دوريس لسينگ - نويسندهي انگليسي متولد ايران - مسنترين برنده و يازدهمين زن برندهي جايزهي نوبل ادبيات است، كه براي نخستينبار نام ايران را به اين جايزه برد.

جايزهي نوبل ادبيات كه يكصدمين دورهي برگزارياش را پشت سر گذاشت، دوريس لسينگ ۸۸ساله را بهعنوان يكصدوچهارمين برندهي خود در سال ۲۰۰۷ معرفي كرد.
آكادمي نوبل در سوئد كه لسينگ را انگليسي و متولد ۱۹۱۹ در كرمانشاه معرفي كرده است اعلام كرد، لسينگ حماسهسراي تجربهي زنانه است، كه با شور و اشتياق، شكورزي و دورانديشي يك تمدن از هم گسيخته را مورد بررسي دقيق قرار داده است.
اين نويسنده ۲۲اكتبر سال ۱۹۱۹ از پدر و مادري انگليسي در كرمانشاه متولد شد و تا حدود ششسالگي در ايران بود. سپس چندين سال در كشورهاي آفريقايي ساكن شد و از سال ۱۹۴۹ به اروپا رفت و هماكنون در لندن زندگي ميكند.
مادر لسينگ يك پرستار و پدرش نيز كه در جنگ جهاني اول معلول شده بود، كارمند بانك سلطنتي ايران بود. او در دوران خردسالي به همراه خانوادهاش به اين اميد كه بتوانند در مستعمرهي بريتانيا در جنوب "رودزيا" (زيمبابوهي فعلي) از طريق زراعت بلال به ثروت برسند، در سال ۱۹۲۵ ايران را ترك كردند؛ اما هرگز نتوانستند موفق شوند.
لسينگ در مدرسهي دخترانهي رومن كاتوليك به تدريس مشغول شد؛ هرچند خانوادهاش كاتوليك نبودند. اما در سن ۱۵سالگي مدرسه را ترك كرد. لسينگ دوران كودكياش را همراه با خاطرات تلخ و شيرين توصيف كرده است. همچنين نوشتههايش دربارهي زندگي در آفريقاي تحت استعمار انگليس با نوعي حس دوگانه آميختهاند.
اولين رمان لسينگ بهنام «چمن آواز ميخواند» در سال ۱۹۴۹ در لندن منتشر شد. پس از آن به اروپا رفت و در آنجا ماندگار شد. در سال ۲۰۰۱ جايزهي «آسترياس» اسپانيا را بهدست آورد. همچنين موفق شد جايزهي يادمان «جيمز تيت بلك» را براي رمان «زير پوست من» بهدست آورد. علاوه بر آن، دوريس لسينگ جايزهي ادبي «ديويد كوهن» انگليس را نيز در كارنامهي افتخارات خود دارد.
به نوشتهي ويكيپديا، آثار داستاني او را عمدتاً به سه دوره تقسيم ميكنند؛ نخست «جنبهي كمونيستي» كه از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۶ را شامل ميشوند، كه او آزادانه دربارهي موضوعات اجتماعي مينوشت. دوم «جنبهي روانشناسي» است كه از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۹ بودو سوم «جنبهي صوفيانه»..
رمان «دفترچهي طلايي» او را يك كلاسيك فمينيستي ميدانند، كه البته خود لسينگ چنين عقيدهاي ندارد.
از آثار دوريس لسينگ، به «چمن آواز ميخواند»، «پنج»، مجموعهي «كودكان خشونت»، «يك زندگي موفق»، «موجي از يك توفان»، «شهري با چهار دروازه»، كتاب شرح حال «بازگشت به خانه»، «عادت به دوست داشتن»، «در جستوجوي انگليس»، «دفترچهي طلايي»، «يك مرد و دو زن»، «زندانهايي كه براي زندگي انتخاب ميكنيم»، «دوباره عشق» و «مارا و دان» ميتوان اشاره كرد.
اولين دورهي اعطاي جايزهي نوبل ادبيات در سال ۱۹۰۱ برگزار شد، كه در آن سال، سولي پرودوم فرانسوي موفق شد اولين شخصيت ادبي در جهان باشد كه نوبل ادبيات را بهدست ميآورد.
