشت این هنرمند سینما را با عنوان «صفر و صد یا کمی بهتر؟» میخوانید. یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی، ما چند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته، و هیجان زده بود. و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد. اما بی اعتنا به قوانین، با یک غرور زیاد، به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین. مسافرها هم بی خبر از خطر، سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم. در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد. و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که «اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم.» من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم: «خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و 70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه.» منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند. آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند ،پس به هیچ درد نمی خورد. آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند، پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند. اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند. آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم. در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم، پیدایش شد. آمار نشان می دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود. من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم، فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد... مدتی در فکر رفتم. و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام. حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام. من به کمی بهتر فکر می کنم. من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم: من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم. می گویند ملت ها، مثل آدم ها، هر کدام خصلتی دارند. ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند. حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است. اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد. سمیرا فیلمی ساخته است به نام «اسب دو پا» قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد. بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست. و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست. و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود. در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم. با مهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم. در آن وقت آقای موسوی نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید. و با آن که بیشتر اهل نظر بود، به قول همسرش، خانم رهنورد ، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید. از صمیم قلب می گویم: اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم. مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند ، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد. موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر، یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم. من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم. من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد، هم اوضاع اقتصادی و هم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد. و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد. بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. و بعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. مثل آقای احمدی نژاد که هنوز هیجانزده است. 4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی اش فرو کش نکرده. هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می کند. و مدام از معجزه حرف می زند. چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند. درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است ، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید. چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و از معجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند ، خدمتش را می کند. ندهند ، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود. در اوایل انقلاب او در کارهنر بود. و تمام دوستانش از هنرمندان بودند. و هر لحظه دلش در هوای بودن در آن فضاهای هنری دلخواهش پر می زد. و به همین دلیل تا از نخست وزیری کنار کشید، بلافاصله به جمع دوستان هنری اش پیوست و یکسره با آنان بود. اما تا وقتی در پست نخست وزیری بود، از هنرمندانی که حتی از دوستانش بودند و به خاطر آن که حالا او در حکومت بود، فاصله می گرفتند، تشکر می کرد. و می گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است. او می گفت هنرمند زبان درد مردم است. و اگر به حکومت نزدیک شود ، کم کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید. او می گفت: هنرمند سخنگوی ملت است ، نه سخنگوی حکومت. اگر خود من در فضای آن چنانی آن دوران که شما بهتر از من می دانید چه دورانی بود ، جانم را کف دستم می گذاشتم و عروسی خوبان را می ساختم و نهادهای امنیتی مرا احضار می کردند و آقایی که برای ثواب بازجویی به همراه 12 بازجوی دیگر در خیابان فاطمی در ساختمان وزارت کشور مشغول ثواب بازجویی کردن از من می شدند و فیلم عروسی خوبان را توقیف می کردند، این مهندس موسوی بود که فیلم را در هیئت دولت نشان می داد و به وزرایش می گفت: اگر هنرمند درد مردم را به ما نگوید تا ما خودمان را اصلاح کنیم ، پس ما در کدام آینه عیب خویش را ببینیم؟ فیلم عروسی خوبان با درد و جرات من ساخته می شد، اما اکرانش دیگر به حمایت مهندس موسوی بستگی داشت. او مصداق بارز کسی بود که می گوید: من مخالف فکر توام، اما جانم را می دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی. می گویند مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش انقلابی بود. معلوم است که بود. مگر من نبودم؟ و مگر شما، اگر هم نسل من هستید ،انقلابی نبودید؟ در آن دوران از راست و چپ همه انقلابی بودند. و مگر 30 میلیون مردم انقلابی نبودند که همه در خیابان ها ریختند و انقلاب کردند؟ چرا آلزایمر مصلحتی می گیریم؟ ما مردم ایران چه خوب و چه بد، در سال 57 با اکثریت قاطع انقلاب کردیم و در این تجربه 30 ساله از آنچه کرده بودیم، خودمان هم عوض شدیم. امروزه چه کسی هست که بعد از این تجربه پر فراز و نشیب 30 ساله ،شبیه 30 سال پیش اش باشد؟ مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی ها بهتر است. او امتحان آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را در دوران نخست وزیری اش داده است. فقط او یک اشکال دارد. و آن این است که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست.برای ما آزادی خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد ، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می گوییم کلک بود، از خودشان است. وچون ما همیشه صد در صد را می خواهیم، آن هم صدی که فقط در ذهن خود ما درست است ، مدام به وضعیت صفر می رسیم.و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می شود.و چون نگاه علمی نداریم ، تجربیاتمان را آزمایش نمی دانیم تا از آن قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش شانسی می گیریم.اگر انقلاب ایران را آزمایشی می گرفتیم که سی میلیون نگاه علمی نتیجه آن را چه درست و چه غلط بررسی می کند ، تا حالا به قوانین خوشبختی اجتماعی خود رسیده بودیم. چند نفر هستند که به 8 سال اصلاحات به عنوان یک آزمایش علمی اجتماعی دیگر نگاه کنند و از آن آزمایش، قوانین حاکم بر روند حرکت در این جامعه را کشف کنند.هر چند نفر باشند ، یکی از آن ها مهندس موسوی است. نگاه او علمی است. و به آزمایش انقلاب و اصلاحات ،مثل یک آزمایش نگاه می کند و نه مثل یک رویا و آرمان. برای او آرمان، آزادی و عدالت است. اما انقلاب و اصلاحات، فقط یک آزمایش بزرگ اجتماعی است که باید منتظر نتایج علمی آن بود. هیچ دانشمندی به آزمایش هایش به دیده شکست و پیروزی و یا آرمان و ایمان نگاه نمی کند. و مگر بشر جز آزمایش راه دیگری برای شناخت علمی داشته است؟و مگر شناخت جامعه جز از راه سعی و خطا و آزمایش علمی ممکن است؟ آن ها که با انقلاب بدند ، طوری غیر علمی از انقلاب حرف میزنند ، که اگر می توانستند یک انقلاب دیگر می کردند.و برای همین از آزمایش ما نتیجه لازم را نمی گیرند و با آن که به آزمایش ما فحش می دهند، دنبال تکرار همان آزمایشند. انگار انقلاب نسل ما بد بود ولی انقلاب نسل آن ها خوب است. از طرفی ما ایرانی هستیم. وما ایرانی ها در سود شریکیم، اما در زیان شراکتمان را به هم می زنیم. تا حالا یک ایرانی را دیده اید که خودش را در پول نفت سهیم نداند؟اما تا حالا چند تا ایرانی را دیدهاید که خودش را در انقلاب و بخصوص جنبه های منفی اش سهیم بداند؟ مگر می شود یک شهید آزادی و عدالت را یافت که رییس جمهور ما شود؟
***
برای ریاست جمهوری ما یک چگوارا می خواهیم که ضمنا گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لاییک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد ، اما با هیچ کسی ،دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد،و خیلی هم با تجربه باشد.اما قاطی هیچ جریانی نبوده باشد.و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا شهید شده باشد.
سرو: میرحسین موسوی در بیانیهای تاریخی خطاب به ملت ایران سوگند یاد کرد از حقوق بشر و حقوق شهروندی دفاع کند. در این بیانیه که امروز منتشر شدهاست بر اصلاحات حقوقی، آزادی بیان، رفع تبعیض جنسیتی و حمایت از حقوق زنان، حمایت از مطبوعات و رسانههای مستقل و جلوگیری از سانسور، ممنوعیت اعمال هرگونه شکنجه اعم از روحی و بدنی و حمایت از حقوق اقلیتها تاکید شدهاست. متن این بیانیه بدین شرح است: حقوق بشر در ایران مضمون تازهای نیست، اولین اعلامیۀ حقوق بشر را به کورش پادشاه نامدار ایرانی نسبت میدهند که در قرآن ذوالقرنین لقب گرفته است. منشور حقوق بشر کورش شهرت و اعتبار جهانی دارد. پس از آن، مضامین حقوق بشر که در متون دینی اسلام انعکاس داشت، ایرانیان را که از ظلم و استبداد ساسانیان به تنگ آمده بودند به خود جلب کرد و به تعالیم اسلام دل سپردند. ایران معاصر ضمن اینکه با مضامین حقوق بشر به لحاظ تاریخ خود و هم به لحاظ آموزههای اسلامی آشناست، منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی را نیز رسما پذیرفته است. انقلاب مردم ایران نه تنها موازین حقوق بشری بینالمللی را هرگز مردود نمیدانست، استقرار و تضمین آن موازین را به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و به عنوان حاصل خرد جمعی همۀ انسانها در قالب شعار "آزادی" مورد تأکید قرار داد. اکثریت مردم به درستی باور داشتند که حقوق بشر، به همان مفهوم جهانی خود، به هیچ وجهی با خداپرستی و پیروی از تعالیم معنوی اسلام تعارضی ندارد، به همین علت نیز به "جمهوری اسلامی" آری گفتند و در نتیجه، موازین حقوق بشری در کنار موازین اسلامی وارد قانون اساسی ایران شد تا "آزادی" در ایران در پناه "آموزههای معنوی اسلام" و در قالب "جمهوری اسلامی" بیش از هر جای دیگر دنیا مورد تضمین و حمایت قرار گیرد. حقوق بشر در اسلام به عنوان حقوقی خدادادی شناخته میشود بنابراین هیچ فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمیتواند به هیچ طریق حقوق بشر را که از سوی خداوند اعطا گردیده، محدود یا نقض کند و هیچ فردی نمیتواند از این حقوق چشم پوشی نماید. این عقیده درقرآن، درقالب کلمات ژرف و آسمانی " و لقد کرمنا بنی آدم" انعکاس یافته است. حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پیجویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد. استقرار حکومت قانون را به عنوان شرط لازم تحقق حقوق بشر و حقوق شهروندی، یکی از اهداف اصلی خود قرار دهم و اصلاحات حقوقی لازم را به عمل آورم تا قانون توسط همه مقامات و سازمانهای حکومتی مورد رعایت قرار گیرد، از قانون استفاده ابزاری نشود و قانون براساس تفسیرهایی سازگار با موازین حقوق بشری به اجرا درآید. از طریق ایجاد نهادهای مناسب، شرایطی فراهم آورم تا قانون وسیلۀ اعمال خشونتهای ناروا و موهن قرار نگیرد، خشونت و بیعدالتی و تبعیض، قانونی نشود و موازین حقوق بشری و وجدان جمعی جامعه در کنار آموزههای معنوی اسلام در وضع مقررات و تهیۀ لوایح مدنظر قرار گیرد. امنیت تنها امنیتِ دولت نیست، امنیتِ انسانی است. امنیت را برای آحاد مردم برقرار سازم تا آزاد از ترس و رها از نیاز، تحت حمایت قانون زندگی و فعالیت کنند. در توسعه و تقویت شوراها بکوشم، در امور روستا خود را از روستایی داناتر ندانم و امور شهر را به مردم شهر واگذارم. حکمرانی محلی را تقویت کنم. با اقلیت سیاسی و با رقبا و مخالفان خود منصفانه رفتار کنم و حقوق آنها را برای رقابت و یا مخالفت محترم شمارم. هیچ فردی را شهروند دست دوم تلقی نکنم. ممنوعیت اعمال هرگونه شکنجه اعم از روحی و بدنی را به اجرا در آورم. از حقوق زنان حمایت کنم و از تبعیض جنسیتی جلوگیر نمایم. فعالیتهای مستقل دانشجویی و دانشآموزی را مورد حمایت قرار دهم. با پیریزی درست نظام اقتصادی، با ایجاد امنیت اقتصادی و با گسترش و تقویت بازار رقابتی، زمینۀ تأمین نیازهای اساسی: " غذا، مسکن، بهداشت و درمان، آموزش وپرورش و اشتغال " را فراهم آورم. با فساد اداری و مالی مبارزه کنم. ناتوانی و نیاز و آسیبپذیریِِ هیچ شهروندی را وسیلۀ سلطهگری و افزون طلبی سیاسی قرار ندهم. از سؤاستفاده از اطلاعات اقتصادی و امکانات عمومی جلوگیر کنم. از استخدام کشوری وسازمان اداری بهعنوان وسیلهای برای جلب حمایت افراد و یا به عنوان پاداش و امتیاز برای طرفداران خود استفاده نکنم. امکانات عمومی را وسیلۀ استمرار قدرت خود نسازم. امنیت شغلی را برای آحاد مردم بهویژه برای هنرمندان، روزنامهنگارن، فعالان سیاسی، ورزشکاران، معلمان، اساتید دانشگاه و کارگران تأمین کنم. حمایتهای تأمین اجتماعی را گسترش داده و تقویت کنم به نحوی که همۀ افراد مردم، بهویژه زنان، کودکان، روستائیان، کشاورزان، کارگران و سالمندان را به نحو مطلوب پوشش دهد. زمینۀ ابراز شادی در جامعه را فراهم کنم و برای تقویت و ارتقا امید به زندگی و نشاط اجتماعی بکوشم و اخلاق حسنه را محفوظ دارم. به سنن ملی احترام گذارم و از آثار باستانی و میراث فرهنگی به نحو شایسته محافظت کنم. از حق بر آموزش حمایت کنم و در جهت حذف گزینشهای عقیدتی و سیاسی ناروا اقدام نمایم. دانشجویان، معلمان و اساتید دانشگاه را آنچنان که در خور جایگاه بلند آنان است محترم شمارم. از پدید آورندگان آثار ادبی، هنری و علمی حمایت کنم، تا بدون ترس از تعقیب و مجازاتهای ناروا، خلاقیتهای خود را پرورش و بروز دهند و آزادانه در زندگی فرهنگی جامعه شرکت جویند. حقوق اقوام را به رسمیت شناسم و بر اساس الگوی مدیریت غیر متمرکز، اقوام را در ادارۀ امور خود سهیم کنم. کرامت انسانی و حقوق شهروندیِ اقلیتهای دینی و آزادی عقیده و وجدان را به رسمیت شناسم و تفتیش عقاید و سرزنش و عقاب افراد به