طي اين سالها، شاعران و نويسندگان انگليسيزبان بيشترين تعداد جوايز را بهدست آوردهاند و با كسب ۲۷ نوبل، پيشگاماند. اين در حالي است كه فرانسويزبانها ۱۳بار موفق به كسب اين نشان باارزش شدهاند. نويسندگان و شاعران آلمانيزبان ۱۲بار، اسپانيوليزبانها ۱۰بار و بعد از آنها، ايتالياييزبانها و سوئديزبانها هريك با ۶بار در رتبههاي بعدي قرار دارند.
اما در ميان كشورهايي كه بيشترين دفعات كسب نوبل ادبيات را داشتهاند، فرانسه با ۱۳ عنوان در صدر قرار دارد. آمريكا با ۱۱ جايزهي نوبل در رتبهي دوم ايستاده است و انگليس با ۱۰ برنده و آلمان با ۹ برنده رتبههاي بعدي را دارند. ايتاليا و سوئد نيز هر يك 6بار شاهد كسب نوبل ادبيات توسط نويسندگان و شاعرانشان بودهاند.
نكتهي جالب در اين ميان، آنكه آمريكا تا ۳۰ سال پس از بنيانگذاري نوبل ادبيات در سال ۱۹۰۱ نتوانست آن را بهدست آورد و در سال ۱۹۳۰ بود كه توسط "سينكلر لوييس" اين جايزه را تجربه كرد.
نشست خبري مقابل منزل برندهي نوبل ادبيات
"دوريس لسينگ" هنگام معرفي نام برندهي نوبل ادبيات ٢٠٠٧ از سوي آكادمي سوئد، براي خريد به مغازهي نزديك خانهاش رفته بود، كه پس از بازگشت با جمعي از خبرنگاران و تصويربرداران مواجه شد، كه براي تهيهي خبر به مقابل در خانهاش رفته بودند.
"لسينگ" با بيان اينكه فكر كرده در نزدكي خانهاش فيلمي در حال ساخت است، گفت: «من تمامي جوايز ادبي اروپا را بردهام و از كسب آنها خوشحالم. اين موفقيت باشكوهي است.»
او همچنين افزود: «نميتوانم بگويم از كسب نوبل ادبيات غرق در شگفتي شدم؛ من ٨٨ سال سن دارم. از آنجاييكه آنها (آكادمي نوبل) نميتوانند نوبل را به كسي كه مرده است بدهند، پس با خود فكر كردند بهتر است قبل از آنكه من غزل خداحافظي را بخوانم، اين جايزه را به من بدهند.»
اين نويسندهي متولد ايران در جمع خبرنگاران افزود: «ميدانم كه منتظر شنيدن جملات دلگرمكنندهاي از من هستيد؛ اما من چندين دهه است كه در پي نوبل ادبيات بودهام.»
به گزارش روزنامهي واشنگتنپست، لسينگ كه خود را در محاصرهي خبرنگاران رسانههاي مختلف ميديد، پروسهي اعطاي اين جايزهي معتبر را نامناسب دانست و گفت: «اين جايزه معناي هنري ندارد.»
او همچنين اظهار كرد: «جايزهي ٥/١ ميليون دلاري همراه نوبل ادبيات رقم چشمگيري است؛ اما آنقدر نيست كه مرا شوكه كند. من در حال حاضر به همهي مردمي فكر ميكنم كه نامههاي تكديگرانه برايم خواهند فرستاد. من از حالا در صف ايستادن آنها را ميبينم.»
خالق رمان معروف «دفترچهي طلايي» در پاسخ به پرسش خبرنگاري كه پرسيد آيا كسب نوبل در كار او ايجاد انگيزه ميكند، گفت: «اگر بتوانم خوانندگان جديدي جذب كنم، خوشحال ميشوم. خيلي خوب است. تاكنون به اين فكر نكرده بودم.»
او ابراز اميدواري كرد كه كسب نوبل ادبيات بتواند خوانندگان بيشتري را براي آخرين كتابش، «آلفرد و اميلي»، كه والدين او را به تصوير كشيدهاند، جذب كند. لسينگ در اينباره گفت: «من به آنها زندگي بدون جنگ دادهام، من به آنها زندگي شايسته دادهام، از همان نوعي كه خودمان داريم؛ چراكه ما جنگ نداشتهايم؛ اما قدر آن را نميدانيم.»
در همين حال، "جاناتان بورنهام"، از مؤسسهي نشر "هارپركولينز" - ناشر آمريكايي آثار لسينگ - بعد از شنيدن اين خبر در نمايشگاه كتاب فرانكفورت گفت:«لسينگ يكي از بزرگترين نويسندگان معاصر است. او به عنوان يك نويسنده زن، مرزها را شكسته و براي نسل جديد الهامبخش بوده است.»
"هوراس انگداهل" - دبير كميتهي آكادمي نوبل - نيز دربارهي انتخاب لسينگ بهعنوان برندهي نوبل ادبيات سال ٢٠٠٧ گفت: «آثار او، هم براي ديگر نويسندگان و هم براي عرصهي ادبيات از اهميت زيادي برخوردارند. اعضاي آكادمي سالها او را براي اعطاي نوبل در نظر داشتهاند.»
وي افزود: «اكنون وقت مناسبي بود. ميتوانم بگويم انتخاب لسينگ يكي از آگاهانهترين تصميمات آكادمي بوده است. او دنياي جديدي را ايجاد كرد كه پيشتر در ادبيات پذيرفته نبود.»
همچنين "پائولو كوئليو" - نويسندهي نامدار برزيلي - دربارهي انتخاب لسينگ گفت:«لسينگ نويسندهي نترسي است كه ميتواند فراتر از مرزها برود. او خود را يكي از بهترين نويسندگان دوران ما ساخته است.»
فهرست برندگان نوبل ادبيات از ابتدا تا امروز
اما فهرست برندگان جايزهي نوبل ادبيات از ابتدا تا امروز عبارت است از:
۱۹۰۱-سولي پرودوم (فرانسه)؛ ۱۹۰۲- تئودور مومزن (آلمان)؛ ۱۹۰۳- بيورنسترنه بيورنسن (نروژ)؛ ۱۹۰۴- فردريك ميسترال (فرانسه) و خوزه اچهخاراي اي ايزاگيزه (اسپانيا)؛ ۱۹۰۵- هنريك سينكيهويچ (لهستان)؛ ۱۹۰۶- جوسوئه كاردوچي (ايتاليا)؛ ۱۹۰۷- روديارد كيپلينك (انگليس)؛ ۱۹۰۸- رودولف كريستف يوكن (آلمان)؛ ۱۹۰۹- سلما لاگرلوف (سوئد)؛۱۹۱۰- پال هيزه (آلمان)؛ ۱۹۱۱- كنت موريس مترلينك (بلژيك)؛ ۱۹۱۲- گرهارد هاپتمان (آلمان)؛ ۱۹۱۳- رابيندرانات تاگور (هند)؛ ۱۹۱۵- رومن رولان (فرانسه)؛ ۱۹۱۶- ورنر فون هايدنشتام (سوئد)؛ ۱۹۱۷- كارل آدولف گيلروپ و هنريك پونتوپيدان (دانمارك)؛ ۱۹۱۹- كارل اشپيتلر (سوييس)؛۱۹۲۰- كنوت هامسون (نروژ)؛ ۱۹۲۱- آناتول فرانس (فرانسه)؛ ۱۹۲۲- خاسينتو بناونته (اسپانيا)؛ ۱۹۲۳- ويليام بوتلر ييتس (ايرلند)؛ ۱۹۲۴- ولادسيلاو ريمونت (لهستان)؛ ۱۹۲۵ - جورج برنارد شاو (ايرلند)؛ ۱۹۲۶- گراتزيا دلدا (ايتاليا)؛ ۱۹۲۷- هانري برگسون (فرانسه)؛ ۱۹۲۸- زيگريد اوندست (نروژ)؛ ۱۹۲۹- توماس مان (آلمان)؛ ۱۹۳۰- سينكلر لوييس (آمريكا)؛ ۱۹۳۱- اريك آكسل كارلفلدت (آلمان)؛ ۱۹۳۲- جان گلسورتي (انگليس)؛ ۱۹۳۳- ايوان بونين (روسيه)؛ ۱۹۳۴- لوييجي پيراندلو (ايتاليا)؛ ۱۹۳۶- يوجين اونيل (آمريكا)؛ ۱۹۳۷- روژه مارتن دوگار (فرانسه)؛ ۱۹۳۸- پرل باك (آمريكا)؛ ۱۹۳۹- فرانس اميل سيلانپا (فنلاند)؛ ۱۹۴۴- يوهانس ويلهلم ينسن (دانمارك)؛ ۱۹۴۵- گابريل ميسترال (شيلي)؛ ۱۹۴۶- هرمان هسه (سوييس)؛ ۱۹۴۷- آندره ژيد (فرانسه)؛ ۱۹۴۸- تي.