دلیل مسائل اعتقادی را ناپسند شمارم و از آن جلوگیری کنم. برخورداری از محیط زیست سالم را حق بشر و از جملۀ حقوق شهروندی به شمار آورم، روند رو به گسترش تخریب محیط زیست را متوقف سازم و با جلب مشارکت عمومی از محیط زیست حفاظت کنم. آگاهم که به ثمر رساندن این اهدف، با توجه به امکانات حقوقی و حقیقی موجود، کاری است بس دشوار، اما متعهدم در مقام اجرای اصول مندرج در فصل سوم قانون اساسی، سند چشم انداز و تعهدات حقوق بشری که ایران به موجب کنوانسیونهای بینالمللی پذیرفته است، با ایجاد معاونت حقوق بشر و حقوق شهروندی ریاست جمهوری، با احیای هیئت پیگیری و نظارت بر قانون اساسی، از طریق تعامل و همکاری سازنده با همۀ دولتها و نهادهای بینالمللیِ فعال در زمینۀ حقوق بشر، با تصویب و اجرای طرح ملی آموزش حقوق بشر و حقوق شهروندی، از طریق انتخاب وزرا و مدیران متخصص، شایسته و مدبر که به حقوق بشر و حقوق شهروندی متعهد باشند و با جلب همکاری سایر قوا، از حداکثر ظرفیتهای موجود برای تحقق این اهداف و آرمانها استفاده کنم و در عینحال ظرفیتهای فعلی را تا حد ممکن افزایش دهم. صادق باشم و شفاف عمل کنم، مشروعیت خود را در گرو اعتماد و حمایت مردم بدانم، مردم و به ویژه زنان و جوانان، سازمانهای غیر دولتی، شوراها، سندیکاها، اتحادیهها و اصناف و نهادهای مدنی را در تصمیمسازیها و اداره و رهبری کشور دخالت دهم، حقوق اقلیت و حق مخالفت را محترم شمارم و زمینۀ گفت و گوهای عقلانی- انتقادی در بارۀ مصالح عمومی را فراهم آورم، بکوشم تا دستآوردهای فرهنگ ایران و تعالیم معنوی اسلام در حمایت از کرامت بشر، جایگاه جهانی خود را بیابد و به محافل، اعلامیهها و میثاقهای بینالمللی راه یابد، برای گسترش فرهنگ تفاهم و روح بردباری و برای زدودن خشونت، بهویژه خشونتهای عقیدتی و سیاسیِ سازمان یافته، تلاش کنم و با توکل به خدا و با تکیه بر مردم برای ساختن ایرانی آزاد و آباد بکوشم و نسبت به عهد خود، در برابر خدا و مردم، مسئول و پاسخگو باشم که به گفتۀ پیشوایم حضرت علی (ع) "خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامهای را پست و بیمقدار سازد".
تضمین حقوق بشر و آزادی یکی از آرمانهای اصلی انقلاب مشروطه و انقلاب شکوهمند مردم ایران در سال 1357 بوده است. در طول تاریخ همواره مردمان صالح مُنادی حقوق بشر و آزادی بودهاند و سرآمد همه آن صالحان و پاکان که زندگی خود را وقف تضمین آزادی و کرامت بشر کردهاند، پیامبران، با قامتی افراشته و ندایی دلنشین و پرطنین، تأثیری ماندگار و فراگیر داشتهاند. انقلاب مردم ایران که مرحلهای مهم از حرکت آزادیخواهانۀ ساکنان این مرز بوم کهن است از جملۀ حرکتهایی است که با اتکا به تعالیم معنوی دین راه خود را باز کرد و پیش رفت.
رئیس جمهور بر اساس سوگندی که یاد میکند، از جمله وظیفه دارد از آزادی و حرمت اشخاص و حقوق ملت حمایت کند، پاسخگو باشد و از خودکامگی بپرهیزد و قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به او سپرده، همچون امینی پارسا و فداکار به کار برد. من بر این اساس و بنا بر اختیار و تمایل قلبی خود، پیشاپیش با مردم پیمان میبندم که چنانچه برای تصدی مقام خطیر ریاست جمهوری مورد اعتماد و حمایت اکثریت قرار گیرم:
حریم خصوصی افراد را محترم شمارم، آزادی بیان و اجتماعات را مورد حمایت قرار دهم، از طریق توسعه و تقویت جامعۀ مدنی و با برگزاری انتخابات رقابتی، آزاد و منصفانه و همچنین با حمایت از مطبوعات و رسانههای مستقل و با جلوگیری از سانسور، حق دسترسی آزاد به اطلاعات و حق مردم بر تعیین سرنوشت خویش و حق نظارت و مشارکت سیاسی را تضمین کنم.

تبلیغات یک اصل مهم در فروش کالاهاست به گونه ای که در حال حاظر خیلی از شرکت های مهم در این ضمینه فعالیت می کنند. استقبال از این کار به گونه بود که خیلی زود به رشته تحصیلی در آمد که تحصیل کنندگان آن از وضع اقتصادی خوبی برخور دارند.
برای دیدن به ادامه مراجعه کنید
ادامه مطلب

ما در وضعیت بسیار خطیری قرار گرفته ایم؛ احساس می کنم راه و روش و راهبردی که جناح مقابل ما در پیش گرفته برگزاری انتخاباتی کم رمق است که کار در مرحله اول تمام شود، چرا که سقف رأی آنها مشخص است.
سیّد محمّد خاتمی در دیدار با اعضای گروه یاری اظهار داشت: از بین مجموعه جوانهایی که برای انتخابات فعالیت می کنند، گروه یاری مجموعه ای کیفی است که با فکر و برنامه خوب و خاصی کار می کند. آنچه ذهن مرا به شدت مشغول خود کرده این است که از ظرفیت بزرگی که بدون هیچ گونه چشم داشتی، برای تأثیر گذاری بر جامعه و پیمودن راه های پرمانع در میان جوانان ایجاد شده و با تدبیر کار خود را دنبال می کند چگونه می توان بهره گرفت و چه باید کرد تا این موج تدوام یابد.
بعد از انتخابات اگرچه احتمال ریزش نیروها وجود دارد، اما دهها هزار نفر آماده کار هستند که اگر بخواهیم سیاسی فکر کنیم، می توان بلافاصله موجودیت یک حزب را اعلام کرد که البته من بنا به دلایلی آن را مناسب و کار آمد نمی دانم، اما باید هویت این جمع را به درستی تعریف کرد تا بدانیم چه می خواهیم انجام دهیم.
گروههای یاری، موج و ستاد 88 بیش از احزاب ما در جامعه حضور داشته و اثرگذار بودند؛ نباید بگذاریم این ظرفیت از بین برود.
رئیس جمهوری سابق ایران سپس در ارتباط با شرایط انتخابات افزود: در وضعیت بسیار خطیری قرار گرفته ایم؛ احساس می کنم راه و روش و راهبردی که جناح مقابل ما در پیش گرفته برگزاری انتخاباتی کم رمق است که کار در مرحله اول تمام شود، چرا که سقف رأی آنها مشخص است.
اخیراً با نظر سازی هایی که معلوم نیست چه منشائی دارد می خواهند این طور نشان دهند که رأیشان بالای 50 درصد است؛ این یک جنگ روانی برای زمینه سازی های بعدی است.
باید تلاش کنیم تعداد شرکت کنندگان در انتخابات بالا برود و احساس مسؤولیت را در مردم برای به صحنه آمدن بیشتر کنیم و همانطور که پیش تر هم گفته ام در این راه عمده کار بر عهده خود کاندیدا هاست.
در ابتدای این دیدار مدیر و سخنگوی گروه یاری به ارائه گزارشی از عملکرد این گروه و بیان دغدغه های اعضای گروه شش هزار نفری یاری پرداخت و استراتژی اتخاد شده توسط این گروه بعد از انصراف سید محمد خاتمی از نامزدی انتخابات را تشریح نمود. اعضاء شورای مرکزی گروه یاری همچنین پیشنهادات خود را در مورد صیانت از آراء، ایجاد شور و شوق انتخاباتی در جامعه و فعال تر شدن سید محمد خاتمی در عرصه اجتماعی و سیاسی مطرح نمودند.
|
|
ملکیان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و دبیر هیات نظارت نيز در پي درخواست «سعيد مرتضوي» با ارسال نامه ای به «محمد نعیمی پور» مدیرمسئول روزنامه خواستار توقف انتشار روزنامه «ياس نو» شد.
روزنامه یاس نو پنج سال پيش و در آستانه انتخابات مجلس هفتم توقیف شد و در مدت 5 سال گذشته جلسات بازپرسی و دادگاه آن با تاخیر به انجام رسید تا در نهایت حکم قطعی آن در اواخر سال گذشته صادر و پس از اجرای حکم که تنها در برگیرنده جریمه نقدی بود تمامی موانع حقوقی جهت انتشار روزنامه کنار رفت و بدين ترتيب مدیرمسئول روزنامه تصمیم به انتشار مجدد آن گرفت.
سايت نوروز با درج خبر توقف انتشار روزنامه ياس نو به درخواست تجديدنظر دادستان تهران نوشت: «در حال حاضر با توجه به سابقه حقوقی و انجام تمام موازین حقوقی و دادگاهی روزنامه که در نهایت امکان انتشار را برای صاحب امتیاز روزنامه فراهم نموده بود روزنامه هیچگونه مانع حقوقی جهت انتشار نداشته است و مشخص نیست دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات با استناد به چه ماده حقوقی اقدام به صدور نامه برای عدم انتشار شماره های آتی روزنامه یاس نو نموده است».
به نوشته سايت نوروز، شماره دوم روزنامه یاس نو توسط تیم تحریریه این روزنامه آماده و تمامی صفحات جهت انتشار به چاپخانه ارسال شده بود که دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات با ارسال نامه ای به محل چاپ روزنامه یاس نو به همراه چند مامور جلوی انتشار شماره دوم این روزنامه را گرفت.
روزنامه یاس نو تاکنون 3 بار از انتشار بازمانده که مورد اول در دوره اول انتشار بوده كه به مدت 10 روز توقیف و مورد دوم توقیف آن یک روز مانده به انتخابات مجلس هفتم بود كه بدين ترتيب این سومین توقف انتشار ياس نو است.

احمد مسجد جامعی در جمع شاعران و شعردوستانی که روز سه شنبه در حمایت از میرحسین موسوی به مسجد امیرالمومنین بلوار مرزداران رفته بودند، گفت: زبان فرهنگ در کشور ما زبان شعر است و خود زبان نیز عامل ایجاد انسجام. دولت فرهنگی نگاه ویژه ای به مقوله زبان و ادبیات دارد چرا که اگر زبان دچار انحطاط شود اندیشه نیز به زوال می رود؛ چنانچه امروز این انحطاط را در زبان و واژگانی که در میان مسئولین رده بالا رایج است شاهدیم.
وی به پیشینه فرهنگی و مفاخر ادبی ایران اشاره کرد و افزود: هر کدام از بزرگانی که در حوزه ادبیات فارسی فعالیت کرده اند، سرمایه ای برای ملت ما هستند. مگر غیر از این است که کشورهای دیگر سعی می کنند برخی مفاخر ما را به نام خود مصادره کنند؟ در سال موسوم به مولانا شاهد بودیم که ایران دیرتر از همه کشورها به این موضوع پرداخت در حالی که ترکیه و حتی فرانسه برنامه هایی را در این باره اجرا کرده بودند.
او در انتقاد از ادبیات کنونی حاکم بر کشور خاطرنشان کرد: اتفاقی که در جامعه ما رخ داده است، همین بی توجهی نسبت به شعر و داستان و حتی متهم شدن شاعران و ادیبان بوده است. چند سال پیش گزارشی تهیه شد که در آن کتاب های شعر و ادبیات داستانی در دوران اصلاحات بررسی شده بود. بر اساس آن گزارش ده جلدی، می خواستند بگویند که دوره خاتمی دوره پردردسری بوده و در نهایت هم به این نتیجه رسیدند که 70 درصد کتاب های ادبی، مسئله دار بوده است. اما وزیر ارشاد چند روز پیش در اظهاراتی این مسئله را به کل حوزه ها تعمیم داد و گفت که 70 درصد کتاب های آن دوره مشکل دار بوده است. البته بعد از چهار روز آن گفته ها را در اطلاعیه روابط عمومی وزارت ارشاد تکذیب کرد!
مسجد جامعی ادامه داد: در سالی که آن گزارش ده جلدی علیه ما تنظیم شد، سندسازی هایی صورت گرفت و به مجلس کشیده شد. برخی از موارد آن که در مجلس هم قرائت شد اشکالاتی را بر کتاب های دوره ما مترتب می کرد که عبارت بودند از: هنجارشکنی، ترویج روابط غیر شرعی، اشاعه روابط غیر اخلاقی و...
وی سپس به ذکر نمونه هایی از آن گزارش پرداخت و شعر "شمعدانی ها" از سهراب سپهری را که در آن کلمه "اندام" به کار رفته بود، مصداقی برای اشاعه صحنه های غیر اخلاقی از سوی معترضان خواند.
او سپس اضافه کرد: چند سال پیش نظرسنجی ای در نمایشگاه کتاب انجام شد که در آن، سهراب سپهری به عنوان محبوب ترین شاعر از نظر مراجعه کنندگان شناخته شد؛ در حالی که می دانیم سهراب از آن دست شاعرانی نبود که روابط مرید و مرادی داشته باشد و بخواهد خودش را مطرح کند. نکته اینجاست که چطور می توان اندیشه های زلال و عرفانی او را منحرف و مروج ابتذال دانست؟ من اتفاقا خیلی خوشحالم که این مصادیق در آن گزارش آمده و دوره ما به این شکل نقد شده است.
مسجدجامعی که با خواندن مصادیق موجود در گزارش مذکور، حاضران را به حیرت و خنده آورده بود، در ادامه به شعری از مرحوم فریدون مشیری که در آن گزارش مورد اعتراض قرار گرفته بود، پرداخت و به کنایه گفت: خوشبختانه چشم چرانی مشیری هم در این شعر از دید ارزیابان فرهنگی پنهان نماند.
او همچنین نمونه دیگری را از همین شاعر ذکر کرد که در آن عبارت "زنم سوی تو پر..." از سوی ارزیابان به صورت "زن ام سوی تو پر..." خوانده شده و به عنوان مصداق اشاعه روابط نامشروع دانسته شده است.