اس اليوت (آمريكا/انگليس)؛ ۱۹۴۹- ويليام فاكنر (آمريكا)؛ ۱۹۵۰- برتراند راسل (انگليس)؛ ۱۹۵۱- پار لاگركويست (سوئد)؛ ۱۹۵۲- فرانسوا مورياك (فرانسه)؛ ۱۹۵۳- وينستون چرچيل (انگيس)؛ ۱۹۵۴- ارنست همينگوي (آمريكا)؛ ۱۹۵۵- هالدور لاكسنس (ايسلند)؛ ۱۹۵۶- خوان رامون خيمنس (اسپانيا)؛ ۱۹۵۷- آلبر كامو (فرانسه)؛ ۱۹۵۸- بوريس پاسترناك (روسيه/ جايزه را نپذيرفت)؛ ۱۹۵۹- سالواتوره كازيمودو (ايتاليا)؛ ۱۹۶۰- سن ژون پرس (فرانسه)؛ ۱۹۶۱- ايو آندريچ (يوگسلاوي)؛ ۱۹۶۲- جان اشتاينبك (آمريكا)؛ ۱۹۶۳- گيورگوس سفريس (يونان)؛ ۱۹۶۴- ژان پل سارتر (فرانسه/جايزه را نپذيرفت)؛ ۱۹۶۵- ميخاييل شولوخوف (روسيه)؛ ۱۹۶۶- شموئل يوسف آنيون (اسراييل) و نلي زاكس (سوييس/آلمان)؛ ۱۹۶۷- ميگل آنخل آستورياس (اسپانيا)؛ ۱۹۶۸- ياسوناري كاواباتا (ژاپن)؛ ۱۹۶۹- ساموئل بكت (ايرلند)؛ ۱۹۷۰- الكساندر سولژهنيتسين (روسيه)؛ ۱۹۷۱- پاپلو نرودا (شيلي)؛ ۱۹۷۲- هاينريش بل (آلمان)؛ ۱۹۷۳- پاتريك وايت (استراليا)؛ ۱۹۷۴- ايويند جانسون و هاري مارتينسون (سوئد)؛ ۱۹۷۵- يوجنيو مونتاله (ايتاليا)؛ ۱۹۷۶- سال بلو (كانادا/آمريكا)؛ ۱۹۷۷- ويسنته آلهايخاندره (اسپانيا)؛ ۱۹۷۸- ايساك باشويس زينگر (آمريكا/لهستان)؛ ۱۹۷۹- اوديساس اليتيس (يونان)؛ ۱۹۸۰- چسلاو ميلوش (لهستان/آمريكا)؛ ۱۹۸۱- الياس كانتي (انگليس)؛ ۱۹۸۲- گابريل گارسيا ماركز (كلمبيا)؛ ۱۹۸۳- ويليام گلدينگ (انگليس)؛ ۱۹۸۴- ياروسلاو زايفرت (چكسلاواكي)؛ ۱۹۸۵- كلود سيمون (فرانسه)؛ ۱۹۸۶- اولووله سوينكا (نيجريه)؛ ۱۹۸۷- جوزف برودسكي (روسيه/آمريكا)؛ ۱۹۸۸- نجيب محفوظ (مصر) ؛۱۹۸۹- كاميلو خوزهسلا (اسپانيا)؛ ۱۹۹۰- اكتاويو پاز (مكزيك)؛ ۱۹۹۱- نادين گورديمر (آفريقاي جنوبي)؛ ۱۹۹۲- درك والكوت (سنت لوسيا)؛ ۱۹۹۳- توني موريسون (آمريكا)؛ ۱۹۹۴- كنزابورو اوئه (ژاپن)؛ ۱۹۹۵- شيموس هيني (ايرلند)؛ ۱۹۹۶- ويسلاوا شيمبورسكا (لهستان)؛ ۱۹۹۷- داريو فو (ايتاليا)؛ ۱۹۹۸- خوزه ساراماگو (پرتغال)؛ ۱۹۹۹-گونتر گراس (آلمان)؛ ۲۰۰۰- گائو تسينگجيان (چين/فرانسه)؛ ۲۰۰۱- ويديادار سوراجپراساد نايپال (ترينيداد و توباگو/انگليس)؛ ۲۰۰۲- ايمره كرتش (مجارستان)؛ ۲۰۰۳- جان مكسول كوئتزه (آفريقاي جنوبي)؛ ۲۰۰۴- آلفريده يلينك (اتريش)؛ ۲۰۰۵- هارولد پينتر (انگليس)؛ و ۲۰۰۶- اورهان پاموك (تركيه).