وزیر سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه به ذکر برخی ابیات مورد اعتراض ارزیابان مزبور در اشعار مهرداد اوستا و نیما یوشیج پرداخت و گفت: وقتی قرار است اوستا و سهراب و نیما مسئله دار باشند، چه کسانی باید در پیشخوان فرهنگی این کشور بنشینند؟ من به گزارشی استناد کردم که در مورد دوره اصلاحات تهیه شده و در مجلس هم قرائت شده است. این نمونه ها را خواندم تا فکر نکنید در این باره اغراق می کنم.
مسجدجامعی مجددا به پاره ای تعابیر که در زبان برخی مسئولین کشور و روسای سازمان ها جاری می شود، اشاره کرد و افزود: وقتی یکی از مسئولان ورزشی ما از ادبیاتی تند و نازل استفاده می کند و الفاظ ناشایستی را در برابر طرف مقابلش به کار می گیرد، این امر تحت تاثیر زمانه خودش و بزرگان مملکت است که سطح کلام و گفتار را تنزل داده اند. طبیعی است که وقتی ادبیات کشور و بزرگانی مثل نیما و سهراب متهم می شوند، نتیجه کار همین عباراتی می شود که آقایان مورد استفاده قرار می دهند. هیچ کجای دنیا را سراغ ندارید که مسئولان دولتش با این ادبیات خشن، توهین آمیز و پرخاشگر صحبت کنند.
وی در پایان گفت: وقتی به چهره های فرهنگی خودمان این طور نگاه می شود، شما خود ببینید نسبت به رمان نویس های خارجی چه برداشت ها و تفاسیری انجام خواهد شد.

12 سال پس از دوم خرداد ۱۳۷۶، ایران دوباره در آستانه انتخاباتی قرار گرفته که شرایطش تا حدی شبیه آن روزهاست. با این تفاوت که «قهرمان» آن ماجرا که توانسته بود آن شور عجیب را به وجود آورد، از جایگاهی دیگر قصه را دنبال میکند. سیدمحمد خاتمی همیشه حرفهای تازه دارد و آنقدر محترمانه و محبتآمیز صحبت میکند که هر شنوندهای را سر ذوق میآورد. در آستانه انتخابات امسال و در نزدیکی سالگرد دوم خرداد فرصتی دست داد تا با او گفتوگو کنیم. گفتوگویی در یک هوای بهاری و در هجوم آواز پرندههایی که اگرچه شنیدن صدایشان وقت انجام گفتوگو جذاب بود، اما زمان پیادهکردن فایل صوتی آن، کار مرا به شدت دشوار میکرد.
طبیعی است که این گفتوگو بنا به شرایط موجود بیشتر حال و هوای انتخابات را در خود دارد. امیدوارم در آیندهای نزدیک این فرصت دست دهد تا گفتوگویی به دور از سیاست با او داشته باشیم. گفتوگویی در جستوجوی کشف سویههای دیگری از شخصیت سیدمحمدخاتمی.
- اجازه بدهید گفتوگو را با سنجش میزان علاقهمندی شما به دو روز در تاریخ این چند سال اخیر آغاز کنم. شما سوم خرداد سال ۱۳۷۶ را بیشتر در خاطر دارید یا چهارم تیرماه ۱۳۸۴ را؟
قطعا سوم خرداد را. چه در سال ۷۶ و چه در هر سال دیگر. این اتفاق تنها درباره من نمیافتد و تصور میکنم همه ایرانیها با هر نوع عقیدهای سوم خرداد روز فتح خرمشهر را به یاد داشته باشند. پس از تحمل آن همه رنجی که مردم ایران در بازپسگیری خرمشهر تحمل کردند، طبیعتا این روز که نماد قدرتمندی ملت ایران بوده و هست، در یاد همه ما میماند. آنها که دلبسته ایران و اسلامند و به تمامیت ارضی ایران فکر میکنند، نمیتوانند روز سوم خرداد را فراموش کنند.
- با همه احترامی که میباید برای خاطره خرمشهر قائل بود، اما منظور من از ذکر آن در تاریخ یادآوری سرانجامگرفتن دو اتفاق است. روز سوم خرداد ۷۶ (روز پایان شمارش آرا) شما با رأی قاطع مردم ایران به ریاست جمهوری رسیدید و در روز چهارم تیر ۸۴ بعد از هشت سال پرتب و تاب، ریاست جمهوری را به نوعی واگذار کردید که خوشایند طرفداران جریان اصلاحطلبی نبود. پس پرسشم را تکرار میکنم آقای خاتمی! کدام یک از این دو روز را بیشتر در خاطر دارید؟
روز چهارم تیرماه یک احساسی در ذهن من ایجاد میکرد و روز سوم خرداد احساس دیگری. از نظر شخصی روز سوم خرداد روز پردلهرهای برای من بود. در دستگرفتن سرنوشت کشور با توجه به آرمانها و توقعاتی که ملت داشتند، کار سختی بود. وعده و قولهایی به ملت داده شده بود و امکانات اندک بود. اعتمادی که مردم به من کرده بودند، برایم بسیار ارزشمند بود. بخصوص اینکه حادثهای رخ داد که برای ما بسیار مهم بود. حضور مردم و بهویژه جوانان در مخالفت با ارادههایی قرار گرفت که نمیخواست نتیجه انتخابات چنان باشد. آن ارادهها دست به هر کاری میزدند تا نتیجه چیز دیگری شود، اما مردم تصمیم دیگری داشتند. در چهارم تیرماه هم باز این مردم بودند که به صحنه آمدند، اما تاثر من از این بود که میدانستم سرنوشت میتوانست به شکل دیگری رقم بخورد، اما به دلیل بیتدبیری و تفرقآرا، سرانجام به گونهای شد که مطلوب ما نبود. امیدوارم آن تجربه تکرار نشود. من با توجه به جریان و فکری که میبینم در جامعه وجود دارد، ظرفیت تغییر شرایط وجود دارد. امیدوارم در این دوره آن تفرق ایجاد نشود تا اگر خدا بخواهد، بیست و سوم خرداد امسال هم شبیه سوم خرداد سال ۷۶ که میگویید باشد.
- اما خیلیها میگویند این اتفاق بهطور قطع میافتاد اگر سیدمحمد خاتمی در صحنه باقی میماند.
این لطف مردم است، اما فکر میکنم اگر ما در انگیزههای مردم که حضورشان انتخاب مرا در پی آورد عمیق شویم، میتوانیم تجربه مشابهی را تکرار کنیم. ما اگر معتقدیم که اوضاع باید بهنفع آرمانها و خواستهای ملت تغییر کند و اگر معتقدیم که شرایط فعلی کشور وضعی متناسب با شأن ملت نیست، باید جلو بیاییم و تک تک بگوییم که نیازمند این تغییر هستیم. خوشبختانه در شرایط فعلی شخصیتهایی در صحنه حضور دارند که میتوانند این نیاز و خواست تاریخی مردم را برآورند. بخصوص برادر بزرگوارمان جناب مهندس موسوی که امیدوارم با احساس مسئولیت سنگین مردم و فکر عمیق فراتر از احساسی که مردم دارند، باز ما شاهد یک تحول بزرگ باشیم.
- حرفهای شما امیدوارکننده است، اما وقتی در شهر میچرخید، حسی از یأس بر آدم غلبه میکند. شور انتخابات نهتنها با سال ۷۶ که حتی با سال ۸۴ هم قابل مقایسه نیست.
البته هنوز دیر نشده است. هرچه به انتخابات نزدیکتر میشویم، احساسات مردم بیشتر تحریک میشودو به این فکر میافتند که باید تا حد امکان در عرصه باشند. اگرچه من هم معتقدم که باید شور بیشتری در جامعه باشد. همه ما باید تلاش بیشتری بکنیم تا مردم این احساس را بکنند که میتوانند سرنوشت خودشان را تغییر بدهند.
واقعا میتوانند؟
قول میدهم که میتوانند مشروط بر اینکه بخواهند. همچنان معتقدم که اگر در جامعه ما مردم حضور چشمگیر پیدا کنند، بهرغم تمام موانع و مشکلاتی که سد راه هست و سعی میکند حضور مردم یا تاثیر حضور مردم را کم بکند، ولی حضور میلیونی و شورانگیز مردم میتواند این موانع را به جای خودش برگرداند. من و شما و بخصوص همه جوانها با احساس مسئولیت باید سعی کنیم شرایطی فراهم شود که تعداد بیشتری از مردم سر صندوقهای رأی حاضر شوند. اگر این اتفاق بیفتد، در نهایت به نفع مردم ایران است.
- مهمترین پرسشی که در دو سه ماه اخیر در ارتباط با شما مطرح بوده، به مسئله آمدن شما به صحنه انتخابات و خروج زودهنگامتان مربوط میشود. اگر به جای من خیام نیشابوری مقابل شما نشسته بود، یقینا از شما میپرسید: این آمدن و رفتن تو بهر چه بود؟
همه ما در مقابل این مردم، این کشور و این انقلاب مسئولیت داریم. من هم از دیگران مستثنا نیستم. درک اولیه من این بود که با توجه به اینکه هشت سال رئیس جمهور ایران بودهام، بهتر است میدان را برای دیگرانی خالی کنم که شایستگی این مقام را دارند و اجازه بدهم فکرهای نو و آدمهایی با ظرفیتهای جدید پا به عرصه بگذارند. اما روند امور و ابراز احساسات بخشهای مختلف جامعه و به ویژه جوانان سبب شد که نگران شوم که اگر من نخواهم وارد عرصه شوم، شاید چنین تلقی شود که خواست مردم و توقع آنها برایم اهمیتی ندارد. آقای مهندس موسوی از سرمایههای بزرگ کشور ما هستند. ایشان نهتنها دید خوبی دارند که توان مدیریت بالایی هم دارند. آقای موسوی توان ایجاد تغییر در چارچوبهای آرمانهای انقلاب را دارند و آمدن ایشان برای ما غنیمتی بود. من بیش از آن گفته بودم که «یا من یا آقای مهندس موسوی». من فکر میکنم که با آمدن ایشان و البته همراهی مردم، همان نظری که من دارم، تامین میشود و از طرفی به حرفی که زده بودم هم معتقد بودم. من فکر کردم که پاسداشت این اصل اخلاقی بسیار مهم بود. بخصوص با توجه به شیطنتهایی که وجود داشت و میگفت که ما بهخاطر قدرت وارد این عرصه شدهایم و برای همین حاضر نیستیم که پا پس بکشیم. برای از بین بردن آن شائبهها ترجیح دادم که در صحنه رقابتها نباشم. از طرف دیگر به شدت معتقدم که آقای مهندس موسوی بهخوبی از عهده اداره کشور برمیآیند.
- آیا رأی به میرحسین موسوی رأی به سیدمحمد خاتمی است؟
والله من در عین حالی که به عزیزان دیگری که در صحنه هستند احترام میگذارم، اما با توجه به شرایط و امکانات موجود و تواناییهای مختلف، احساس میکنم که آقای مهندس موسوی گزینه بسیار مناسبی برای ریاست جمهوری هستند. بله، میتوانم بگویم قطعا پیروزی آقای مهندس میرحسین موسوی را پیروزی خود میدانم.
- در یکی از ملاقاتهایتان در زمستان گذشته، چنان که خودتان نیز یادآوری کردید، گفته بودید «یا من یا آقای مهندس موسوی نامزد انتخابات خواهیم بود.» بسیاری معتقدند که به کاربردن حرف اضافه «یا» در این جمله کار را مشکل کرده و اگر شما حرف اضافه «هم» را به کار میبردید، هیچگاه صحنه انتخابات را واگذار نمیکردید.
من نمیخواستم تلقی این پیش بیاید که دارم با کسی که به لحاظ فکری اشتراکات زیادی با من دارد، رقابت میکنم. دست کم جامعه میداند که برای شخص من قدرت چندان مهم نیست و از طرف دیگر با شأن اخلاقی که در آقای موسوی سراغ دارم و میدانم که چقدر نسبت به رعایت اصول اخلاقی پایبند هستند، آن «هم» برای مردم چندان قابل قبول نبود و همچنان بر استفاده از آن «یا» تاکید میکنم.
- در دوران هشت ساله ریاست جمهوری شما، بحرانهایی که شخص شما یا دولت هشتم را نشانه میگرفت و آن جمله معروف هر ۹ روز یک بحران، یکی از چالشهای اساسی بود. به نظر میرسید که با پایان کار دولت این بحرا نها خاتمه پیدا کند، اما گاه ادامه یافت و بیش از همه در ارتباط با شما بود. چرا؟
البته بهتر است به جای بحران کلمه مخالفت را به کار ببریم. از این جهت که بحران زمانی پیش میآید که شخص یا اشخاصی در مسند امور باشند و کارها را در دست بگیرند و در جهت مخالفت با آنان کارشکنیهایی پیش بیاید که به جای فایده و کسب محصول ناگزیر شوند هزینههای زیادی بپردازند. بنابراین، اینکه به من اعتراض شود یا مخالفانی داشته باشم، نمیتواند مصداق بحران باشد و این اعتراضها و مخالفتها هم اصلا چیز بدی نیست و میتواند یک نوع نقد باشد، اما متاسفانه بسیاری از این مخالفتها دامنه گستردهتری داشت و بیشتر شبیه تخریب یا جفاکاری بود. اما متاسفانه کشور از جهات دیگری با بحران روبهروست.
- از چه جهتی؟
در چند سال اخیر فرصتهای طلایی در زمینه مادی و بینالمللی برای کشور ما به وجود آمد که نهتنها نتوانستیم از آنها استفاده کنیم که بسیاری از این فرصتها خود به تهدیدی برای ایران تبدیل شد. با امکاناتی که در چند سال گذشته برای کشور به وجود آمده بود، میتوانستیم مسیر توسعه را سریعتر و موفقتر طی کنیم.
- وقتی میگویید توسعه، منظورتان توسعه سیاسی است یا اقتصادی؟
منظورم یک توسعه همهجانبه است.
- و وقتی به «امکانات» اشاره میکنید، منظورتان افزایش چشمگیر قیمت نفت در چند سال گذشته است؟
بله. هم افزایش قیمت نفت و هم وضعیت اقتصاد جهانی. همین بحران اقتصادی آمریکا باعث کاهش قیمتها در سطح بینالمللی شد، بهگونهای که ما میتوانستیم تکنولوژیهای برتر و کارخانههایی را که میتوانست زیرساخت اقتصادی خوبی را در کشور بنا کند، با قیمتی بسیار کمتر به کشور بیاوریم. ما درآمدهای نفتی بینظیری در چهار سال گذشته داشتیم، اما متاسفانه میبینیم که گام مهمی در این زمینه برنداشتیم و فرصتهایمان را یکی یکی از دست دادیم. من معتقدم که آثار مخرب این اشتباهها تازه امسال و چند سال آینده در کشور نمودار خواهد شد. وقتی در تولید سرمایهگذاری نشود، نتیجهاش رکود و بیکاری خواهد بود که نشانهاش آرام آرام خودش را نشان خواهد داد. در عرصه جامعه مدنی هم با مشکلات فروانی روبهرو شدهایم. من معتقدم که آزادیهای مدنی نیز در این سالها گسترش نداشته و یک مشکل اساسی دیگر نگاهداشت عزت و سربلندی ملت ایران در عرصه داخلی و خارجی است که میشد وضعیتی مطلوب و قابل دفاع داشته باشد.
- یکی از نامزدهای ریاست جمهوری که اتفاقا به جبهه اصولگرایان نزدیکتر است، اخیرا در سخنرانیاش گفته بود که ادامه شرایط فعلی، کشور را به پرتگاه خواهد کشاند. آیا شما هم معتقدید که ما بر لبه پرتگاه ایستادهایم؟
نمیخواهم تعبیر پرتگاه را به کار ببرم، اما معتقدم به خاطر مدیریت نادرستی که صورت گرفت، ملت ایران هزینههای فروانی پرداخت، بدون آنکه فایده چندانی ببرد. چه در مصرف بیرویه امکانات و منابع مادی و چه در مصرف نادرست ارزشها و معیارهای معنوی در جامعه که نتیجهاش ایجاد یک بدبینی خواهد بود. شما اگر از مردم دم بزنید، اما مردم احساس حرمت نکنند، اگر از عدالت دم بزنید، اما فاصلههای طبقاتی روز به روز زیادتر شود، اگر از قدرت و قوت ملت ایران نام ببرید، اما ملتتان روز به روز در جهان منزویتر شود و بیشتر از هر زمان دیگری تحت فشار قرار گیرد، نهتنها این زیانها به مردم وارد شده، بلکه یک نوع بدبینی نسبت به ارزشها و آرمانها پیدا میشود. من معتقدم که این زیانها به میزان فراوانی ایجاد شده و ما در وضعیت مناسبی قرار نداریم. البته ایران بسیار قوی است و ظرفیتی که انقلاب ما ایجاد کرد، ظرفیت بالایی دارد، اما در عین حال باید نگران بود که این ظرفیتها و این زمینهها نتواند چنان که باید و شاید به نفع ملت مورد بهرهبرداری قرار گیرد و موجب ایجاد ضرر و زیانهایی برای ایران شود.
- خبرنگار مجله نیویورکر چند ماه پیش به ایران آمده بود و گزارش مفصلی از و ضعیت فعلی ایران در آستانه انتخابات نوشته بود. او به جملهای از آقای احمدینژاد اشاره کرده بود که گفته بودند: «من با نفت بشکهای پنج دلار هم کشور را اداره میکنم.» خبرنگار نیویورکر نوشته بود که در همان روز سیدمحمد خاتمی نیز در جایی سخنرانی کرده بود و مهمترین حرفش در سخنرانی این بود که «فلسفه گفتوگوی تمدنها ریشه در انساندوستی دارد.» او این دو جمله را که در یک روز ثابت ادا شده بود، با هم مقایسه کرده و نتیجه گرفته بود که اصلاحطلبان و بهویژه شخص شما با زبان توده مردم چنان آشنا نیستید و خواستهایشان را نمیشناسید. چنین نگرشی میان بعضیها در ایران هم وجود دارد. این مسئله شما را به فکر فرو نمیبرد؟ آیا واقعا با زبان مردم آشنا نیستید؟
اگر منظور از «زبان مردم» عوامفریبی باشد، حق با خبرنگار نیویورکر است. من اهل عوامفریبی نبوده و نیستم. فهم زبان مردم، استلزامات و نشانههایی دارد. من گمان میکنم بدون عوامفریبی میتوان زبان دل تاریخی ملت ایران را هم فهمید. همیشه شاهد بودهایم که مردم در انتخاب رئیس جمهورها برای چهار سال دوم شور کمتری نشان دادهاند و تعداد آرا معمولا کمتر از دوره پیش بوده است. چرا که چهار سال تجربه کردهاند و بسیاری از خواستهای مردم برآورده نشده. من فکر میکنم افزایش دو میلیونی آرایی که در سال ۱۳۸۰ برای دور دوم ریاست جمهوری من به صندوقها ریخته شد، خود بزرگترین گواه است که بدانیم مردم حرف مرا میفهمند و من زبان آنها را میدانم.
- اما در همان دوران هم یک جمعیت چند میلیونی بودند که اصلا پای صندوقهای رأی نیامدند. جمعیتی که تعدادشان بیش از تعدادی بود که در دور اول نامزدی شما پای صندوقها نیامد.
ما همیشه با این جمعیت خاموش روبهرو بودهایم. ما نمیتوانیم بگوییم که همیشه توانستهایم صد درصد نظر مردم را جلب کنیم. آنها که پای صندوقها نیامدند، شاید بیش از آنکه با برنامهها و حرفهای من مخالف باشند، دچار یک نوع یأس و سرخوردگی بودند که این برنامهها عملی نخواهد شد. آنها بیشتر مشکل ساختاری داشتند و میگفتند این حرفها و شعارها که فلانی میزند، قشنگ است، اما در این ساختار قابل انجام نیست و عملا کاری از دست کسی ساخته نیست.
- ولی آقای خاتمی، این جمله «کاری از دست کسی ساخته نیست» را من متاسفانه در جامعه فراوان میشنوم. در تعداد زیادی از نامهها و ایمیلهای خوانندههای چلچراغ این جمله یا جملهای شبیه به آن را خواندهام. این نظریه متاسفانه دارد، تبدیل به یک نظریه غالب میشود. با توجه به ساختار موجود، کاری از دست کسی ساخته هست یا نیست؟
ما یکسری آرمانها و ایدهآلها داریم که طبیعتا احساس آدم رو به آنهاست، اما یکسری واقعیتها هم داریم. اگر این انتظار را داشته باشیم که آرمانها و ایدهآلها باید در کمترین زمان و کمترین فرصت تحقق پیدا کند، سرخورده میشویم. واقعیتهای تاریخی، اجتماعی، بینالمللی و واقعیتهای ساختاری که وجود دارد، مانع از تحقق صد درصدی این آرمانها میشود. منتها باید این واقعبینی را در جامعه ایجاد کرد که در حال حاضر حرکت به سوی آن آرمانها خودش قدم بزرگی است ولو اینکه در این مدار صددرصد ما فقط دو درجه جلو برویم. اگر انتظار داشته باشیم که یک فرد با یک دولت یک شبه به همه وعدههایی که موردنظرش بوده برسد و بتواند همه خواستهای ملت را برآورده کند، از واقعیت دور شدهایم. من فکر میکنم بخشی از این سرخوردگیها ناشی از فاصلهای است که میان واقعیتها و آرمانهای ملت وجود دارد. کار روشنفکری و هدایت جامعه، این است که تفکیک بین واقعیتها و ایدهآلها را بین مردم جا بیندازیم تا جامعه توقعاتش را واقعیتر کند. آن موقع است که این یأس هم از بین خواهد رفت.
- پس به چلچراغیها بگوییم خیالشان راحت باشد!
نه... به چلچراغیها بگویید که آنقدرها هم خیالشان راحت نباشد، بلکه باید نسبت به مسائل جامعه دغدغههای لازم را داشته باشند. به آنها بگویید که اگر انتخاب درست کنند، حرکت در مسیر ایدهآلها صورت خواهد گرفت.
- نتیجه انتخابات ممکن است به نفع جناح متمایل به تفکرات شما یا به نفع جناح مقابل رقم بخورد. در هر کدام از این دو صورت، سیدمحمد خاتمی چه خواهد کرد؟
به هر حال انتخابات نتیجه مشخصی دارد و امیدوارم که انتخابات درست، سالم و رقابتی انجام بگیرد و مردم هم پای صندوق بیاید. نتیجه هرچه باشد، برای ما قابل قبول است. من هدفهایی را در داخل و خارج از کشور برای خودم در نظر گرفتهام و در همان مسیر گام بر خواهم داشت، اما مطمئن هستم که اگر نتیجه انتخابات بهگونهای که مطلوب ماست رقم بخورد، من هم امکان بیشتری برای عملیکردن این برنامهها خواهم داشت و در غیر این صورت باز با مشکلات فراوانی در این زمینه روبهرو خواهیم بود. اما به هر حال معتقدم کارهای بزرگ در زمینهای هموار صورت نمیگیرد و من عادت کردهام که در زمینهای ناهموار حرکت کنم.
- هیچ دقت کردید؟ در طول گفتوگوی ما، پرندهها گاه با صدای بلند آواز میخواندند و گاه کاملا سکوت میکردند. اینجا همیشه همینطور است؟
سؤال مشکلی کردید.
- به هر حال گفتم شما که زبان مردم را میدانید، شاید زبان پرندهها را هم بلد باشید!
زبان پرندهها را بلد نیستم، اما تصور میکنم کل طبیعت و آنچه خداوند آفریده است، خود یک سرود است. سرودی که دائما دارد نواخته میشود. آفرینش خود بزرگترین سرود جاری در جهان هستی است. نکته مهم این است که آیا ما گوش شنیدن این سرود را داریم یا نه. میگویند گاهی صداها در یک فرکانس خاصی شنیده نمیشوند، اما این به آن معنا نیست که این صداها و فرکانسهایشان وجود ندارند، بلکه ما توانایی شنیدنشان را نداریم. من معتقدم کل آفرینش در حال خواندن است. ما گاه این خواندن را میشنویم و گاه نمیشنویم. خداوند انشاءالله گوشی به ما بدهد که بتوانیم همه این سرودها را بشنویم و آیا سکوت خودش هم یک سرود نیست؟ شنیدن سرود سکوت هم خودش لذتبخش است.
- همیشه هم لذتبخش نیست وقتی که بدانید شهرتان پر از صداهای خاموش است.
بله، آن صداها مثل خطوط نانوشته بین سطور هستند. اتفاقا فکر میکنم کسانی که بیشتر مینویسند، از این دست ناگفتهها بیشتر دارند. بله، صداهای خاموش... تعبیر خوبی است. این صداها در اغلب موارد شنیده نمیشود، اما کسانی که آنها را میشنوند هم احساس لذت میکنند و هم احساس وحشت. وحشت از اینکه چگونه باید به این صداهای خاموش پاسخ داد؟
- امسال بهار خوبی بود، فکر میکنید تا پایان خرداد طراوت این بهار حفظ شود؟
امیدوارم این طراوت باقی بماند. سال گذشته سال خوبی نبود، اما از اواخر اسفند تا الان خداوند عنایتش را شامل حال ما کرد و امیدوارم طراوت طبیعت سبب طراوت دلهای ما شود، بخصوص تا پایان ماجرای انتخابات.
- امسال فکر میکنم استثنائا جوجهها را آخر بهار میشمارند.
معمولا انتخابات ریاست جمهوری ما در بهار است و من معتقدم که ملت ما اگر احساس کند که کجا سرمایهگذاری کند تا جوجههای خوبی پرورش دهد، در این سرمایهگذاری موفق خواهد شد و همین بهار دستاورد خوبی خواهد داشت و جوجههایی را خواهد شمرد که آینده خوشبینکنندهتری را رقم خواهد زد.
به گزارش خبرنگار قلمنیوز، محسن امینزاده رییس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان حامی میرحسین در همایش معتمدین و روسای ستادهای انتخاباتی سراسر کشور مهندس موسوی با تاکید بر اینکه این اجتماع نشان میدهد که قدمهای مهمی در ماههای اخیر برای پیروزی برداشته شده گفت: حضور امروز شما نشانهی اعتقاد شما به تغییر است. ما همه با هم میثاق بستیم برای ایجاد تغییر و استقرار دولت کارآمد، توسعهگرا، قانونمدار، سالم و صادق. ما با شما و با آقای خاتمی آغاز کردیم و همراه ایشان راه را با آقای مهندس موسوی ادامه خواهیم داد.
وی افزود: کار بسیار دشواری در پیش داریم که قدم اول و مهم سازماندهی است، شاید بهتر بود که فرصتی داشتیم و ستاد منسجمی را راهاندازی میکردیم اما امروز هم با این وجود باید از حداکثر ظرفیتها استفاده کنیم. با در نظر گرفتن اینکه ساختار چند ستادی مشکلات خاص خود را دارد اما مهم این است که همه زیر این چتر بزرگ گرد آییم.
امین زاده تاکید کرد: هرچه به روزهای انتخابات بیشتر نزدیکتر میشویم حساسیت کار ما بالاتر میرود و راه پیروزی ما افزایش مشارکت مردمی است و به دلیل آنکه رفتار رسانهی ملی به گونهای است که ترجیح میدهد مشارکت چندان بالا نباشد اولین تلاش ما باید ایجاد موج و افزایش مشارکت مردم در انتخابات باشد.
وی در پایان گفت: ما همراه آقای خاتمی در کنار آقای مهندس موسوی خواهیم بود و تلاش میکنیم در آیندهای نه چندان دور پیروزی آقای مهندس موسوی را جشن بگیریم. آقای خاتمی هم اعلام کرده اند که هر کاری که از دستشان بر بیاید برای پیروزی آقای مهندس موسوی خواهند کرد و در روزهای آتی ایشان برای حمایت از آقای مهندس موسوی به چند استان بزرگ کشور سفر خواهند کرد.
بهمن قبادی: رکسانا صابری نامزد من است و بیگناه؛ آزادش کنید

بهمن قبادی، فیلمساز ایرانی گفته است که رکسانا صابری "نامزد و دوست" او است و از مقامات ایران خواسته است او را رها کنند.
برای دیدن به ادامه مراجعه کنید
ادامه مطلب








